مرتضی اسدی، نقاش توانمند معاصر این روزها در نگارخانه شاهد و در قلب تهران، ریه های ما را به طراوت طبیعتی پاك میهمان كرده است.

نگاه پاك و نیالوده اش، طبیعت را از صافی خود گذرانده و جهانی سرشار از پاكی، معصومیت و زیبایی را به تصویر كشیده است.

در آنجا، و در قاب مربعی شكل منظره های مرتضی اسدی، نه گناهی قابل تصور است و نه بدی و رنجی احساس می شود. او به طور كامل و با همه قریحه، مهارت و دانش خود از هنر نقاشی، به ستایش از زیبایی و ظرافت پرداخته است. گویی تحمل چیزی كمتر از زیبایی، پاكی و معصومیت را ندارد.

هرچند كه در منظره های او، نشانی از انسان پیدا نیست، اما این منظره ها فقط به وسیله یك انسان قابل دیدن و بازنمایی است؛ آن هم انسانی از جنس این شاهد دردكشیده و هنرمند!

«شور نقاشانه»، «درك آكادمیك» و «فتوشاپ» موجب خلق این آثار شده اند.

اما، چیزی از نم اشك، گاهی یك آه یا حسرت در پس منظره ها، سكوت را به هیاهو یا هیاهو را به سكوت بدل می كند. مرتضی اسدی نقاش است، نقاشی كه چه «قلم مو» و چه «ماوس»، وقتی كه ابزار دست او می شوند، او قرار از كف می دهد.

دست هنرمندش از روح او فرمان می گیرد، شاید هم به قلب اش دوخته شده، در واقع دست اش از ذهن او بیرون می زند... و مگر او روح ناآرامی ندارد؟ ... یا قلبی سوخته و ذهنی تلخ و سیاه؟

پس این همه رنگ، این همه طراوت و این همه سرخوشی در كجای این نقاش پنهان بوده است؟

مرتضی، انگار سال ها بود كه «جدی» حرف می زد و حالا كه ناپرهیزی كرده و با بی خیالی به تپه و كوه و آسمان و درخت و ماه و ابر و دشت پرداخته باید جور دیگری نگاهش كنیم...

نكند كم آورده است این شاهد دردمند؟

این همه سبز، آبی، سرخ، بنفش ... مرتضی، راستی چه طور توانستی این همه را در بغض های فروخورده ات، پنهان كنی؟

گاهی بد نیست گریه كرد... همیشه كه نباید شعار داد، و سخت جلوه كرد و جهان را در روایتی جدی با ادبیاتی جدی تعریف كرد...

اشك هایی كه پنهان شدند، بغض هایی كه در سینه ماندند، رنگ هایی كه از خشم فقط به سرخی گراییدند...، حالا سر باز كرده و از سرانگشتان او به پرواز درآمده اند.

اما، همه اهمیت نقاشی های مرتضی اسدی فقط در توصیف چنین مفاهیمی نیست بلكه واقعیت آن است كه او از پالت رنگ، قلم مو، سه پایه و بوم و رنگ و روغن استفاده نكرده است. او فتوشاپ و صفحه نمایش رایانه و ماوس را به عنوان «كارگاه مجازی» خود انتخاب كرده است.

در بدو ورود به نگارخانه شاهد، بیننده باور نمی كند كه با آثاری برساخته از رایانه روبه رو می شود. رایانه و فتوشاپ به شیوه و آداب مرتضی اسدی درآمده اند و این نكته ای بسیار مهم و ظریف است. در این لحظه است كه باید گفت، هركس كه كمتر از مرتضی اسدی، نقاشی می داند و كمتر از او مهارت فنی و توان طراحی دارد، حق ندارد به «ماوس» دست بزند، تا با آن نقاشی كند.

او نیامده است تا با توهم توانایی ناشی از نرم افزار به احساسات «خود نقاش پندارانه اش» پاسخی حقارت آمیز انباشته از شامورتی بازی های نرم افزاری بدهد.

او، قبل از نخستین تماس دست اش با ماوس، آنقدر نقاشی كشیده بود و آنقدر به مهارت فنی رسیده بود كه اگر هرگز «ماوس» هم دست نگرفته بود، باز هم «مرتضی اسدی نقاش توانمند معاصر» بود.

او با این آثارش ثابت كرده است كه هیچ وقت مرعوب پدیده نرم افزاری نشده و نرم افزار را درحد یك نوع قلم جدید كه باید تحت اراده واختیار او باشد، به كار گرفته است.

مرتضی اسدی، اما هنرمندی آرمانگراست. او در همه دوره های كاری اش نقاشی آرمانگرا بوده، هم اكنون نیز در منظره پردازی هایش آرمانی عمل كرده است. منظره پردازی آرمانی مرتضی اسدی، به او این امكان را داده است تا نگرش شاعرانه یا مذهبی خود را در قالب و پوسته منظره تحقق بخشد. او عناصر منظره هایش را از درون طبیعت برگرفته است، درست به همان شیوه ای كه یك شاعر، واژه هایش را از دل سخنان معمولی، جدا می كند. آرامش، پارسایی و سادگی پنهان در نقاشی های او، ذهن را به سوی نوعی مفهوم «لطافت» كه بدرستی به وسیله نقاش رعایت می شود؛ می كشاند. مرتضی اسدی، گویی سرشاری زندگی و جلوه های فریبنده رنگ را فقط در نقاشی هایش جست وجو می كند و به مصداق این پدیده ها در آن سوی پنجره كاری ندارد. او حتی تركیب بندی و طراحی همه عناصر تصویری منظره هایش را به طور ذهنی اجرا كرده است. او، ابتدا در مقابل بوم سفید (بخوانید یك document سفید از منویNew ) قرار گرفته و با ابزارهایی كه به كارش مربوط باشند (Tools) مانند یك گمشده به راه افتاده است. در مسیر این راه و از پس آزمون و خطاهای بسیار با ابزار تازه اش (photoshop) و به محض پیدا كردن گلوگاهی كه بتواند احساس اش را از آن طریق استخراج كند، دست به كار شده است . او به قصد اجرای یك «آیین» به راه افتاده است و برای تحقق آیین خود كه چیزی جز هنر نقاشی نیست از ابزاری بهره گرفته كه هركس به آن نزدیك می شود به آیین آن ابزار درمی آید. اما مرتضی اسدی با اراده ای غالب و احساسی كنترل ناشدنی به درون فتوشاپ رسوخ كرده و فتوشاپ را به آیین نقاشانه خود واداشته است.