وقتی صدای گلوله ها در سال های اولیه دهه ۵۰ شمسی در تپه های چیتگر بلند شد، هنوز درخت های کاج آن به بلندی امروز نبودند.

اما همین درخت ها در آن روزها مرگ گروهی از مبارزان را به تماشا نشستند. درخت ها سرجای خود باقی ماندند تا پارک چیتگر به محلی برای تفریح ساکنان تهران تبدیل شود و از تپه های آن با دوچرخه بالا و پایین بروند. حالا صدای های ناآشنای تازه ای به گوش درخت های کاج می رسد؛ صدای اره های برقی، دستگاه های برش سنگ و جوش فلزات.

اولین سمپوزیوم مجسمه سازی تهران از روز اول اسفند در این پارک جنگلی بزرگ کار خود را آغاز کرد، سمپوزیومی که برپایی آن در ایران سابقه نداشت اما کشورهای حاشیه خلیج فارس، ششمین یا هفتمین تجربه خود را هم در این زمینه پشت سر گذاشته اند؛ کشورهایی که آثار هنری یا طراحی داخلی بسیاری از مجتمع های بزرگ آنجا را هنرمندان ایرانی خلق کردند. محوطه ای که به سمپوزیوم اختصاص پیدا کرده حسابی شلوغ و پرسروصداست. هر کدام از ۲۲ هنرمند راه یافته به مرحله نهایی در حال کار هستند. بعضی ها مثل لاتیشیا دوبازلر از کشور فرانسه خودشان مشغول کار روی مجسمه هستند و بعضی دیگر دستیارانشان را راهنمایی می کنند تا کار را پیش ببرند. دوبازلر با اره برقی روی تکه چوب بزرگی کار می کند تا بتواند دو هفته دیگر مجسمه، «انسان/ پرنده» را به طور کامل شکل دهد.

مقابل غرفه داریوش مختاری از ایران هم چند نفر مشغول برش فلز بودند تا مجسمه ای آهنی به نام «علی» ساخته شود. بیشتر مجسمه سازها زیر قشری از گرد و خاک مشغول کار هستند وبا ماسکی که برای فرار از گرد و خاک دستگاه های سنگ تراشی به صورت خود زده اند چیز زیادی از چهره آنها دیده نمی شود. فضایی که در پشت غرفه ها به عنوان کافه و محل استراحت هنرمندان آماده شده بهترین جا برای گپ زدن با آنهاست. دالیبور نیکولیچ، هنرمند بوسنیایی با آن قد بلند به راحتی پشت میز جا نمی شود. اول کم حرف به نظر می رسد اما وقتی مسوولان اجرایی سمپوزیوم از پشت میز بلند می شوند او هم به حرف می آید و اتفاقا حرف های جالب و عجیبی می زند. در میان تمام مجسمه های سنگی، چوبی و فلزی او تنها کسی است که لوله های پلاستیکی انتقال آب را برای ساخت اثری به نام «شبکه» انتخاب کرده است؛ فرمی درهم تنیده که به یک کلاف بی آغاز و پایان می ماند.

نیکولیچ داستان خود را از زمانی شروع می کند که اجداد کروات او قرن ها پیش از ایران به راه افتادند و وقتی به سرزمین های اروپای شرقی رسیدند در همان جا ماندند؛«حالا که به ایران آمده ام در هر گوشه، نشانه هایی آشنا از فرهنگ خودم را می بینم. چیزهایی که اصلا غریبه نیستند. مجسمه من هم در واقع بر اساس یکی از همین نشانه های مشترک است. چند سال پیش در کتابی به شکل های اسلیمی و نقوش مذهبی ایران برخورد کردم که در آنها یک نمونه تصویری به شکلی نامتناهی تکرار و در خودش تنیده می شد. در طول این چند سال نمونه های مختلفی از این الگوها را به شکل های مدرن ساختم و این مجسمه، آخرین دستاورد من است.»

مسوولان برپایی سمپوزیوم در نشست مطبوعاتی این رویداد اعلام کرده بودند که این آثار در میدان های شهر تهران نصب خواهند شد. این همان نکته ای است که پرستو آهوان، مجسمه ساز ۲۶ ساله ایرانی به عنوان مهم ترین نتیجه سمپوزیوم از آن یاد می کند. اما ۱۵ هنرمند خارجی حاضر در سمپوزیوم تهران هیچ ذهنیتی از فضای شهری تهران ندارند و حالا هم که به تهران آمده اند، فرصت زیادی برای دیدن شهر پیدا نمی کنند. اما مسئله دیگری هم وجود دارد که شاید مانع از اجرای این طرح شود چون اجرای این طرح به طور طبیعی برعهده سازمان زیبا سازی شهر داری تهران خواهد بود؛ سازمانی که در چند ماه اخیر نشان داده است هیچ رغبتی برای همکاری در طرح های جدید و جذاب سازمان فرهنگی هنری ندارد و حتی در روزهای اخیر دست به کار شده است تا مجسمه های عظیم فضای باز خانه هنرمندان را جمع آوری کند.

نخستین سمپوزیوم بین المللی تهران روز ۲۲ اسفند به پایان می رسد. هنوز مجسمه ها شکل های اولیه خود را پیدا نکرده اند اما احتمالا از ۱۱ تا ۱۸ اسفند که به بازدید عموم مردم از این رویداد اختصاص یافته است، تصویرهایی که در بروشور سمپوزیوم چاپ شده، تجسم خواهند یافت.