جشنواره‌ی موسیقی فجر تمام شد؛ مناقشات به‌خاطر برپایی كنسرت‌ها و مجوز گیری‌های حوزه‌ی هنری هم به‌فرجام رسید. مسابقه‌ی عكس خبری سوره برگزار و پاپ‌ها به جشنواره‌ی موسیقی راه داده شدند؛ دوسالانه‌ی كاریكاتور تمام و مجسمه تمدید شد و مجموعه‌ی صبا در اختیار تصویرهای معماری و نقش‌های نخست وزیر درآمد. اكبر رادی تئاتر ایران درگذشت؛ چهلم قیصر شعر معاصر سپری، ژازه‌ طباطبایی به آسایشگاه سالمندان برده شد و ژولیت بینوش هم برای دومین‌بار به تهران آمد...

در میان این اخبار مربوط به محو عمارت بادگیر حوزه‌ی هنری گم شد.

● خبری كوتاه:

"برج ۲۰ متری حوزه‌ی هنری محو شد"

بخشی از عمارت بادگیر یادگاری حوزه‌ی هنری كه اوایل پاییز، شبانه تخریب شده بود، با رسانه‌یی شدن جریان مسوولان امر چنین توجیه آوردند كه قدمت تاریخی ندارد و در فهرست آثار ملی ثبت نشده است! با این اوصاف روند تخریب را متوقف كردند.

پاییز گذشت و زمستان رسید و موج اخبار حوزه‌های مختلف فرهنگ و هنر بالا گرفتند.

حوزه‌ی هنری در میانه‌ی این اخبار در سكوتی شبانه بار دیگر روند تخریب را در پی گرفت و حالا گودبرداری‌ها برای گسترش بناهای تازه‌ی این نهاد با سرعت پیش‌رفته و محوطه به زمینی آماده‌ برای احداث بنا، تبدیل شده است.

از حوزه‌ی هنری دیگر نه خبری می‌آید و نه برجی كه نماد بادگیر تاریخی باشد و یا حتا نباشد و اهالی هنرهای تجسمی كه سال‌های جوانی‌شان را در دوران انقلاب، و جنگ و پس از آن در كانكس‌های حوزه‌ گذرانده‌اند، با طنزی تلخ می‌گویند: گسل زمین‌لرزه‌ی تهران دور زد و از زیر بادگیر همین بادگیر رد شد...