پنجمین دوسالا‌نه مجسمه‌سازی معاصر تهران با تاخیری كه جزء لا‌ینفك همه بی‌ینال‌ها شده بالا‌خره برگزار شد و این بار عنوان <صلح، زندگی، افق آینده> را با خود داشت.

پنجمین دوسالا‌نه مجسمه‌سازی را با نگاهی به آمار شركت‌كنندگان آن پیش از هر چیز باید دوسالا‌نه‌ای از آن مجسمه‌سازان نسل امروز و جوان جامعه دانست.

تعداد ۲۶۳ شركت‌كننده زیر ۳۵ سال از میان ۳۷۱ نفر، رقمی است كه اشتیاق این عده را برای بیان و نمایش ایده‌ها و اندیشه‌هایشان در این شاخه از هنرهای تجسمی نشان می‌دهد.

در این دوره به جز هنرمندان مدعو، حضور هنرمندان سال‌های پیش را كمتر می‌بینیم و شاید بتوان با نگرشی مثبت آن را اینگونه تعبیر كرد كه آنها قصد داشته‌اند عرصه را برای هنرمندان جوان‌تر و جویای‌نام خالی كنند.

همكاری انجمن مجسمه‌سازان و موزه هنرهای معاصر در این دوسالا‌نه در شرایطی كه انجمن‌های دیگر یا به صورت مستقل بی‌ینال برپا می‌كنند و یا از شركت در بی‌ینالی كه موزه مدیریتش را بر عهده دارد، سر باز می‌زنند، جالب توجه است. متولی اصلی دوسالا‌نه مجسمه نیز در این دوره موزه بوده است و این در حالی است كه انجمن هنرمندان مجسمه‌ساز در قیاس با دیگر انجمن‌ها كمتر به فعالیت خودانگیخته‌ای دست می‌زند. بنابراین از همان ابتدا كه تولی‌گری دوسالا‌نه را موزه بر عهده گرفت، با نظر انجمن نه‌تنها مخالفتی نداشت بلكه خشنود هم بود و شاید عدم حضور تعدادی از هنرمندان بنام را بتوان به این مسائل مربوط دانست.

در هر صورت این بی‌ینال برپاست و البته نه به تمام بلكه بخش زیادی از هنر مجسمه امروز ما و روندی كه در پیش دارد را به نمایش گذاشته است.

این دوسالا‌نه از نظر نوع آثار به نمایش درآمده به‌خصوص در نوع نگاه و ایده‌های خالقان آثار و اهمیت به فرم‌های انتزاعی و مدرن از سوی آنها چندان تفاوت و جهش خاصی نسبت به دوره‌های گذشته ندارد.

هرچند بر این سخن با وجود گسترده شدن متریال و تنوع مدیوم‌های به كار گرفته‌شده در آثار به نظر چندان هم نمی‌توان پافشاری كرد.

خلق آثاری كه دیگر در تعریف كلا‌سیك مجسمه جای نمی‌گیرند و بیشتر به ویدئوآرت، اینستالیشن و پرفورمنس شبیه هستند، بیان می‌كند كه باید تصویر ذهن را در خصوص مجسمه و تعریف آن با متریال‌هایی چون چوب، برنز و سنگ آن هم در شكل واحدی كه دارد، تغییر داد و به آن قبولا‌ند كه نور، صدا، حركت، تصویر و بسیاری عناصر و مواد دیگر هم می‌توانند در شكلی كه مجسمه تعبیرش می‌كنیم حضور داشته باشند.

البته به‌كارگیری موادی غیرمتعارف و برهم‌ریخته شدن تعریف مجسمه در جهان چیز تازه‌ای نیست اما نفوذ این ایده و فكر در این سرزمین و توسط هنرمندان اینجا گویای این است كه كم‌كم به عرصه دنیای پس از مدرنیته وارد می‌شویم.

تنوع مواد مورد استفاده در مجسمه‌ها و دیدگاه‌‌های متفاوت به مفاهیمی انتزاعی چون صلح، افق آینده و هستی و تلا‌ش برای فرمال كردن این مفاهیم به شیوه‌های مختلف كه گاه در حدی بسیار نازل و گاه خوب ظاهر شده‌اند شاید چنین باشد كه در مرحله گذار از مدرنیسم به پس از مدرنیسم به سر می‌بریم.

برخی از آثار جدای از ایده ضعیف چنان اجرای ضعیفی دارند كه انگار نمایشگاهی از یك دبیرستان یا موسسه می‌بینیم. برخی آثار دیگر در عین اینكه آثاری درخور محسوب می‌شوند اما شاید به سختی بتوان در حوزه مجسمه جایشان داد مثل آثاری كه پیش از این در بی‌ینال سفال و سرامیك دیدیم.

به هر حال برپا شدن این بی‌ینال با تمام ضعف‌هایش بهتر از برپا نشدنش است به‌خصوص اینكه هدف آن توسعه و ارتقای هنر مجسمه و نقد و بررسی آن عنوان شده است.

هیات انتخاب آثار این دور از دوسالا‌نه را بهروز دارش، حمیدا... رضایی، حمید شانس، رضا قره‌باغی و ایرج محمدی تشكیل داده و دكتر رابرت مورگان از آمریكا، سوجونگ هیون از كره، سعید شهلا‌پور، حمید شانس و بهروز دارش هیات داوری را بر عهده دارند. این نمایشگاه دربرگیرنده ۱۱۲ اثر است كه تا ۱۵ دی‌ماه در موزه هنرهای معاصر در معرض نمایش خواهند بود.