نگارخانه تهران، که هدف از احداثش عمدتاً نمایش دستاوردهای هنری استادان و دانشجویان دانشکده هنرهای زیبا می توانسته باشد، از نظر مکانی و امکانات نمایش گذاری آثار بهترین شرایط را بین نگارخانه های تهران دارا است؛ هرچند در مجموع رویکردی محافظه کارانه دارد. به هر حال، این بار یکی از فارغ التحصیلان همین دانشکده نمایشگاه منسجم و موجهی در این نگارخانه برپا کرده است. رادیکال طراحی (۱۱-۲ آذرماه)، به انتخاب وحید شریفیان، آثار طراحی۲۲ هنرمند جوان را که هر یک در شاخه یی از هنر بصری فعالیت حرفه یی دارند، مثلاً نقاش، گرافیست، تصویرساز، ویدئو آرتیست یا عکاس اند، در کنار هم به نمایش درآورده است.

شاید این پرسش برایتان پیش بیاید که اینجا مراد از «طراحی» چیست. مثلاً طراحی های یک نقاش را می توان تصور کرد، اما طراحی برای عکاس یا گرافیست چه مفهومی می تواند داشته باشد؟ پاسخ اینکه گرچه طراحی را پیش تر در حکم «پیش طرح» یا «اتود» یک نقاشی یا مجسمه می شناختیم، امروز مدت هاست که تعریفی پردامنه تر و متنوع تر یافته و می تواند فی نفسه و بی آنکه انتظار هیچ اتفاق بعدی را از آن داشته باشیم، یک اثر هنری مستقل به شمار رود.

فعل طراحی به سبب روانی و بی واسطگی و فی البداهگی اش، ابزار بسیار مناسبی برای انتقال سریع و آنی ذهنیات، ایده ها و تخیلات هنرمند بر «سطح اثرپذیر» است. این آثار نیز از آن رو طراحی به شمار رفته اند که جریان فعالیت آزادانه و کنترل نشده ذهن را پیش از آنکه در دام اجرا افتاده و از بی واسطگی درآید، نمایش می دهند. جالب است بدانید که بسیاری افکار خلاقه خیلی زود در جریان خلق اثر هنری گرفتار سانسور ذهن شده، حذف می شوند. از همین رو طراحی را در حکم رفتاری سریع تر و بی واسطه تر ارج می نهند. از سویی دیگر، مشاهده محصول این سیلان خلاقیت برای بیننده جذاب و خیال انگیز بوده، می تواند ذهن را درگیر کند و اندیشه را به پرواز درآورد، یا ناتمامی و سوال برانگیزی اثر، شخص را به تامل وادارد تا پاسخ های خودش را بیابد.

«طراحی» بودن در این نمایشگاه به این معنی نیست که همه کارها روی کاغذ ند، بلکه برخی بوم یا حجم اند. حتی فرهاد فزونی پرچم پارچه یی ایران را در اثر طراحی اش به کار برده و امیرعلی قاسمی عکاسی از ژست های فی البداهه بازدیدکنندگان در برابر پرده های بزرگش را طراحی معرفی می کند. طراحی به معنای نبودن «رنگ» هم نیست، چرا که در بعضی آثار فوران رنگ می بینیم؛ حتی توده های متراکم رنگماده روی کاغذ(شریفیان)؛ و هیچ کاری بدون رنگ نیست.

در برخی کارها از کلاژ استفاده شده، مثلاً اشیای بسیار شخصی (بهروز رائی) یا عکس برگردان(شنتیا ذاکرعاملی). بعضی طراحی ها ثبت رفتار آنی و پرتحرک هنرمندند(شهریار احمدی، فرشید شفیعی)، و برخی شامل پرداخت های دقیق و با ظرافت (بابک ثمری، آلادهقان، آزاده مدنی). پرداخت دقیق اینجا به معنای ساخت وساز نیست، بلکه مقتضای همان جریان بی واسطه فکر است که در جایی حرکت سریع و سیال و در جایی دیگر توقف و تمرکز را ایجاب می کند.برخی از این طراحی ها به آثار نقاشی هنرمند بسیار نزدیک اند(رکنی حائری زاده، علی چیت ساز، حامد صحیحی، مهدی فرهادیان، سمیرا اسکندرفر) و برخی از رویه قبلی هنرمند فاصله گرفته اند، مثل جعبه - بوم های کوچک مرتضی زاهدی تصویرساز که یک جور نقاشی سه بعدی زنده و پویا شده اند. محتوای این آثار اما به خوبی با رویه فکری که در هر یک از این هنرمندان سراغ داریم هم نواست و باید هم چنین باشد چرا که طراحی بهترین وسیله برای عینیت بخشی صادقانه ایده است.

بدین سان رویکردهایی متنوع را شاهدیم؛ برخوردهای نقاشانه و شخصی (حائری زاده، دهقان، احمدی، ذاکرعاملی، و به تعبیر کلی غالب آثار موجود)، پرداخت به حساسیت های زنانه (مریم امینی، آزاده رزاق دوست)، بیانیه انتقادی (فرهاد فزونی)، نقد اجتماعی و گروتسک (محسن احمدوند، علی چیت ساز) یا تداعی های آزاد روانی(بکتاش سارنگ جوانبخت، محمدعلی شفاهی). برخی هنرمندان فرم های طبیعی را با دغدغه های صوری یا مفهومی خود می آمیزند و به نتایجی مختلف می رسند(امیر فرهاد، آزاده مدنی) و برخی مستقیماً به مسائل جامعه معاصر می پردازند. هم طنز گزنده و بدبینی انتقادی را می توان یافت و هم شور و شعف و ستایش زندگی را.

چنان که گفته شد این هنرمندان در شاخه های مختلف هنر بصری فعال و موفق اند، اما در مورد برخی، مثل محسن احمدوند، به نظر می رسد همین رسانه طراحی بهترین امکان را برای ارائه گزاره هنرمند در اختیارش می گذارد و به نتیجه یی کامل و منسجم می رسد، پس چه بسا طراحی خود رسانه مطلوب هنرآفرینی او باشد. در مجموع، این آثار با وجود خصلت ناتمام و پرسش برانگیزشان، همه توانایی های خلاقه صاحب اثر را به نمایش می گذارند و نیز راه خوبی برای شناخت روند فکری و آفرینندگی خالق خودند.

نکته آخر نقش گردآورنده آثار یا به اصطلاح کیوریتور است؛ حرفه یی که در فضای هنر معاصر ایران هنوز جایگاه مناسب خود را نیافته و دقت و جدیت بیشتری می طلبد، چرا که در کنار خلق اثر، نحوه انتخاب و دیدگاه حاکم بر یک نمایشگاه نیز اهمیت دارد و در تاثیرگذاری تک تک آثار و در مجموع برای شکوفایی هنر معاصر ما موثر است. نمایشگاه اخیر از این حیث نمونه یی موفق بوده که انتخاب هماهنگ و قابل تامل و نمایش گذاری آگاهانه و بامعنا را به نمایش می گذارد.

هلیا دارابی