زمانی در آكادمی هنر فلورانس، میان داوینچی و طرفدارانش از یك سو با میكل آنژ و هواخواهانش از سویی دیگر، این اختلاف در گرفت كه آیا باید مجسمه در فضای بسته باقی بماند یا می تواند در میدان شهر قرار گیرد. در حقیقت بحث اصلی بر سر این نكته بود كه آیا باید هنر ناب در موزه ها بماند و مردم را به موزه ها بكشانیم و یا نه! می توان هنر را به صحنه عمومی زندگی مردم وارد كرد و تأثیر آن را بر رفتار اجتماعی مردم دید. با این حال، میكل آنژ سرسخت تر از آن بود كه تسلیم شود و سرانجام مجسمه پرهیبت و سحرآمیز داود در مركز شهر فلورانس نصب شد.

اما اینك شاید دیگر جدالی بر سر این نكته نباشد كه گسترش شهرنشینی و خشونت زندگی صنعتی نیازمند مرهمی چون زیباشناسی شهری و به كار گرفتن حجم و مجسمه در شهرهای امروزین است. زیبایی شناسی شهری از شتاب دیوانه وار زمان می كاهد، لذت مكث را هدیه می دهد و روانشناسی و هنر شهری را به معابر می آورد. گذشته از آن كه توریسم شهری و نمادسازی جهانی را نیز در خدمت اقتصاد شهر قرار می دهد.

در جهان جدید شهر به معنای درگیری صرف آسفالت و اتومبیل و ساختمان نیست. زندگی شهری با نوعی زیبایی شناسی شهری، معماری شهری، مبلمان شهری و ادراك دید و حتی شنیداری شهری گره می خورد. بدین ترتیب است كه شهروندان تنها در تراكم حركت و ازدحام در هم پیچیده نمی شوند و البته همه چیز در زیبایی صرف خلاصه نمی شود. در حقیقت ما می توانیم به نوعی به شهری كه در آن زندگی می كنیم هویت بدهیم، هویتی كه از لابه لای فرهنگ، متون، باورها، تاریخ و شخصیت های آن پدید می آید و یا برگرفته از نیازها، دغدغه ها و تصویر كنونی زندگی انسان امروزی است.

● چرا شهرها؟

مهندس حمید ارباب شیرانی معمار متخصص فضاهای باز شهری هدف از شهرسازی را ایجاد محیط آرام و سالمی می داند كه آسایش و غنای زندگی ۲ اصل اساسی در ایجاد آن است. آسایش را می توان با تأمین نیازهای مردم به وجود آورد اما غنای زندگی هنگامی است كه معنویت هنری در محیط های شهری وارد می شود. مجسمه ها در حقیقت به مكان هویت می دهند. میدان ها و فلكه ها كانون توجه شهروندان هستند. یك حجم یا مجسمه یا اثر هنری به مكان هویت می دهد و روحیه منحصر به فردی به فضا می دهد. از دیدگاه جامعه شناسی نیز در حقیقت به نوعی نیاز هویت قومی و ایجاد تفاهم بین اقشار مختلف ساكن در شهرهای مدرن پاسخ می دهد. این فضاها می تواند از ورودی یك ساختمان بلندمرتبه یا تقاطع چند خیابان اصلی و فرعی باشد. در یك اصل ساده تر، شهر تنها با خیابان كشی ساخته نمی شود. حتی اگر روزی هم بر این مبنا ساخته شده باشد نیازهای جدید شهرنشینی باید روند گذشته را كامل كند. در حقیقت شهرها با نكات فنی و زیبایی شناسی خود هستند كه زنده می مانند و كاركردهای ویژه خود را می یابند. مجسمه های شهری یكی از این نمادها هستند. آذر شعاعی مجسمه ساز در این مورد می گوید: «مجسمه شهری، حجمی سه بعدی و دارای فرم و بیان هنرمندانه است كه از جهات مختلف قابل دیدن است. موضوع آن معمولاً پیكره یك انسان، حیوان، گیاه یا شیء است و جزیی از مبلمان شهری است. بنابراین از نقش برجسته كه از یك جهت قابل دید است متفاوت است. كاركرد اصلی مجسمه تزئین، هویت بخشی یا انتقال پیامی به ناظران است و مهم ترین وجه تمایز مجسمه های شهری با فضاهای بسته آن است كه بیننده ها بیشتر و تركیب آنها متنوع تر است. بدین ترتیب حتی آنها كه سواد خواندن و نوشتن ندارند، بیننده این حجم ها هستند. اما این كار یك كار مشترك است كه مجسمه سازان، طراحان شهری و مبلمان شهری، برنامه ریزان و طراحان منظر با حمایت مدیران شهری آن را انجام می دهند. اما مجسمه تنها اثر حجمی زینت بخش میدان ها نیست. آثار حجمی متنوعی در فضاهای شهری استفاده می شوند. بهره برداری هوشمندانه از این آثار می تواند فضاهای متنوعی را به وجود آورد.»

● شناسنامه شهرها

«طاق های یادمانی» معمولاً برای گرامیداشت وقایع بزرگ ساخته شده اند. طاق میدان اتوال پاریس یادآور پیروزی های ناپلئون است. در ایران نیز دروازه تهران نمونه چنین آثاری است. «ستون های یادمانی» از دیگر این آثار است. شاید شكل تغییر یافته ستون ها هم اكنون به صورت برج ها در شهرها باشد مانند برج آزادی در تهران. این ستونها در شهرهای باستانی نماد هندسه گرایی، نظم و قدرت بوده است. گاهی نیز برای بیان ثبات، پایداری و همبستگی ساخته می شده است.

«ساعت های تزئینی» زینت بخش بسیاری از میادین هستند كه در برخی شهرهای شمالی هم در میدان ها دیده می شوند. برجسته ترین آنها ساعت

big ban در شهر لندن است كه نماد این شهر در اكثر پوسترها و كادرهاست. این ساعت ها اگر به دقت مكان یابی شوند، نشانه قوی در شهر محسوب می شوند و تأثیر دید قوی خواهند گذاشت.

در ایران نیز تا به حال موضوعات زیادی دستمایه آرایه شهری بوده است. مشاهیر و شخصیت های تاریخی چون فردوسی، مبارزان چون ستارخان و باقرخان، اسطوره ها چون گرشاسب و اژدها در میدان حر، مضامین مذهبی، یادمان های تاریخی، سیاسی چون مجسمه فلسطین در میدان فلسطین و یا مضامین محلی در برخی شهرهای شمالی، همچنین مفاهیم انتزاعی و فرهنگی.

با این حال هنگامی كه بخواهیم باوضعیتی مطلوب نسبت آرایه های هنری در فضاهای شهری موجود را بسنجیم، شهرها خالی به نظر می رسند. چنان كه به گفته فرهاد سلطانی، عضو انجمن معماران و شهرسازان ایران، فضاهای شهری به دو بخش فضاهای خصوصی و عمومی تقسیم می شوند. فضاهای عمومی شامل خیابان ها، میدان ها، پارك ها و غیره چندان كیفیت مناسبی ندارند. چنین به نظر می رسد كه فضاهای عمومی ما باقی مانده فضاهای ساخته شده هستند. به این معنی كه در شیوه شهرسازی ما، تنها به ساختن ساختمان ها فكر می كنیم و هر چه باقی ماند، به عنوان فضای شهری در نظر گرفته می شود.

در فضای شهر دو مفهوم منظر شهری یعنی شكل فیزیكی شهر و دیگری سیمای شهر وجود دارد. سیمای شهر تأثیر فضا بر روان آدم هاست. مجسمه یكی از عناصری است كه در بالا بردن كیفیت فضای شهر و القای آرامش تأثیر زیادی دارد.»

● مجسمه سازی ایرانی

مجسمه سازی در ایران، برای نخستین بار بعد از گشایش هنرستان كمال الملك به شكل آكادمیك مطرح شد. ابوالحسن صدیقی از نسل اول مجسمه سازها بود كه از این هنرستان فارغ التحصیل شد. دانشگاه هنر و دانشگاه تهران تربیت نسل دوم مجسمه سازان را ادامه دادند.

در این میان مجسمه سازی همچنان ادامه پیدا كرد. علی اكبر صنعتی همان كسی كه در میدان توپخانه موزه ای داشت وكارهای خود را در آنجا به نمایش می گذاشت در جنوب شهر هم موزه كوچكی داشت كه مجسمه ستارخان و باقرخان و بزرگان دیگر را به نمایش گذاشته بود.

با این حال خلأ رشد هنرهای تجسمی در ایران یا كاربرد آنها تنها به نبود بسترهای اجتماعی در سال های گذشته برنمی گردد، نوعی خلأ تاریخی چند صدساله در این مورد دیده می شود. چنانچه مهندس ارباب شیرانی اشاره می كند نخستین عامل بازدارنده مجسمه سازی در ایران به زیرساخت های خردورزانه برمی گردد كه به مرور زمان به نوعی خشونت و عصبیت نسبت به بعضی شاخه های هنری منجر شده است. عملاً در فضای زیستی ایران، چه خصوصی و چه عمومی شاهد حضور حجم به عنوان یك عامل زیبایی نیستیم و چون حامیان و واردكنندگان این محصول فرهنگی نیز حاكمیت بوده است، هنوز اقتصاد مجسمه در ایران وابسته به سیستم دولتی است و نتوانسته خریدار شخصی را در خود بگنجاند. از سویی ما باید بدانیم مخاطب از حجم چه چیزی می خواهد كه نمی تواند آن را در نقاشی و سینما و تئاتر و موسیقی پیدا كند. مجسمه سازی نیازمند نوعی دانش است كه تنها در مراكز آكادمیك به وجود نمی آید چون دانشگاه ها نمی توانند نقاش یا عكاس یا مجسمه ساز تولید كنند، آنها تنها چارچوب فنی لازم را آموزش می دهند.

در ضلع شمالی میدان باهنر (نیاوران) مجسمه نمادین شهدا نصب شده است، سرو شكسته ای كه ضربه خورده اما نیفتاده است. سعید شهلاپور استاد مجسمه سازی دانشگاه هنر این اثر را نخست در مسابقه ای با موضوع یادمان شهدا ساخته بوده است. او معتقد است تهران از نظر مجسمه های شهری فقیر است. در كشورهایی كه غنای آثار تجسمی هست، مجسمه هایی از سال های مختلف وجود دارد. مجسمه ای از هزارسال پیش در كنار مجسمه ای با شش ماه سن.

مسأله دیگری كه برخی هنرمندان تجسمی به آن اشاره می كنند این نكته است كه ما بالفطره ضعیف نیستیم. آثار خوبی در این سال ها عرضه شده اما مسأله اصلی اینجاست كه برای تهیه فرم و حجم هر اثری به افراد خبره مراجعه نشده است. از سویی درست است كه مردم فرانسه هنردوست هستند اما این مسئولان و مدیران بوده اند كه باعث شده اند درك مردم بالا رود. این درحالی است كه تزئین بسیاری از میدان ها نخل های نئون پلاستیك، چراغ های رنگی، درشكه، قلوه سنگ یا درخت های پلاستیكی است. یا حتی برخی كالاهای تزئینی لوكس تر كه واردات چینی هستند و در تقاطع ها و معابر شهرستان ها به وفور دیده می شود كه با قیمت گزافی وارد شده است. یا ورودی شهر دماوند در سال های گذشته یك دسته گل فایبرگلاس با رنگ های تند بود كه برای استحكام بیشتر داخلش بتون ریخته بودند. شاید چنین روندی برای شهروند ساكن، عادی شده باشد اما توریست خارجی توقفی در تهران ندارد و نخستین كاری كه می كند بلیت اصفهان یا شیراز را رزرو می كند. در حقیقت ما نمی توانیم به شهرها به دید روستاهای بزرگ یا تنها معابر شهری نگاه كنیم. شهروندان نیازمند آرامش، نیازمند اعتلای فكری و لذت بصری هستند.

چنان كه مهندس شیرانی به تجربه شهرهای موفق دنیا اشاره می كند: «سازمان ها و نهادهای زیرمجموعه شهرداری ها دست اندركاران این مسأله هستند. شوراها نیز نظر كارشناسی می دهند. در مورد هر پیشنهاد، كمیسیون شهرداری تصمیم می گیرد كه آیا این كار با فضا متناسب است یا نه. پس از تأیید كمیسیون شهرداری و شورای شهر، پارلمان كمیسیون مخصوص تشكیل می دهد. در فرانسه یك درصد بودجه باید صرف مجسمه شود. این است كه در یك مجتمع فضای سبز، حتماً یك مجسمه هست. شهرداری برای ترمیم بناهای قدیمی، عوارض نمی گیرد.»

البته در سال های اخیر حركت های امیدواركننده ای نیز در حوزه شهری انجام شده اما این روند نیازمند تقویت بیشتری است.

حضور نشانه های هنری در شهری مانند تهران یا دیگر شهرها از خشونت شهری می كاهد. شاید به همین دلیل است كه پیاده روی در شهرهای زیبا برای آرامش و لذت بردن انجام می شود.

در نهایت از لحاظ كارشناسی مجسمه در شهر كاركردهای متنوعی دارد. از سویی به مكان ها هویت می بخشد، فضای شهر را سرزنده می كند، آگاهی های عمومی و درك عام را افزایش می دهد، به شهرها نشانه های نمادین می بخشد و هنر و فرهنگ بومی را به نمایش می گذارد.

شاید به همین دلیل است كه تندیس ۵۲ متری مادر روسیه برفراز ولگوگراد، مجسمه روح هیوستون و ۱۱ كپی از مجسمه آزادی در سراسر جهان، هر یك نماد شهرهای خود هستند. همچنان كه اگر وارد موزه Modern Art ایتالیا شوید، مجسمه فردوسی اثر استاد ابوالحسن صدیقی شما را از كشور مجسمه ها به میدان فردوسی تهران می برد.

مهری حقانی