● اسب های رنگارنگ

تالار آبی كاخ نیاوران پس از مدتهاخالی و بدون استفاده ماندن از روز پنج شنبه ۲۸ مهر تا اول آبان ماه میزبان نمایشگاهی بود كه هرچند عنوان آن در ابتدا كمی عجیب و غریب به نظر می رسید اما خود آن اتفاقی نادر بود كه شاید نتوان نمونه ای برای آن پیدا كرد. این نمایشگاه شامل آثار نقاشی، عكاسی و خلق آثار هنری روی تندیس هایی از اسب می شد كه جالب ترین بخش آن، همان تندیس های نقاشی شده اسب هایی بود كه عباس مشهدی زاده آنها را ساخته بود.

بیش از ۲۰ هنرمند سرشناس معاصر تندیس های اسب را به آتلیه های خود بردند تا به جای خلق آثاری روی بوم یا كاغذ، این بار به خلق نقش های خود بر روی بدن اسب بپردازند. صادق تبریزی، علی ترقی جاه، یعقوب امدادیان، آنه محمدتاتاری، حسین خسروجردی، رضا درخشانی، یدالله كابلی، حسین محجوبی، كریم نصر، احمد وكیلی، رضا هدایت ، افشین پیرهاشمی، گیزلا وارگا سینایی، ایرج زند، پویا آریان پور، پونه جعفرنژاد، مصطفی دشتی ، ناصر عزیزی، علی متین و مجید مهرگان هنرمندانی بودندكه ایده های ذهنی خود را حول تم مشترك «اسب» به تصویر درآوردند.

برخی از هنرمندانی كه در این نمایشگاه آثار خود را ارائه كردند، پیش از این نیز در نقاشی های خود به موضوع اسب توجه داشتند و حضور این جاندار در آثارشان چشمگیر بود. برای مثال علی ترقی جاه در تابلوهای نقاشی خود همواره از فرم های مدرن شده فیگورهای مینیاتوری استفاده می كند كه با تركیب رنگ های شاداب، مینیاتورهای مدرنیستی را به ذهن می آورد. او در نقش زدن بر تندیس اسبی كه در اختیار داشت از همان فرم های نقاشی های خود استفاده كرد و عجیب هم نبود كه پس از این همه سال استفاده از آناتومی اسب در آثارش ، تندیس نقاشی شده خود را «دوست من» بنامد. اكثر آثاری كه بر روی بدن ۲۲تندیس اسب این نمایشگاه نقش خورده بودند از دور نقاش خود را معرفی می كردند، چرا كه هنرمندان همان روند كاری خود را كه بر روی بوم دنبال می كردند در اینجا هم به اجرا گذاشتند. اما جذابیت آثار نمایشگاه در این بود كه هریك از هنرمندان جنبه ای را كه تاكنون بر روی بوم نیاورده بودند در مواجهه با این تندیس ها آشكار كردند. برای مثال حسین خسروجردی كه از حدود پنج سال پیش به نقاشی دیجیتال رو آورد و به باند پیچی كردن شخصیت های آثارش پرداخت در این نمایشگاه نیز تندیس اسب خود را باندپیچی كرد اما این بار ، محور اصلی آثارش در اثر این باندپیچی حالتی نامتعادل و بدون استواری پیدا كرد. شخصیت تابلوهای خسروجردی معمولاً درحالتی مسخ شده و اسیر به نظر می آیند اما تندیس اسب او حالتی ستیزه جو و مبارزه گر پیدا كرده است كه انگار می خواهد از این بندها خلاص شود و به حركت در بیاید.

گیزلا وارگا سینایی هنرمند مجاری الاصل ایرانی كه از حدود ۴۰ سال پیش در ایران زندگی می كند هم در این نمایشگاه تندیس اسبش با نام «اسب بارانی » را در حال و هوایی نزدیك به تابلوهای نقاشی خود خلق كرده است كه نمادهای نقاشی های سنتی و آرایه های كتاب های قدیمی ایران در آن به چشم می خورند. هرچند تمام آثار این نمایشگاه روی تندیس هایی كاملاً یكسان خلق شده اند اما اتفاقی كه در پایان می توان حاصل آن را دید، كاملاً جدا از این شرایط است كه هریك از این هنرمندان روی بوم های سفید یكسان كار كنند. چرا كه علاوه بر وجود داشتن یك تم مشترك، كاركردن روی بومی كه پستی و بلندی دارد و به یك مجسمه شبیه است خود می تواند عاملی برای خلاقیت های تازه باشد.

یعقوب امدادیان هرچند دراین نمایشگاه بازهم از همان تابلوهایی كه با تركیب بندی های رنگی خلق می كند استفاده كرده است اما خلاقیت او آنجا آشكار می شود كه این تركیب بندی را فقط برای نقش زدن زین اسب به كار برده و تمام بدن اسب به زمینه ای برای ظهور این تركیب بندی رنگی تبدیل شده است. این هنرمند در استفاده از رنگها نیز به شكلی عمل كردكه با نگاه كردن به تندیس اسب از دو جهت مقابل دو دنیای مختلف را به ذهن مخاطب می رود: در یك سو با رنگ غالب قرمز دنیایی از حركت و شور و هیجان تصویر شده است و در سوی دیگر با استفاده از رنگ غالب زرد می توان فضای ذهنی آرام تری را دید.

رضا هدایت و احمد وكیلی نیز از آن هنرمندانی هستند كه همان فضای نقاشی های خود را در این نمایشگاه دنبال كرده اند. هدایت كه در نقاشی های خود از فیگورهای انسانی در كنار جانداران اساطیری استفاده می كند ، تندیس خود با نام «گلپا» را با همین تصاویر نقش زده است. پرنده ها و جانداران اساطیری در كنار چهره هایی كلی از انسانها به شكلی تصویر شده اند كه انگار اسب حامل آنها، این تصاویر را در طول سالیان دیده و آنها را در حافظه خود حفظ كرده است.

آنه محمدتاتاری علاوه بر تندیس اسب، دو تابلو نیز دراین نمایشگاه به نمایش گذاشته است كه مكمل یكدیگر به نظر می رسند. او كه در تابلوهای كلاژگونه خود از پارچه های رنگ شده استفاده می كند برای نقش زدن بر اسبش به نام «شایلان» نیز همین شیوه را به كار برده و انگار لباسی برای شایلان دوخته كه هربخش از آن برگرفته از فرهنگ گوشه ای از این سرزمین هستند. در میان آثار این نمایشگاه شاید بتوان تندیس های نقاشی شده از سوی افشین پیرهاشمی و صادق تبریزی را متفاوت از كارهای نقاشی آنها دانست. افشین پیرهاشمی كه در آخرین دوسالانه نقاشی تهران جزو نفرات برگزیده بود هر چند در اثر خود از همان فضاهای سیاه و سفید طراحی گونه استفاده كرده است اما محور اصلی اثرش این بار دیگر

انسان هایی با ظاهر مدرن نیستند بلكه تصویری از یك جنگجوی قدیمی كمان به دست در مركز آن دیده

می شود. تبریزی نیز كه در همین نمایشگاه دو تابلوی مینیاتور گونه را روی دیوار جای داده بود برای نقاشی تندیس خود فقط از رنگها و فرم هایی كه با آنها خلق می شود استفاده كرد. هر چند رنگ های شاداب و متنوع این اثر حال و هوایی مدرن به كارش داده اند اما در زیر لایه رویی این اثر ، فرم هایی از المان های نقاشی سنتی و آرایه های هنری قدیمی ایران را

می توان دید. یدالله كابلی ، استاد خوشنویسی ایران تنهاهنرمندی است كه برای خلق دو اثر خود به استفاده صرف از این هنر قدیمی كشور پرداخته است. هر چند معمولاً هنر خوشنویسی را با آثار انتزاعی معاصر در تضاد می دانند اما آثار كابلی بدون هیچ تضادی و با زیبایی تمام در دل این نمایشگاه جای گرفته اند؛ انگار خط نوشته های كابلی ردی از قلموهایی آبی رنگ بر بدن تندیس هستند كه باد حاصل از دویدن اسب را تصویر می كند. بخش هنری جشنواره اسب كه در تالار آبی كاخ نیاوران برگزار شد، غیر از ۲۲ تندیس اسب ، چندین تابلوی نقاشی و چندقطعه عكس را هم در بر می گرفت اما این مجموعه تندیس ها، نمایشگاهی را به وجود آورده بودندكه نگاه مخاطبان، كمتر به تابلوها جلب می شد و در یافتن ذهنیت هنرمندان ایرانی برای خلق آثاری روی بدن اسب ها در كانون توجه قرار می گرفت.

بهروز دشتی