روزنامه واشینگتن ‌پست در مقاله‌ای پیرامون پرونده هسته‌ای ایران و رویکرد آمریکا به این بحران ادعا کرد «طی دو ماه گذشته مجموعه‌ای از تماس‌های مخفی یا آشکار بین مقامات ایران و ایالات متحده آمریکا صورت گرفته که حاکی از حرکت دولت بوش برای ایجاد ارتباط با ایران است». این روزنامه همچنین از این موضوع خبر داد که «کاندولیزا رایس، وزیر خارجه آمریکا چندی قبل شخصاً در نامه‌ای که توسط مذاکره کننده‌‌های اروپایی به دست مقامات تهران رسید، پیشنهاد کرده است که در صورت توقف غنی سازی اورانیوم توسط ایران طی مدت مذاکرات، آمریکا آماده پیوستن به روند مذاکره با ایران است.

جیم هوگلند نویسنده واشنگتن پست که از روزنامه‌های تندروی آمریکا به شمار می‌رود در سرمقاله شماره اخیر این روزنامه به بررسی تغییر اخیر سیاست آمریکا در برخورد با مسأله هسته‌ای ایران و کره شمالی پرداخته است و معتقد است دولت بوش در چرخشی ناگهانی از پافشاری بر منزوی ساختن دشمنانش به سمت یک استراتژی دیپلماتیک تصنعی در جهت درگیر شدن مشروط با ایران و کره شمالی متمایل شده است اما در مسیر دچار تناقض هایی اساسی است.

واشنگتن پست می‌نویسد، فکر کنید که هفته گذشته پس از تصمیم ناگهانی کره شمالی برای بازگشت به مذاکرات هسته‌ای ۶ جانبه چه چیزهایی شنیدید و چه نشنیدید؟ آنچه شنیدید هلهله و کف زدن شادمانه دولتی بود که پیش از این بر شفافیت در سیاست خارجی اصرار داشت و به دشمنانش برای رفتار بدی که انجام می‌دادند، جایزه نمی‌داد. اما اکنون پس از این که کره شمالی اعلام کرد آماده بازگشت به مذاکرات است، کاخ سفید فورا با صدور بیانیه‌ای شادمانه از آن استقبال کرد و گویی از یاد برد که کره شمالی سه هفته قبل از آن سلاح اتمی آزمایش کرده است.

جیم هوگلند افزوده است: من تردید دارم که جرج بوش نگاه سیاه و سفید خود به آدم‌های خوب و بد جهان را کنار گذاشته باشد، بلکه فقط اجازه داده است که وزارت خارجه بر دیدگاه‌های دیک چنی معاون رییس جمهور و افرادی مانند او که که ترجیح می دهند هرجا ممکن است با آدم بدها و هر جا لازم است حتی با آدم خوب‌ها برخورد شود، غلبه یابد.

واشنگتن پست سپس به تغییر سیاست آمریکا در مورد ایران اشاره کرده و می‌نویسد: «در مورد ایران مساله حتی مسلم‌تر است. درحالی‌ که زمانی آمریکا در مورد گفت‌و‌گو با ایران تردید داشت اکنون به نظر می‌رسد ایرانی‌ها هستند که در مورد وارد شدن به گفت‌و‌گو با واشنگتن مرددند».

واشنگتن پست مدعی شده است که «طی دو ماه گذشته مجموعه‌ای از تماس‌های مخفی یا آشکار بین دو کشور صورت گرفته است که حاکی از این حرکت دولت بوش برای ایجاد ارتباط با ایران است». از جمله او به نقل از یک دیپلمات آگاه به این نکته اشاره می‌کند که «کاندولیزا رایس، وزیر خارجه آمریکا شخصا در نامه‌ای که توسط مذاکره کننده‌‌های اروپایی به دست مقامات تهران رسید، پیشنهاد کرده بود که در صورت توقف غنی سازی اورانیم توسط ایران طی مدت مذاکرات، آماده پیوستن به مذاکرات هسته‌ای با ایران است».

نویسنده می‌افزاید: در ماه سپتامبر دولت آمریکا اعلام کرد که آماده است برای مقابله با مشکلات ایمنی پروازهای هوایی هواپیماهای ایرباس ایران به شرکت جنرال الکتریک اجازه دهد که قطعات مورد نیاز موتور این هواپیماها را به ایران بفروشد و ایران نیز پس از مدتی تردید به این پیشنهاد پاسخ مثبت داد واجازه صدور این قطعات از ۲۹ سپتامبر بدون هیاهوی زیاد صادر شد.

او در ادامه مثال‌های خود می‌نویسد زمانی که علی لاریجانی رییس تیم مذاکره کننده هسته‌ای ایران ناگهان از مقامات آمریکایی خواست که برای ۱۵۰ تن از همراهانش در سفر به نیویورک برای دیدار با مقامات اتحادیه اروپا ویزا صادر کنند، چراغ‌های سفارت امریکا در سوییس تا دیری از شب برای عملی ساختن این خواسته روشن بود اما لاریجانی خیلی راحت این سفر را لغو کرد و مذاکرات بار دیگر به بن بست رسید.

واشنگتن پست سپس با آشکار ساختن مواضع افراطی خود از سیاست دولت آمریکا درتمایل به ارتباطات فرهنگی با ایران انتقاد کرده و می‌نویسد ناکامی در مذاکرات هسته‌ای با ایران دولت آمریکا را مجبور به تلاش جدی برای تحریم ایران کرد ولی این مساله مانع از این نشده است که از گروه‌هایی مانند موسیقی‌دانان، ورزشکاران و سایرینی که به فعالیت‌های هسته‌ای این کشور مربوط نمی‌شوند، برای سفر به آمریکا دعوت شود.

او می افزاید: این مساله یادآور دیپلماسی پینگ پونگ دولت نیکسون در ایجاد رابطه با دولت چین است ولی آیا همزمان با تلاش برای تحریم ایران با این اقدامات فرهنگی می‌تواند بر ۲۷ سال دشمنی دو طرف غلبه کند؟

نویسنده سپس به این نکته اشاره می‌کند که هفته گذشته این پرسش را با نیکلاس برنز معاون وزارت خارجه مطرح کرده و او پاسخ داده است که تحریم ایران کاملا ضروری است و تشویق تبادلات فرهنگی با مردم ایران نیز به نوعی تکمیل کننده این سیاست است زیرا به این ترتیب ما شناخت بهتری از جامعه ایران به دست می‌آوریم و شاید بتوانیم آنها را به واکنش‌هایی در جهت تبدیل شدن به یک جامعه مسئول تشویق کنیم.

او در پایان نتیجه می‌گیرد که پاسخ برنز به همان پیچیدگی سیاست‌هایی است که کاخ سفید در پیش گرفته است و می‌نویسد: به نظر می‌رسد دولت بوش در یافته است که باید سیاست‌های صرفا منزوی کننده دشمنانش را کنار گذاشته و با آنها درگیر ارتباط شود ولی این مساله اگرچه لازم است اما کافی نیست مگر اینکه راهی پیدا کند که دولت محمود احمدی نژاد را هم به پاسخ دادن به شیوه‌ای معنی دار وادارد.