فریده تطهیری مقدم، هنرمند سفالگر، درباره جایگاه هنر سفالگری در ایران گفت: "سفال هنری است که از نظر معرفی، معیارها و نوع ارزشگذاری تبیین نشده است. درباره هنرهایی چون سفال که نگاههای کاربردی نسبت به آنها وجود دارد همواره در ردیف صنایع دستی قرار گرفته اند و هرگز با دیدگاه متفکر و از بالا به آنها نگاه نشده است. هنر سفال هنری است که با وجود قدمت طولانی هنوز در اجتماع جا نیفتاده است."

وی در ادامه افزود: "سفال جزو هنرهایی است که گذشته از آموزش به تجهیزات نیز احتیاج دارد. همچنین امکانات مالی نقش مهمی در ارتقا این رشته دارد. سفال نه تنها در اجتماع عادی بلکه در حیطه هنر نیز از اعتباری که باید برخوردار نیست. مسلما وقتی هنری از اعتبار لازم بهره مند نباشد فعالیت های معتبر نیز در این حوزه کمتر انجام می شود و در چنین شرایطی چرخه هنر بیمار و معلول می شود."

تطهیری مقدم خاطرنشان کرد: "هر پدیده ای که در دایره زندگی گنجانده شده می تواند از جمله درونمایه های آثار من باشد. در حال حاضر روی موضوع طبیعت کار می کنم و آداب برخورد با طبیعت محور اصلی فعالیت من شده است. یکی از ویِژگی های خاک ایران این است که به مثابه بوم نقاشی به آن نگاه می شود. بومی که با جنبه های توانمند می تواند از یک نمای ساختمان تا یک ظرف را متجلی سازد و به مفاهیم زیبایی شناسانه دست یابد."

این هنرمند در پایان گفت: "در هنر سفال سبک خاصی آنطور که در نقاشی هست وجود ندارد و هنرمند بیشتر روی فرم ها و آبستره های لعاب داده شده کار می کند. هنرمند با خلاقیت و توانمندی ابزارهایی را به خدمت می گیرد که بتواند اثری درخشان ارائه دهد. هنر سفال جنبه های کاربردی هم دارد و چون فرم و محتوا هیچ وقت یک زمان در کار اجرا نمی شوند، هنرمند به تکرار می افتد و می توان گفت جای اجرای همزمان فرم و محتوا در سفال خالی است."