آیدین آغداشلو در همایش «سیر تحول هنر ایران از اسلام تا معاصر» گفت: «هنرمند در هر جایی كه زندگی كند و در هر شرایطی، خلق زیبایی را وظیفه خود می داند.» او گفت: «تاریخ هنر ایران بعد از اسلام به یك باره شروع نمی شود بلكه ایران فرهنگ گسترده و وسیعی داشته است كه در فراز و فرود متعدد شكل گرفته است.» آغداشلو به پویایی هنر ایرانی اشاره و تصریح كرد: «ایرانیان سلیقه والایی در آموزش هنرهای مختلف و تبدیل آن به هنر رسمی ایران داشتند. هنر ایران در دوره هخامنشی مانند هنر مصر ایستا و منطقه ای نبوده بلكه یك هنر باز و قابل تبادل است چنانچه با هنر امپراتوری روم باستان رقابت كرده و یك تبادل هنری را ایجاد می كند.» استاد دانشگاه الزهرا در رشته گرافیك افزود: «هنر ساسانی كاملاً متفاوت از دوره اشكانی ظهور كرد.» او تغییر جهان بینی را عامل موثری در هنر دوره اشكانی دانست و گفت: «مردود شدن بزرگنمایی در اسلام باعث از بین رفتن هنر نقش برجسته در این دوره شد چرا كه انسان دوره ساسانی پادشاه را مظهر قدرت می دانست و همیشه نقش او را بزرگ و با عظمت حك می كرد. مهم ترین هنری كه در دوره اشكانی به وجود آمد، خوشنویسی است، چرا كه خوشنویسی با اسلام پیوند عمیق دارد و اولین خوشنویسان، كاتبان كلام خدا بوده اند. عنصر خوشنویسی در هنر ایرانی وجود نداشت.» آغداشلو دوره اسلامی در هنر ایران را دوره اخذ و هماهنگی دانست، چرا كه «هنرمند با هر هنری یا سنت هنری كه مواجه می شود، نه تنها آن را از بین نمی برد، بلكه با آن همساز و همگام می شود.» او ضمن اشاره به تسلط هنری ایرانیان به هنرهای مختلف گفت: «از آنجا كه در دوره های قبل از اسلام كشور به معنای امروزی وجود نداشت، سهولت آمد و شد به دلیل كمرنگ بودن مرزها انتقال معانی را از جایی به مكانی دیگر به راحتی ممكن می ساخت همچنین در دوره های قبل از اشكانی هنرها كاملاً از هم قابل تفكیك نیست چنانچه معماری و كاشی كاری دوره ساسانی از سوی مسلمانان پذیرفته می شود و از سوی دیگر هنرمندان ایرانی در هنرهای حكاكی نقاشی روی پارچه و قالیبافی از آیات قرآنی استفاده می كنند.» آغداشلو انقراض حكومت آكنده از ظلم عباسی را سبب ایجاد «نوع آزادی عمل» در كلیه ابعاد زندگی بشر عنوان كرد و گفت كه در این دوره هنرمندان ایرانی به پیشرفت های قابل ملاحظه ای دست یافتند: «مهمترین آنها هنر نگارگری و مینیاتور است. حمله مغول باعث اتصال هنر مینیاتور چین به ایران می شود و نقطه عطفی در هنر نگارگری ایران به وجود می آید.» او به امنیت هنرمندان در دوره تیموری اشاره و تصریح كرد: «تیمور لنگ با وجود ویرانگری هایی كه انجام داد به بهانه ساختن شهر شهرهایی مثل سمرقند محیط امنی را برای هنرمندان به وجود آورد، اما با مرگ تیمور و انتقال مركز حكومت تیموریان به هرات ساخت و ساز سمرقند راكد ماند.» آغداشلو نقطه مهم گسست هنر ایرانی را در زمان قاجار عنوان كرد . او هنر دوره قاجار را تجددطلب دانست: «هنر سنتی در دوره قاجار به آرامی از بین رفت و اخذ هنر نافذ غربی آغاز شد. آخرین نسل نقاشان قلمدان از بین رفتند و هنر نقاشی غربی با كمال الملك به طور قطعی وارد ایران شد و نقاشی های مجلل و دروغ جای خود را به واقعیت داد.» او به تحول هنر سلسله پهلوی اشاره و تصریح كرد: «با تاسیس سلسله پهلوی اخذ تمدن غرب و دور شدن از سنت به اوج خود می رسد. داستان كوتاه، شعر نیمایی، نقاشی رنگ روغن، همه هنرهای وارداتی به ایران در این دوره بودند. اولین گروه نقاشان مدرن ایرانی در زمان پهلوی به ایران آمدند و سینمای جدی با فیلمسازی موفق شد در قالب هنری كه از آن خود نبود چارچوبی را به وجود آورد و مالك آن شود. ایرانیان عادت كرده اند در طول تاریخ هماهنگ كننده های خوبی در هنر باشند، ولی بعد از مشروطه چون هنر ایران با فرهنگی روبه رو گشت كه دارای جوهره ای متفاوت از فرهنگ غنی ایران بود صدمه ای بزرگ خورد.» آغداشلو افزود: «هنر غرب كه به ركن یهودیت، مسیحیت، یونان و روم تكیه داده بود، بر نور، بقا و متافیزیك استوار بود و به خصوص به مذهب تشیع كه حتی در فرهنگ اسلامی نیز تاثیر بسیار خاصی دارد.»