"ماركو گریگوریان" در ایران نگاهی پاپ‌‏آرتی به نقاشی خود دارد و علاقه‌‏ او به مردم كوچه و بازار را در آثارش می‌‏توان به وضوح دید. در جلسه تحلیل و بررسی آثار "ماركو گریگوریان" كه در گالری شماره ۳ موزه هنرهای معاصر تهران برگزار شد ، "غلامحسین نامی" در خصوص "ماركو گریگوریان" گفت: در سال ۱۳۳۷ یكی از اتفاقات بزرگ هنر نقاشی ما رخ داد و آن تشكیل اولیت بینال نقاشی تهران بود كه به پیشنهاد ماركو توسط سازمان فرهنگ و هنر آن دوره تشكیل شد. وی تشكیل بینال مذكور را نقطه عطفی در روند نقاشی مدرن ایران در طول هفتاد سال اخیر معرفی كرد و افزود: در این بینال حدود ۴۵ نفر از نقاشان نوگرا از جمله خود ماركو شركت داشتند و جایزه اول را نیز نصیب خود كرد. ولی به دلیل این كه دبیر این بی نیال بود این جایزه را دریافت نكرد. این نقاش و صاحب نظر در هنرهای تجسمی در ادامه افزود: "ماركو" عاشق ایران و هنر عامیانه ایرانی است ، زیباترین كلكسیون‌‏ها از نقاشی قهوه‌‏خانه‌‏ای را او در حقیقت جمع آوری كرد و مجموعه ای بسیار با ارزش از نقاشی‌‏های قهوه‌‏خانه‌‏ای را در اختیار دارد. وی در خصوص فعالیت‌‏های این نقاش گفت: ماركو در سال ۱۳۴۱ فعالیت‌‏هایش را در نیویورك آمریكا دنبال كرد و در سال‌‏های ۵۰ تا ۵۷ در دانشكده هنرهای زیبای تهران به تدریس مشغول شد و در سال ۵۷ به نیویورك بازگشت. او در سال ۱۳۶۰ گالری "گوركی" را در آن جا بنیان گذاشت. نامی در خصوص "مدرنیسم در ایران" تصریح كرد: تحلیل آثار این نقاش ارتباط مستقیم به جو هنری آن زمان دارد ، در این خصوص باید دید ، چگونه جامعه به شدت سنتی ایران، مدرنیسم را می‌‏پذیرد و چگونه با آن كنار می‌‏آید . از طرفی باید دید چه گروهی از هنرمندان از سنت‌‏ها در آثارشان استفاده می‌‏كنند و چه گروهی كاملا نگاه غربی دارند. این مسئله مهمی است كه در نقاشی معاصر باید بررسی شود. وی تاكید كرد: حضور مدرنیسم در جامعه ما درونی نشده و علت آن هم این است كه بحث و گفتگوی اساسی و تحلیل و نقد خوبی در خصوص مدرنیسم نداشته‌‏ایم. تا زمانی كه مسئله مدرنیسم را در جامعه سیاسی، اقتصادی، فرهنگی و غیره بررسی نكنیم ، به درستی مدرنیسم را درك نكرده‌‏ایم و این خود باعث بروز مشكلاتی در جامعه می شود. "غلامحسین نامی" در تحلیل آثار نقاشی‌‏های ماركو افزود: اولین نقاشی‌‏های ماركو بعد از بازگشت از ایتالیا ، نقاشی‌‏های اكپرسیونیستی بود. او به مسایل انسان بسیار فكر می‌‏كرد و مكتب نقاشی اكسپرسیونیستی ایتالیا برای او جذابیت داشت. نگاه او به انسان ، نگاه تلخی است و در نقاشی‌‏های او می‌‏توان این نكات را كه به شكلی قوی و با بیانی بسیار موجز عنوان شده ، رسید. وی در ادامه تصریح كرد: بعد از كارهای اكپرسیونیستی ، ماركو به استفاده از متریال‌‏های مختلف در نقاشی روی آورد. او خاك، شن، ماسه و كاه را در اثارش مورد استفاده قرارداد كه در حقیقت كارهایی انتزاعی را تشكیل می‌‏دادند. او جزو نقاشانی است كه نقاشی انتزاعی را بیشتر در جهت ساختمان آن به كار می‌‏برد و ریتم ، حركت و فضاهای هندسی ازمشخصات كارهای او است . وی در توضیح بیشتر آثار ماركو گفت: عشق به مسایل اجتماعی ، رفتارها و سنت‌‏های اجتماعی ، او را به طرف استفاده از فرم‌‏های عامه در آثارش می‌‏كشاند ، موضوع هایی مثل دیزی، نان‌‏های مختلف مثل سنگك كه آن ها را به نحو گویایی در آثارش به كار گرفته است ، جزو عواملی است كه باعث شده تا در آثار او سنت و هویت ایرانی بخوبی دیده شود. غلامحسین نامی همچنین افزود: ریتم از مشخصه های اصلی نقاشان مدرن است كه در هنر ایران هم وجود دارد ، در نقاشی صد ساله هنر مدرنیسم نیز این ریتم بسیار مورد توجه بوده است .ماركو هم از این مسئله مستثنی نبود ، آن چه در یك اثر از اهمیت برخوردار است اول شكل زیبا شناختانه آن است ، كه اگر هنرمند عناصر بعدی را بجا و درست انجام داده باشد ، پیام خود به خود منتقل خواهد شد. وی در توضیحات خود نیز آورد : "رنگ خاك" در آثار ماركو، در حقیقت رنگ انسانی است و وقتی در اثر استفاده می شود نوعی ارتباط هویتی با مردم این سرزمین پیدا می‌‏كند ؛ او وابستگی عمیقی به سرزمین خود داشت و عشق او به ایران را در آثارش به خوبی می‌‏توان مشاهده كرد. وی در ادامه سخنانش تاكید كرد: "ماركو گریگوریان" یكی از اثر گذارترین هنرمندان در جنبش نوگرای نقاشی معاصر است كه با آثار خود در این روند تاثیر به سزای گذاشت ، همچنین با فعالیت های خود در زمینه روشنگری و فعالیت‌‏های هنری و برگزاری دومین بینال نقاشی در ایران باعث شد تا جنبش هنر نو در ایران رسمیت یابد. این نمایشگاه در حقیقت تاریخ به رسمیت شناختن هنر نو در ایران محسوب می‌‏شود. وی در خصوص مدرنیسم در ایران گفت: روشنگری در خصوص گرفتن جنبه های خوب مدرنیسم و رها كردن آن چه كه در این خصوص به ما ارتباطی ندارد كاری است كه در كشور ما كمتر اتفاق افتاده و بررسی ها و روشنگری ها در زمینه درونی شدن مدرنیسم در جامعه ما باید پیگیری شود. این در حالی است كه نقد و روشنگری در زمینه روند هنر مدرنیسم در ایران بسیار كم بوده است. غلامحسینن نامی در پایان سخنانش گفت: آثار ماركو ، ‌‏انتزاعی است و این نكته از نكات مهم و اساسی نقاشی اوست كه مخاطب خود را در خلاقیت سهیم می كند و برداشت های متفاوتی به او می‌‏دهد ، در كارهای ماركو هیچ گونه طبیعت گرایی و تصویر گرایی وجود ندارد ولی با مشاهده آن می توان بیش از كارهای دیگر به طبیعت رسید.