این که هنرمندان در عرصه های هنرهای تجسمی از چه جنسی باشند مهم نیست. آن چه در درجه اول در نظر گرفته می شود نوع اجراهای هنرمندان در خلق آثار است.

" پریسا خضابی " - مجسمه ساز - با اعلام این مطلب گفت: حتی در برخی شرایط مشاهده می شود که زنان مجسمه ساز درحیطه مجسمه سازی درقیاس با مردان هنرمند، جلوتر هستند. البته جنسیت در هنر طبقه بندی نمی شود و هنرمندان از هر جنسی که باشند در یک کفه به فعالیت فرهنگی و اجتماعی می پردازند. در واقع آن چه درعرصه هنر ملاک اصلی قرار می گیرد، نوع فعالیت های اجرایی در راستای خلق آثار است.

عضو هیات مدیره انجمن مجسمه سازان، در خصوص ارزیابی حیطه مجسمه سازی درایران و روند تکاملی آن تصریح کرد: وقتی به بی ینال مجسمه سازی ونیز درسالی که گذشت نگاه می کنیم، می بینیم که هنرمندان ایرانی در کشورمان گر چه به لحاظ امکانات دچار محدودیت هایی هستند،اما در مقایسه با مجسمه سازان خارجی ، از صعود فکری بیشتری برخوردار بوده اند.برگزیدگان بی ینال ها و جایزه های اهدا شده در این رشته گواه این ادعاست.

وی گفت:بحث توجه به محتوا در مجسمه سازان ایرانی همواره بیشتر بوده است.می توان گفت، با نگاه اجمالی به گذشته بحرانی مجسمه سازی، هنرمندان ایرانی از موفقیت بیشتری در زمینه ارائه آثار محتوایی بهره مند شده اند. گرچه تکنیک مجسمه سازان اروپایی را نیز نمی توان نادیده گرفت.اما موفقیت های مجسمه سازان ایرانی نیز به درخشش آنها در این عرصه کمک کرده است.

" خضابی " خاطرنشان کرد:در هنر کانسپچوال ، برای بیان از ابزارها و مدیاهای سنتی مثل نقاشی ومجسمه سازی استفاده نمی شود.درواقع محتوا بار بیشتری دارد. این یک سیر فکری و روند تکاملی درهنر است که اجتماع نیازمند آن است.میتوان گفت مدیاهایی که مجسمه سازی و نقاشی را شامل می شود، به نوعی کانسپچوال را زیر سوال می برد. زیرا کانسپچوال تحقیقی برای مفهوم هنرمحسوب می شود.