نقاشی قهوه خانه ای گذشته از ارتقاء دیدگاه زیبایی شناسی مخاطب، حفظ و پاسداری از هویت ملی را نیز به ما گوشزد می کند."منصور وفایی"، هنرمند نقاش قهوه خانه ای که اخیرا درگالری " کمال الدین بهزاد " به ارائه ۲۶ اثرپرداخته است، درگفت وگو با خبرنگار تجسمی " مهر" با اعلام این مطلب گفت : نقاشی قهوه خانه ای یکی از معدود نقاشی هایی است که با سنت ها وهویت ما ایرانیان پیوند خورده است. کتاب شاهنامه از دیرباز بهترین منبع الهام نقاشان برای خلق آثار بوده است . این کتاب به واسطه داشتن جنبه های ملی گوناگون همواره مورد الهام وتوجه نقاشانی بوده است که به هنرنقاشی قهوه خانه ای گرایش داشته اند.

وی افزود : امروز ما به عنوان آخرین و جدید ترین سبک درهنر نقاشی، سبک کانسپچوال را مشاهده می کنیم . سبکی که می تواند درچارچوب های بسیار ساده و با المان های بی تکلفی به معرض نمایش مخاطب گذاشته شود . اما سوال این جاست که آیا این سبک ها می توانند آینه دار تاریخ وفرهنگ وهنر ما باشند؟ مسلما این طورنیست. اگر به وسیله ابزارهای هنری واصولا تابلوها ، هویت ملی وبا قدمت ما به نسل های جوانمان انعکاس داده نشود ، کودکان ونوجوانانمان درگمراهی می مانندوبرای درک هویت ملی خود دچار مشکل می شوند.

این هنرمند پیشکسوت درادامه خاطر نشان کرد : نقاشی قهوه خانه ای با وجود سال ها ممارست و هنرمندی نقاشانی که دراین عرصه صادقانه خدمت کرده اند، درمحاقی از فراموشی وسراشیبی قرارگرفته است . بی توجهی مسئولان امر نسبت به این مقوله ، عدم وجود رشته نقاشی قهوه خانه ای درچرخه آموزشی کشور و نارسایی هایی دیگر باعث شده است تا به تدریج نقاشی خیالی سازی درهاله ای از مهجوریت بماند . این درحالی است که آثار قهوه خانه ای سراسر پیام است وپند و چون برگرفته از کتاب های ماندگاری چون شاهنامه است ، طبعا برد مانایی بیشتری درمیان مخاطبان از خود به جای می گذارد.

"وفایی" در توضیح آثارخود در این نمایشگاه انفرادی نیز به خبرنگارتجسمی " مهر" گفت : ۲۶ اثر دراین نمایشگاه ارائه داده ام وسعی کرده ام به نوعی طبیعت سازی را دراین تابلوها وارد کنم . آثاری که پیش روی دارید درواقع تلفیقی از المان های نقاشی قهوه خانه ای و سبک رئالیسم است . شاید به این خاطر که وقتی رئالیسم به اثر تزریق می شود خودبه خود پرسپکتیو نیز دراثر رعایت می شود. به عنوان مثال ، وقتی نقاش نمی تواند لشکر سی هزارنفری " ابن زیاد "را دراثر به تصویرکشد ، طبعا دست به دامن پرسپکتیو می شود وبا کوچک کردن ابعاد آن موفق به تصویر کردن آن می شود .

وی افزود : درنقاشی قهوه خانه ای آناتومی رعایت نمی شود و به همین دلیل نام خیالی سازی را نیز به این نوع نقاشی اتلاق کرده اند . طبیعت سازی نیزازعناصری است که کمتر دراین گونه نقاشی ها مشاهده می شود . درازا ، قدرت غلو واغراق دراین آثار برد فراوانی دارند ونقاش می تواند با استناد به منابعی که دردست دارد به نوعی به اغراق نیز بپردازد."وفایی " درخصوص نقاشی قهوه خانه ای خاطرنشان کرد: نقاشی قهوه خانه ای باید متحول و احیاء شود. زیرا این نوع نقاشی یک سبک هنری سنتی و با ارزش است . به ویژه آن که موضوعات مورد علاقه مردم را شامل فرهنگ اصیل ما می شود را بازگو می کند. داستان های حماسی پهلوانان ودرونمایه های مذهبی وسنن و آداب ما به وسیله همین نقاشی توسط تصویرگران برپرده های بزرگ نقش می بندد. درسال های اخیر نیز آثار با ارزشی که جزو گنجینه هنری ایران است در چند مجلد منتشرشد اما با این وجود رکودی که این نوع نقاشی با آن مواجه شده است دراثر پیشرفت صنعت تلویزیون وسینما وتعطیل شدن قهوه خانه هاست . بنابراین ایجاد تحول دراین نوع نقاشی واحیاء آن موجب زدودن گردهای فراموشی از آن است .

"منصور وفایی " نقاشی را نزد استاد " نجم آبادی " که از شاگردان استاد کمال الملک بوده است فراگرفت . او تا کنون درچند نمایشگاه گروهی واختصاصی آبرنگ درسال ۱۳۶۹ که ازطرف وزارت ارشاد درخانه آفتاب برگزارشده بود به ارائه اثر پرداخته است . درسال ۱۳۷۰ این هنرمند به درخواست دانشگاه تهران ، تعداد ده تابلوی رنگ روغن از شاهنامه فردوسی برای تزیین دیوارهای تالار فردوسی دانشکده ادبیات به تصویر درآورد.

وی هم چنین درسال ۱۳۷۱ به درخواست وزارت فرهنگ وارشاد اسلامی وبا امکانات شهرداری تهران، داستان های شاهنامه را از اول دوره اساطیری تا پایان دوره پهلوی درشصت تصویر تهیه درطی هفت سال تهیه کرد ودرسال ۱۳۷۶ توسط سید محمد خاتمی مورد بازدید قرار گرفت . این هنرمند هم چنین تصویرگری اشعار " محشتم کاشانی " را درقالب دوازده تابلو با مضمون " بازین چه شورش است که درخلق عالم است " برای بنیاد ایران شناسی وابسته به نهاد ریاست جمهوری کارکرد که درتالار بنیاد ایران شناسی نصب شده است.