معمول است كه در شروع سخن گفتن از فرانسیس كریك نقل قولی از همكارش (در كشف ساختمان مولكولی DNA) آورده شود كه نوشت: «من هیچ گاه فرانسیس كریك را با خلق معتدل ندیدم.» آن گستاخی ای كه كریك را به كشف ساختار DNA در سال ۱۹۵۳كشاند به وضوح هیچ گاه او را رها نكرد. تازه ترین مقاله او (و آخرین آنها چرا كه او در سال ۲۰۰۴ درگذشت) تبیینی برای اساس عصب شناختی خودآگاهی انسانی ارائه می دهد. مشكل بتوان توضیحاتی مكانیسمی از خودآگاهی ارائه داد، چرا كه درك ناچیزی از خودآگاهی وجود دارد. در واقع خودآگاهی یكی از معدود پدیده های تبیین نشده است كه واقعاً نه صرفاً مسئله ساز بلكه اسرارآمیز است. اما كریك به همراه همكار قدیمی اش كریستوف كخ از موسسه تكنولوژی كالیفرنیا در پاسادنا، بر بخشی از این راز متمركز شده بودند كه به نظر قابل حل می رسید. این راز ماهیت یكپارچه حس خودآگاه است. آنچنان كه این دو پژوهشگر در مقاله شان _ كه در این هفته در نشریه Philosophical Transactions of the Royal Society به چاپ رسید- بیان می كنند: «هنگامی كه گل سرخی را در دست می گیرید، رایحه آن را استشمام می كنید و گلبر گ های سرخ آن را می بینید در همان حال ساقه سفت آن را با انگشتانتان حس می كنید.» آن بخش مغز كه علاقه این دو پژوهشگر را به خود جلب كرد «كلاستروم» (Clastraum) نام دارد كه لایه باریكی است از ماده خاكستری كه در زیر قشر مخ یا كورتكس قرار می گیرد. (كورتكس پوشش خارجی مغز است كه محاسبات مربوط به دیدن، شنیدن و زبان را انجام می دهد.) مدعای كلیدی این پژوهشگران آن است كه اكثراً اگر نه همه نواحی كورتكس ارتباطات دوطرفه ای با كلاستروم و همچنین با ساختارهای مغزی دخیل در عواطف دارند. پذیرفتنی است كه بو، رنگ و قوام گل سرخ كه در بخش های متفاوتی از كورتكس پردازش می شوند، بتوانند به وسیله كلاستروم به صورت یك تجربه منسجم و خودآگاه به یكدیگر بپیوندند. نویسندگان مقاله كلاستروم را به رهبر اركستری تشبیه می كنند كه بخش های گوناگون را به صورت یك كلیت متحد همزمان و هماهنگ می كند. تا به حال این نظر تنها فرضیه ای كالبدشناختی است كه به این حقیقت كه چیزی درباره عمل واقعی كلاستروم نمی دانیم دامن زده است. كریك امیدوار بود آخرین مقاله اش پژوهشگران را تشویق كند به توسعه تكنیك های مولكولی بپردازند كه بتواند در حیوانات كلاستروم را از كار بیندازد و عواقب این كار تحت بررسی قرار گیرد. گذشت زمان نشان خواهد داد كه آیا نقش فوق العاده كریك در درك ژنتیك، در حوزه خودآگاهی هم تكرار خواهد شد یا نه.