گالری اثر این روزها میزبان طراحی های سعید سادات نیا است. بیست تابلو طراحی از فیگور گربه ها. گربه هایی كه با خطوط قوی و مسلط روی زینك طراحی شده اند. گربه های بزرگ لمیده، خواب، در حال شكار، جنگ یا خیره به نقطه ای. «سعید سادات نیا» متولد ۱۳۲۹ در اصفهان بزرگ شده و بچه محلات آبشخور، سقاباشی و ایران تهران است و پس از دبیرستان در رشته نقاشی دانشكده هنرهای زیبای تهران و همزمان معماری دانشگاه ملی تحصیل كرده است. نقاشی را نیمه تمام رها می كند و مدرك فوق لیسانس معماری خود را از دانشكده معماری و شهرسازی دانشگاه ملی می گیرد و از سال ۵۶ عضو هیات علمی همان دانشگاه می شود تا سال ۶۰ كه در دانشگاه الزهرا هم شروع به تدریس تاریخ اجتماعی هنر و طراحی می كند. سادات نیا از همان سال های ۶۰ تاكنون مشاور معمار و شهرساز بوده و هست و عمده وقتش نیز صرف امور صنفی می شود. او یازده نمایشگاه گروهی و چند نمایشگاه شخصی را در پرونده كاری خودش دارد. علاقه اش به معماری و شهرسازی نمایشگاه های متعددی از بناهای ارزشمند تهران و شوشتر و حتی یك نمایشگاه از طراحی فضا و میز و صندلی های به هم ریخته بعد از جلسات را در كارنامه او ثبت كرد. اما از آنجا كه به قول خودش همیشه درگیر فضاهای اكسپرسیوتر و دنبال چیزی بوده كه زندگی، مردم و فضا را به هم پیوند دهد چند سال پیش در گالری اثر اقدام به برگزاری نمایشگاهی با محوریت كلاغ ها كرد. از او درباره دغدغه اش از پرداختن به موضوع این حیوانات و ارتباط این دو موضوع با معماری و شهرسازی پرسیدیم و او گفت: كلاغ ها و گربه ها نزدیك ترین و بیشترین موجوداتی هستند كه در این شهر دودزده و آلوده كنار ما مانده اند و از طرف دیگر به دلیل این آمیختگی سابقه ای چندهزار ساله در فرهنگ ما دارند. از طرف دیگر من تجلی خیلی از رفتارها و شخصیت های شهری را در این موجودات می بینم. یعنی به نوعی اینها برایم تداوم زندگی در شهر هستند. من در كتابی كه در نمایشگاه كلاغ ها قصد چاپش را داشتم ولی به دلایل مشكلات چاپ هنوز هم موفق نشدم به جمع آوری مقدار زیادی از اشعار قدیمی و معاصر و حتی احادیثی كه از كلاغ در آن استفاده شده پرداختم و اینكه چقدر لفظ كلاغ با اسم و شكلش و نمادهایی مثل شومی، عمر طولانی و... كه درباره او می گویند شباهت دارد و... تمام این كاراكترها تكرار فضایی بود كه در آن زندگی می كردم. نكته دیگر در طراحی پرتره اشخاص این است كه مدام مورد انتقاد قرار می گیریم كه چرا من را عصبانی كشیدی؟ چرا من را خسته كشیدی و... اما با كلاغ یا گربه ها می شود آن چیزی را كه منع است بیان كرد و من با این كار خواستم به خلوص آن چیزی كه در كنارمان است نزدیك شوم. وی سپس درباره مرز بین طراحی و نقاشی در مجموع آثارش گفت: من خیلی هم به مرزبندی بین این دو اعتقاد ندارم و معتقدم كه همیشه شروع از طراحی است و خاتمه هم با زبان طراحی است. حتی وقتی به آبستره ترین شكل های موجود می رسیم باز یك جور طراحی است. مهم این است كه شما به بیانی برسید كه حس و عاطفه خود از محیط را با دست و وسیله ای كه به بهترین شكل به عاطفه شما نزدیك است روی بوم، كاغذ یا پهنه ای از دیوار بیاورید. این بیان عاطفی ممكن است یك خنده، یك برق چشم، یك گوشه مو، یك گربه كمین نشسته یا هر چیزی باشد كه بی واسطه بیان می شود. سادات نیا در ادامه به غنای بصری در فرهنگ ایرانی اشاره كرد و گفت: به نظر من بیان احساسات و افكار با خطوط یا تصویر خیلی تاثیر گذارتر و قوی تر است اما با اینكه در كشوری زندگی می كنیم كه غنای بصری فضا و تاریخمان خیلی زیاد است این موضوع مهجور مانده. ما در اطراف همین تهران و شهر های نزدیك معابد هشت، نه هزار ساله و فضاهای مسكونی داریم كه آثار خط و رنگ در آنها وجود دارد. این به آن معنا است كه انسان ها از اولین ارتباط هایی كه با محیط برقرار كرده اند سعی كرده اند آن را با تصویر بیان كنند. این هنرمند و نقاش در ادامه سخنان خود به سیر تحولی تصویر سازی در ایران اشاره كرد و گفت: تمام كتاب های ما در دوران بعد از اسلام به دلیل محدودیت های تصویری تذهیب شده اند. به جلوتر كه می رسیم- بعد از انقلاب هم _ خیلی كم به این موضوع پرداخته شده و برای خود من همیشه جای سئوال بوده كه چرا قدرت مانور شعر آنقدر غنی و گسترده است كه بخش عمده ای از زندگی من و كلام ما ایرانیان شعر است. البته دلیلش هم كاملا مشخص است چون به آن فرصت داده شده و چندان قابل بریدن و سانسور نبوده اما تصویر گری همیشه مجهول باقی ماند. از همین صفحه روزنامه شما هم گله دارم. در مجموعه ای غنی مثل شرق و توجهی كه این نشریه به مسائل فرهنگی دارد كمترین سهم به هنرهای تجسمی به خصوص طراحی و نقاشی شده است و در همین صفحه هم در مقایسه با موسیقی، هنرهای تجسمی در حاشیه است. سادات نیا درباره نوع موادی كه برای این تابلوها استفاده كرده گفت: بخش عمده ای از كارهایم پشت ورق های چاپ زینك است كه چاپخانه ها دور می ریزند. رنگ هم رنگ صنعتی معمولی یا رنگ ماشین است كه غلیظ تر و شبیه قیر است. این انتخاب باعث شد تجربه های زیادی برای ریختن و كنترل رنگ داشته باشم، چرا كه اصلاً از قلم مو برای كشیدن این تصاویر استفاده نكردم. مثلاً به فكر استفاده از قوطی شامپو و مایعاتی كه كنترل شده بیرون می آیند افتادم اما در نهایت قوطی رنگ را با میخ سوراخ كردم و با تنظیم آن مقدار رنگی را كه می خواستم بیرون بیاید كنترل كردم و باز به حس عاطفی خودم كه می خواستم بی واسطه تر بیان كنم نزدیك شدم و به تدریج حتی به ریز ترین خط ها و نقطه ها مسلط شدم. وی درباره تاثیر از محیط و دیگر هنرمندان گفت: یك دوره تحت تاثیر تجربه های هنرمندان آمریكایی در ریختن رنگ روی بوم و كنترل آن بودم یا مثلاً یك فیلم كه از جكسون پوآلك دیدم خیلی روی من تاثیر گذاشت. دوباره برمی گردم به بحث طراحی، فراموش نكنیم كه معروف ترین نقاشان دنیا طراحان فوق العاده ای هستند و اگر نقاشی مثل «هانس هارتون» با یك ضربه قوی بومش را پاره می كند و یكی از انتزاعی ترین كارها را پدید می آورد باز به نظر من قدرت و توانایی بالایی در طراحی و ایجاد خطوط قوی دارد. سادات نیا در بخش دیگری از سخنان خود درباره تاثیر فرهنگ و سنت یادآور شد: در بیشتر نقاط دنیا وقتی در خیابان های اصلی شهر و مراكز پر رفت و آمد راه می روی پر از تصویر، نقاشی و موزه است. خواه ناخواه حضور در چنین محیطی و رشد كردن در آن چشم، ذهن و زندگی آدم ها را به حضور تصاویر و ایجاد جذابیت بصری عادت می دهد. زمینه فرهنگی جامعه ما این توانایی و بار را دارد كه هنرمندان طراح و نقاش خوبی را تربیت كند تا بتوانند ارتباط بصری قوی با مردم برقرار كنند و این را به زندگی مان هم گسترش بدهیم. من نمی دانم چرا در خانه های ما ایرانی ها نقاشی و تابلو آنقدر كم است در صورتی كه همه چادرشب ها و قالیچه های ما پر از طرح و رنگ های بدیع است. در خانه همه ما حافظ و شاهنامه هست ولی كسی به فكر تصویرسازی آن نیفتاده و اگر هم تاكنون اقداماتی شده موفق و تاثیر گذار نبوده است. وی درباره عدم استفاده از رنگ در كارهایش گفت: نقاشی یك اعتراض و بیان كمبود ها است. شاید این هم بخشی از همان اعتراض است. من كارهای رنگی هم زیاد انجام داده ام اما با این مجموعه ارتباط ذهنی بهتری برقرار می كنم.

بهار برهانی