وقتی نقاشی، خانه ای در بافت قدیم یزد دارد، با دو حوض و دیوارهای كاهگلی؛ دو حیاط اندرونی و بیرونی با ۴ باغچه مثلثی شكل كه درختان نارنج را در خود جای داده اند و درخت انگوری كه فضای حیاط را پركرده است، نباید انتظار داشت تابلوهای نقاشی اش از ماهی، پرنده، حوض و خورشید خانم خالی باشند.

خانه «حمیدرضا فاتحی» در بافت قدیم یزد است. سرزمین بادگیر و سفال و نقشینه هایی كه برخی می گویند از دوره ساسانیان برجای مانده است. گوشه ای را كارگاه نقاشی اش كرده و در قسمت دیگر خانه، با همسر و فرزندش زندگی می كند. می گوید: «خانه را بازسازی كردم. اما به تركیب آن دست نزدم و تنها مرمتش كردم و دیوارهای كارگاه را كاهگل گرفتم.» به این ترتیب خانه اش به نقاشی هایش هم راه یافت. حوض و ماهی های آن و پرندگانی كه روی درختان خانه اش می نشینند در تابلوهای نمایشگاه امسال اش در گالری «هما» دیده می شوند. از ۱۶ تا ۲۶ مهر نقاشی هایش را در گالری هما به نمایش گذاشته است. نمایشگاهی انفرادی با نقش هایی آشنا. ماهی و حوض و پرنده و خورشیدخانم آشنای سفال ها.

این نقش ها را از محیط اطرافش وام گرفته است. همانگونه كه سازندگان سفال های میبد پیش از او از این نقش ها استفاده كرده اند. میبد در ۵۰ كیلومتری شمال غربی یزد، زادگاه «فاتح» قرار دارد و سفال هایش كه شهرتی جهانی دارند، با نقش ماهی، پرنده و خورشیدخانم زینت شده اند.

• ماهی قرمز كوچولو

«فاتح» كه جز سال های دانشجویی اش در یزد زندگی كرده است از كودكی با این نقش ها بزرگ شده و طبیعی است كه در نقاشی هایش هم از آنها استفاده كند. «از ۶ یا ۷ سال پیش ماهی به نقاشی هایم راه یافت. البته از ۶ سال پیش تا حالا برای حدود ۴ سال كار هنری را به دلایل شخصی كنار گذاشته بودم، اما تقریباً از دو سال پیش دوباره كارم را به طور جدی آغاز كردم.» می گوید كه ماهی را خیلی دوست دارد و بیشتر به عنوان سمبل پاكی آن را به كار می برد اما در عین حال تاكید می كند كه آنچه بیشتر در طراحی و استفاده از المان ها برایش مهم است، «فرم آنهاست نه سمبلیك بودن شان.» دبیرستان را در هنرستان یزد نقاشی خواند. بعد برای دوره لیسانس و فوق لیسانس نقاشی به تهران آمد و توانست مدرك كارشناسی ارشد نقاشی را از دانشكده هنر و معماری دانشگاه تهران دریافت كند.

• شمعی برای دیگران

به یزد بازگشت و هم اكنون وقتش را برای انتقال تجربیاتش به هنرجویان یزدی صرف می كند. در هنرستان دخترانه هنرهای زیبا، دانشكده علمی - كاربردی و دانشگاه آزاد اسلامی یزد تدریس می كند. خودش معتقد است توانسته رابطه ای دوستانه با هنرجویانش برقرار كند و ارتباطی كه با آنها گرفته در پیشرفت شاگردانش كمك زیادی كرده است و سبب شده تا هنرجویان كلاس های درسش را دوست داشته باشند. آنها را مجبور نمی كند تا از سبك خاصی پیروی كنند. «سعی می كنم تجربیاتم را با آنها تقسیم كنم. كاری كنم تا آنها راهی را كه من در ۱۰ سال طی كردم و سختی هایی را كه در این زمان كشیدم در ۲ سال تجربه كنند و پس از آن بتوانند روش خاص خود را پیدا كنند.» با اینكه تنها دو روز از افتتاح نمایشگاهش می گذشت، ۱۷ مهر به یزد بازگشت. «یك هفته پیش از افتتاح نمایشگاه تمام وقتم را برای نمایشگاه صرف كردم. به همین دلیل نتوانستم در كلاس هایم شركت كنم. ترجیح دادم این هفته در یزد بمانم و از كلاس هایم غیبت نكنم. روز اختتامیه به تهران برمی گردم.» دو ماه پیش به او اعلام كردند كه می تواند مهرماه در گالری «هما» نمایشگاهی از تابلوهایش برپا كند. او هم شبانه روزی كار كرد و به گفته خودش در این مدت ۳۸ تابلو كشید، اما تنها ۲۶ تای آنها بر دیوار گالری آویخته شد، چون فضای كافی برای همه تابلوها نبود. «فاتحی» می گوید: «نمی توانم خودم را مجبور كنم كه در برهه ای از زمان نقاشی بكشم اما اگر حس نقش زدن پیدا كنم شبانه روزی كار می كنم. برای این نمایشگاه هم آن حس را داشتم و شبانه روزی كار كردم.»

• هنری برای مردم

بعضی ها تابلوهای او را دكوراتیو می دانند، یعنی نقش هایی كه مردم علاقه مندند در خانه هایشان داشته باشند و برای تزئین خانه و محل كارشان از آن استفاده می كنند. او خودش در این مورد می گوید: «با وجود اینكه تابلوهای این مجموعه تا حدی انتزاعی هستند، اما بازدیدكنندگان معتقد بودند كه به راحتی می توان با آنها ارتباط برقرار كرد.» او معتقد است: «هنر باید به گونه ای باشد كه مردم عادی بتوانند با آن ارتباط بگیرند و از آن لذت ببرند. بعضی ها طراحی ساده را بلد نیستند و بعد تنها رنگ ها را با یكدیگر مخلوط می كنند و از دیگران انتظار دارند آنها را درك كنند.» به اعتقاد «فاتح» در تابلوهایش دریافت مفهوم و برقراری ارتباط با بیننده راحت است و نقش ها زیاد گنگ نیستند. «شاید به این دلیل است كه المان های آن را هر روز می بینند. رنگ ها آشناست. در تابلوهای این نمایشگاه از رنگ های كویری و گرم استفاده كرده ام.»

• فرصت هایی كه از دست می روند

اما خود او هم هنوز نتوانسته با مردم عادی یزد ارتباط برقرار كند. با هنرجویانش جلساتی برگزار كردند و در مورد چگونگی منتقل كردن هنرشان به مردم صحبت كردند و اینكه چگونه باید در مورد هنر به مردم اطلاع رسانی كرد، اما حتی آن جلسات هم كامل نبودند: «حتی خیلی از هنرجویان هم راغب نبودند در این جلسات شركت كنند.» كارگاه و خانه اش در گذرگاه جهانگردانی است كه به یزد می آیند تا با هنر و معماری ایران آشنا شوند. می گوید كم كاری كرده و هنوز از این فرصت برای معرفی هنرش به جهانگردان استفاده نكرده است.

• روی دیوار نه گوشه كارگاه

روی قیمت گذاری بر كارهایش سخت گیر نیست و ترجیح می دهد آنها را با قیمت پایین تری بفروشد تا همه بتوانند آنها را بخرند. دوست دارد كارهایش بر دیوار خانه ها آویزان باشند تا در گوشه ای از كارگاهش.

قیمت هایی كه برای نمایشگاه امسال اش داده بود پائین بود و به صلاحدید مدیر گالری آنها را افزایش داد و آنها را بین ۱۰۰ تا ۴۰۰ هزار تومان می فروشد. این نخستین نمایشگاهش نیست. اردیبهشت ماه سال ۸۳ در شهر یزد نمایشگاهی از تابلوهایش برگزار كرد. نمایشگاهی كه خودش از آن چندان راضی نیست: «در یزد نتوانستم هیچ یك از تابلوهایم را بفروشم و حتی می توان گفت استقبال خوبی هم از آن نشد. مردم با نقاشی آشنا نیستند.» اما مرداد ماه همین سال در گالری سعدآباد تهران نمایشگاهی انفرادی برپا كرد و همان تابلوهای نمایشگاه یزد را به نمایش گذاشت. ۹ تا از تابلوها را فروخت. هنوز هم امیدوار است. فكر می كند دیدگاه مردم در یزد نسبت به نقاشی تغییر می كند و كم كم اوضاع بهتر می شود. «الان كسی به نقاشی اهمیت نمی دهد و آن را نمی شناسد. البته در سال های گذشته پیشرفت های خوبی به دست آمده است و علاقه نسل جوان به این رشته زیاد شده است.» به بهانه نمایشگاه های مختلف به تهران می آید و از كارهای هم رشته ای هایش دیدن می كند. كتاب می خواند و طرح های دیگران را می بیند تا ایده بگیرد و انتظار می كشد تا مردم با نقاشی آشتی كنند و آن را مهمان خانه هایشان كنند.

نگین شیرآقایی