صریر زمزمه ها عنوان نمایشگاه خط بیژن بیژنی، قلم و موسیقی همپیمان شده اند تا نجوای هنرمندی سرشار از عشق و دوستی را در دیدگان دوستداران هنر بنشانند، «چشمی دارم همه پر از صورت دوست...» قدم زنان بر فرش های قرمز ایرانی در میان طراوت گل هایی كه از كوی مهربانی آمده و با ترنم كنار یكدیگر نشسته اند. «تو درخت روشنایی گل مهر برگ و بارت/ تو سرود ابر و باران... »صدای دلنشین بیژنی در سرسرا می پیچد و بیننده را به عمق هنرش پرواز می دهد. من به خود نامدم اینجا كه به خود باز روم/ هر كه آورد مرا باز برد در وطنم...»بیژنی دستمایه اصلی خود را خط نستعلیق می داند كه به اعتقاد او خط مادر در ایران است و زیباترین و ایرانی ترین خط است. خط شكسته، دومین خط اوست كه در حاشیه آثارش متجلی است. آثار بیژنی در این نمایشگاه سیاه مشق های نستعلیق است كه با آن پریشانی های روزگارش را به تصویر می كشد. از نوآوری در خوشنویسی می پرسیم و او اینچنین می گوید: «نوآوری در هر هنری می تواند وارد شود، اما این نوآوری باید با فرهنگ و هنر ما تطبیق داشته باشد. یك هنرمند در هر روزگاری كه زندگی می كند، باید توان نوجویی و نوآوری در هنرش را داشته باشد و این مستلزم آگاهی او از هنر و فرهنگ گذشته سرزمین اش است.» همان طور كه از زنده یاد آل احمد نقل قول است كه: «هر وقت به دیدن نیما می رفتیم، همواره در كنارش مثنوی، نظامی، حافظ و دیوان های دیگری از ادبیات كلاسیك ایران بود.» این در حالی است كه نیما بنیانگذار شعر نوین ایران است و در حقیقت از همه ادبیات كهن، گذشته تا به شعری نوین رسیده است. نوجویی در خوشنویسی هم باید همه این دوره های كمال را طی كرده باشد. به هر حال هنرمند معاصر زمان ما فارغ از این دغدغه ها نیست. البته خود هنرمند نمی تواند مدعی نوجویی شود، آن را دوستداران هنر تعیین می كنند. به هر روی نوآوری باید معقول، منطقی، با هویت فرهنگی و هنری ما سازگار باشد و با مرور زمان در آثار هنرمند تجلی شود. برخی از تابلوهایی كه به دیوار آویخته شده، حكایت از سبك نقاشی- خط می كند، نقش هایی كه از پناه خطوط ظاهر می شود و بیژنی در این باره می گوید: «مكتب خط و نقاشی در دل همان نوآوری ها و نوجویی ها است. از گذشته خوشنویسی و نقاشی با هم در آمیخته شده و اشكال زیبایی به وجود آمده است همچون مرغ بسم الله. پیشكسوتان زیادی در این زمینه كار كرده اند، از جمله زنده یاد رضا مافی كه دیدن آثار ایشان دریچه های نوینی از این سبك به سوی من باز كرد.» بیژنی از حفظ میراث هنرمندان پیشین آثار خوشنویسانی چون میرعماد، درویش عبدالمجید طالقانی و هنرمندان فاخر گذشته می گوید و معتقد است هنرمند معاصر باید كار این استادان بزرگ را كامل تر كند و این نیازمند اندیشه هایی عمیق، توانمندی هایی استادانه، جامعه شناسی و مهارت استثنایی است. با وجود تمام شدن وقت بازدید، اما هنوز عده ای وارد سالن می شوند...

سلسله موی دوست حلقه دام بلاست/ هر كه در این حلقه نیست فارغ از این ماجراست...

• تناقض های انسان معاصر

در میان درختان باران خورده یك عصر پائیزی، هیاهویی كه از پارك به گوش می خورد، نمایشگاه گروهی نقاشی، پنج هنرمند جوان؛ ناهید توكلی، مریم بیگ مرادی، علی خوش كام، نگار اورنگ و فرزانه تاك. یك خانم میانسال خارجی، با زبانی كه فهمش برای مسئول نمایشگاه سخت بود از فضای غمگینی كه بر نمایشگاه حاكم است می گوید. نقاشی های فیگوراتیو، با حجمی از رنگ های گوناگون، قرمز، خاكستری، نارنجی، سیاه، سفید و... در كنارشان طراحی های فارغ از رنگ، اما هنرمندان ذهنیت هایشان را به یكدیگر نزدیك می دانند، آنچه كه سبب شده آنها در یك جا گرد هم جمع آیند. در میان سالن سه هنرمند جوان روی صندلی هایی كوچك چوبی نشسته اند، از دغدغه های خود برای به نمایش گذاشتن هنرشان می گویند: «تناقض هایی كه انسان معاصر با آن دست به گریبان است، علاقه به نمایان ساختن درونیات خود و با نقاشی حرف دل خود را زدن، راهی سهل برای رسیدن به یك نگاه آشنا، پی بردن به نكاتی كه از نقاش پنهان است و بیننده آن را آشكار می یابد و...»

آنها مشكلات فرهنگی، اقتصادی و عدم اطلاع رسانی لازم را در استقبال كمی كه از نمایشگاه ها می شود موثر می دانند. از آشتی مردم با نقاشی سخن می گویند و به همین خاطر فضایی در نزدیك یك مكان عمومی چون پارك را دوست دارند. هوا تاریك می شود و سالن رو به خاموشی... البته مدت نمایشگاه تا یك هفته دیگر تمدید می شود.

• سیطره آبی

افتتاحیه نمایشگاه نقاشی خانم لیلا اكبری، محله ای دنج و ساكت، حیاط آماده پذیرایی مهمانان، چند پله، سالنی كوچك با نوری ملایم و سیطره آبی آرام. تابلوهایی بزرگ و كوچك، با یادداشت هایی كه در كنار آنها است: عشق، نوروز، خاطره، ایثار، جهنم، اسارت و...

سبك های رئالیسم و سوررئالیسم، نشأت گرفته از تخیل های زنانه، دغدغه هایی كه همواره زن را همراهی می كنند. قلبی كه در دستان یك زن با چهره ای مهربان نثار می شود، خاطره ای كه تنها یك ردپای بی رنگ از آن به یادگار می ماند، عشقی كه قادر است تمام یخ زدگی ها را ذوب كند و...

خانم اكبری می كوشد درونیاتش، افكار خود را، كه می تواند حرف دل تمام زن ها باشد با احساس رنگ به عرصه تماشا گذارد. او آرامش را نقطه آرمانی برای زن ها می داند و آن را در همهمه خشم، نفرت، عشق و فریاد با آبی آشكار می كند. رمز و راز را در نقاشی كردن دوست نمی دارد و مایل است بیننده با نگاه اول كارش را دریابد هرچند همواره سعی می كند نقاطی برای تفكر در كارش حك كند. به هر روی برای زن نقش بستن، هدف اصلی در نقاشی های ارائه شده در نمایشگاه است. اما وقتی از مكان دورافتاده نمایشگاه می پرسیم، می گویند به خاطر عشق و آرامش تا قله اورست هم می روند. با ورود مهمانان، سالن رو به هجوم افكار می رود و...

• جای خالی نقاشی

نمایشگاه گروهی ۱۲ هنرمند نقاش؛ محمدسعید حجتی، علیرضا آسانلو، حسین اسماعیلی، محمود نیستانی، مرتضی موسوی، علی توكلی، پرویز اسفندیاری مهر، علی حسینی امینی، منوچهر اسماعیلی، امیرحسین حسین پور، سحر یحیایی و رضا مصدری، از تاریخ ۱۴/۷/۱۳۸۴ لغایت ۲۳/۷/،۱۳۸۴ البته نمایشگاه به مدت ۱۰ روز تمدید شد. امروز ۱۱ روز از اتمام نمایشگاه می گذرد، تعدادی از تابلوها هنوز روی دیوار به اجاره نشسته اند. در جای خالی یك نقاشی یك بیت شعر در قابی كوچك است، شاید حرف دل تمام رنگ های به انتظار نشسته باشد؛ دراندرون من خسته دل ندانم كیست/ كه من خموشم و او در فغان و در غوغاست. مسئول نگارخانه از هجوم گل ها در روز افتتاحیه تا خلوتی روزهای رو به انتها می گوید.