«این تصاویر از هر دیدی به یك شكل هستند و گاه در نظر خود من نیز دگرگون می شوند.» این را راشین قربی می گوید. هنرمندی كه بیست و دو تابلو، از كارهای آبستره خود را در گالری گلستان به نمایش گذاشته است. دنیای ذهنی، آرمانی اش را به وسیله اشكال، رنگ ها و بافت های سطوح، نقاشی می كند: «ساعت ها مشغول حركت دادن بریده های چاپ های دستی ام می شوم تا به تصاویری ماورایی و فراواقعی برسم.» بعضی از نقاشی های او با بریده های چاپ های دستی طراحی شده اند و كاملاً فیگوراتیو به نظر می رسند. رنگ سفید در بیشتر فضاها رنگ غالب به نظر می آید كه در نظر او «بیانگر آرامشی است كه در دنیای آرمانی می توان به دنبال آن گشت. این سكوت پلی است برای ارتباط بین فضاهای رنگی و اشكال فراواقعی.» تنوع بافت ها، تضاد رنگ ها، تیره و روشن، پیچیدگی ها، فرار از مركزیت در جدایی تابلوها آنها را به یكدیگر پیوند می دهد. ابرهای سفیدی كه در بیشتر تابلوها نمایان است، به بیننده این اجازه را می دهد، كه به نقاطی دوردست به مسافتی بیش از مسیر كوتاه تابلو سفر كند. «برای من مهم است كه مخاطب بتواند با نقاشی ام رابطه برقرار كند، ولی اعتقاد دارم اوست كه می تواند اثر مرا درك كند یا از آن لذت ببرد. نه من در پی به دست آوردن رضایت او نقاشی خود را تغییر دهم.» تركیبی از كلاژ و آبستره، خلاقیتی در نوع خود جدید كه در كار «قربی» دیده می شد. دو تابلو حاصل كار او روی فلز است كه به اعتقاد خودش می تواند مقدمه ای برای شروع تجربه های جدیدش باشد. به هر روی آن چه بود درهم تنیدگی رنگ هایی رقیق و ملایم، تیره و خشن بود كه تداعی هنری انتزاعی را برای بیننده اش آسان می نمود.

• قاصدك هان چه خبر آوردی

در اینجا خرابه هایی از كاروانسراهای قدیمی«اشتهارد» به یادگار گذاشته شده است. عكس هایی از برگ هایی كه از زیر آوار تنهایی به فكر گریز هستند. قطره ای كه از خلوصش حكایت می كند، قاصدكی كه از پیغامش و رودی كه از پیچ و خم زندگی اش می گوید در گالری سرمه به نمایش درآمده اند. فرشید پرتو، هوشنگ نهرور، مریم صوفی، پرستو ابن علی و امین رضا طلاچیان پنج هنرمند عكاسی هستند كه سی و دو تابلو از عكس هایی كه طی سفرهای یك روزه خود با گروه به ثبت رسانده اند. پرتو از شكل گیری این گروه می گوید: «این افراد شاگردهای من در كلاس نورپردازی كه در موسسه فرهنگی هنری سپهر اندیشه برگزار می شد، بودند و این نمایشگاه حاصل سفرهای یك روزه ای است كه نزدیك به دوسال با گروه، به دیارهای مختلف ایران رفتیم.» از فراموش شدن فضاهای قدیمی می گوید: «فرسایش طبیعت یكی از عناصر طبیعت است، كه از نظر عكاسی جذاب و گیرا هستند. كاروان سراهای قدیمی هم جزیی از بناهای تاریخی هستند، كه هیچ توجهی به آنها نمی شود و در حال فرسایش و نابودی هستند.» عكس هایی كه به نام «پرتو» بر دیوار گالری آویزان شده اند، كاروان سراهایی در اشتهارد در نزدیكی بوئین زهرا است، كه رو به ویرانی و محوشدن هستند. نهرور لحظه هایی بكر از طالقان، آهار و استخر كاخ نیاوران ثبت كرده است. از نادیده هایی می گوید كه از چشم مردم پنهان می ماند: «نادیده ها و آنچه مردم از بالا می بینند، ما از پایین و ارتفاع خیلی كم می بینیم.» او عكاسی را برای خود احساس مقدسی می داند و قاصدك عكس هایش را قاصد دوستی و دوست داشتن. صوفی، از قطره، پاكی و طراوتش روایت می كند: «برای من قطره حكم شروع را دارد، زیبایی در قطره است.» زنبوری كه در میان تار عنكبوتی باران خورده اسیر است، قطره ای كه به اكراه از تكه یخی جدا می شود، حاصل شكار لحظاتی است كه صوفی ماندگار و زیبا می داند. شورمست، گلابدره و دماوند، ابن علی را در انعكاس احساسش مدد رسانده اند.انعكاس درخت بر زلالی آب، تنهایی برگ در سبزی زیر آب، و آنچه ابن علی با فشار یك دكمه ماندگار می كند همه را تداعی كننده زندگی انسان ها می داند. سنگ هایی كه در لابه لای جلبك و خزه به اسارت گرفته شده اند، روی آینه زلال آب، اما پر از تشویش ظهور می كنند. تار عنكبوتی در یك آبی آرام، میان پرچین ها به فكر رهایی است و طلاچیان هنرمندی است كه با ثبت این تصاویر قصد دارد، درهم تنیدگی، دام، امید و روشنایی را توامان نشان دهد. آنچه در نمایشگاه دیده می شد، تابلوهایی بود كه ورای لحظه های ناب و بكر طبیعت بودند.

سپیده جمشیدی