هنر در عالم سنتی و حتی ریشه لغوی آن در زبان فارسِ، اشاره به امری والا دارد كه مفاهیمی چون خوبی و كمال در آن مستتر می شود و با توصیفاتی خاص ریشه این امر والا در عالمی فراتر از عالم شهادت و اسفل السافلین قرار می گیرد. "مسعود نجابتی"، تایپوگرافیست با بیان این مطلب در گفت و گو با ستاد خبری همایش زیبایی شناسی دین افزود: شخصی هم كه به این امر مبادرت می كند، آینه گردانی است كه در حكم راوی نواها و صورت ها و المان و كلمات را از عالمی معنوی برای آدمیان محصور در زندان تن و هبوط كرده بر مراتب سافل روایت می كند. وی در ادامه گفت: با این تعبیر، رابطه هنر و دین در بنیاد آن ها و یگانگی سرچشمه هایشان قرار می گیرد، حال اگر نیم نگاهی هم به اندیشه های كنیتانتال در فلسفه غرب بیندازیم و با كمی فلسفیدن در روایت آلمانی اگزیستانسیالیسم می بینیم كه حتی در این مقام، شاعر یا هنرمند در غیبت واسطه مستقیم وحی بدنی از برخی وجوه پیامبرانه در مقام واسطه فیضی شود. نجابتی اظهارداشت: اما اگر واژه هنر را به رسم امروزین مقابل آرت لاتیم قرار دهیم و تعاریف مدرن را در تبیین آن به كار بریم، ماجرای دیگری آغاز می شود. در این روی سكه ما فرایندی انسانی داریم كه بر گرفته از نیروی تخیل ذهن و قدرت خلاقانه آن است كه با الهام از طبیعت امری زیبا و چند معنایی را پدید می آورد، نسبت آن هم به دین نسبت مضمونی می شود و تلاقی آن ها هم خلاصه به همین وادی

این هنرمند افزود: حتی نمادها و نشان هایی كه در هنر سنتی همگی اشاره به صورت نامیرا و لایتغیر مثالی دارند، در كاربرد امروزی سطحی و شعاری می شوند. شكل های مختلف هنرهای سنتی هم گاه بی ریشه شده و گاه زایش خود را از دست می دهند یا آن كه سرانجام در ورطه تكرار و صنایع دستی می افتند. نجابتی در خاتمه یاد آور شد: اما قدر مسلم آن كه فیض الهی ازلی و ابدی و لاینقطع است. به همین سبب جرقه هایی از هنر در شكل های مختلف آن را می توان در مفهوم سنت و دین پیدا كرد كه دارای همان شان و مقام گذشته درخشان خود و گاه والاتر از آن هستند.