آیدین آغداشلو در اولین میزد گرد طبیعت و هنر در آثار نقاشان ایرانی با بیان مطلب بالا گفت: باید دید آن چیزی كه منظر شرقی را متفاوت می كند چه چیزی است شاید كمتر فرصت داشته ایم تا به عنوان یك شرقی، این تفاوت و جدایی را دریابیم كه در كجا قرار دارد در این خصوص باید دید شرق كجاست؟ كه این خود مسئله ای مهم است میان هنر چین و ژاپن فاصله و تفاوتی باهنر مصر و شمال آفریقا است.وی در خصوص هنر شرقی گفت: هنر این سویی، عادت دارد با عقل و خرد خود به جهان بنگرد ، پس منظر كلی برای آن اهمیتی ندارد بلكه منظر را به عناصر معین و شخصی تجزیه می كند و اجزایی كه این منظر را به وجود می آورد برای ما به نمایش در می آورد در واقع در كنار هم قر دادن این اجزا بهانه ای می شود برای نشان دادن كلیت چیزی كه خالق آفریده است.

وی همچنین تصریح كرد : در نقاشی های اواخر قرون وسطی تا قرن چهارم میلادی نیز این تجزیه عناصر موجود بوده برای این كه در هر دو جستجو در یك حیطه صورت گرفته است هر جا كه جستجو مشابه است ، نتیجه نیز مشابه خواهد بود از دوره رنسانس به بعد، منظر جایگزین منظره تجزیه شده به عناصر را می شود مثل منظره هایی كه لئونارد داوینچی كشیده است در این جا، چیزی كه مهم می شود منظر است كه برای مثال خود را در هیبت توده ای از درختان نشان می دهد.

آغداشلو در ادامه تاكید كرد : باید دید چرا این تجزیه در نقاشی صورت می گیرد و این تفاوت در كجا معنای خاص خود را می یابد در واقع تجزیه جهان به عناصر تشكیل دهنده آن بخشی از تفكر انسان این سویی است اودر تجزیه و جمع آوری این عناصر در واقع نوعی از خلقت الهی را به تصویر می كشد هنرمند ایرانی همواره در جستجوی باغ بهشت ملكوت است و در این جستجو منظر موعود را ترسیم می كند.هنرمند ایرانی با این قاطعیت و منظم و مشخص كردن عناصر، سعی می كند مسیر حركت آدمی را از ابتدای خلقت بپیماید.وی همچنین تصریح كرد: در هیچ نقاشی قبل از قرون هفدهم منظر واقعی را در كار هنرمندان شرق سراغ نخواهید داشت هر هنرمندی معنای خود را به مخاطبش می بخشد و بازتاب آن معنا در كارش تاثیر می گذارد هنرمند با مخاطب خود یك توافق اصلی دارد كه اشاره من در این جا به بازسازی جهان عقلایی و ذهنی است تا وقتی رابطه معنایی بین آن ها وجود دارد این توافق نیز هم چنان وجود دارد و اعمال می شود .

وی همچنین یاد آور شد: اما درنقاشی اروپایی،‌‏ طبیعت به صورت عنصری مجزا مورد توجه قرار می گیرد در این جا مثل بسیاری از نمونه های آثار رنسانس انسان حتما نباید وجود داشته باشد نا تقاشی معنا یابد انسان در این آثار حضور خود را از منظره دور می كند و كل منظره را به نمایش در می آورد.آغداشلو خاطر نشان كرد : باید دید در آثار انسان جایگاه خود را در چه جستجو می كند و چه چیزی را به عنوان پیام به ما می دهد چون هر هنرمند پیام آور نكته ای است.