بازار متشکل ارزی واقعا بازار است؟

بازار متشکل ارزی,قیمت ارز,قیمت دلار,کنترل بازار ارز,بازار ارز,دلار

قبلا هم گفته ایم بازار دارای هر اسمی که باشد تنها در یک صورت بازار واقعی خواهد بود و آنهم اینکه قیمت در آن واقعی و واحد باشد، بنابراین اگر منظور از بازار متشکل، برانداختن انواع قیمت های قبلی و تعریف یک قیمت واقعی و یا نزدیک به واقعیت باشد، باید گفت که این تصمیم تصمیمی مبارک و نافع و قدمی در جهت اصلاح ساختار های اقتصادی کشور است و البته این در صورتی است که درباره قیمت های غیر واقعی در باره کالاها و خدمات دیگر هم بررسی و اصلاح به عمل آید.

تشکیل بازار متشکل یا هر بازار دیگری با هر اسمی تنها  در صورتی می‌تواند موفق باشد که به تمام معنی نقش یک بازار واقعی را ایفا نماید، یعنی اولا ورود به آن بازار برای همگان آزاد باشد، ثانیاً قیمت در آن دستوری و رانتی نباشد،   و عرضه و تقاضا در آن، تعیین کننده قیمت ها باشد، و البته دستگاه‌های نظارتی هم مراقبت کنند که " تراست " ها و سرمایه های بزرگ نتوانند با هماهنگی با یکدیگر قیمت های غیر واقعی را در آن بازار حاکم کرده و جیب مردم را خالی کنند، معنی نظارت هم البته فقط تماشا کردن نیست و برخوردهای قانونی هم به تنهایی کافی نیست، بلکه در صورت لزوم دخالت بازار ساز اصلی که همانا بانک مرکزی است می‌تواند با تزریق به موقع و مثبت و منفی تعادل را در بازار حفظ کند.
اخیرا برخی تشکیل بازار متشکل ارزی را دلیل کاهش تقاضا و افزایش عرضه و نهایتا کاهش قیمت ارز دانسته اند، حقیر نمی دانم چگونه می شود ایجاد یک نرم افزار این معجزات را داشته باشد، اگر با به کار بردن یک اسم می شود،   این گونه معجزاتی حاصل کرد، که کار کردن خیلی خوب و  راحت بود، اگر این طور که شنیده می‌شود، باشد که، ورود به این بازار مخصوص،   صنف خاص و با شرایط ویژه باشد، به نظر حقیر این گونه بازار ، کمکی به واقعی و واحد شدن نرخ ارز نخواهد کرد، و حتی ممکن است به ایجاد رانت و فساد بیشتر بیانجامد و به آن دامن بزند، خود اینکه ورود به این بازار مستلزم دادن حق عضویت‌های به نسبه کلان است نشان از این دارد که کسانی که این پول را می دهند، توقع سود های جدی و رانتی از این بازار برای خود دارند، وگرنه در شرایطی که سازکار مناسب برای کشف نرخ ارز در بورس وجود دارد چه نیازی به ایجاد یک بازار انحصاری جدید با گرفتن حق عضویت کلان بود که خود این باعث شود هزینه های جدیدی نهایتا به مصرف کنندگان نهائی ارز، تحمیل شود.
نکته دیگر اینکه، اگر مراد از به وجود آوردن این بازار ها، با اسامی مختلف، تقویت پول ملی یا جلوگیری از سرعت تضعیف آن باشد، قدم اول باید از کاهش نرخ تورم و بهره حمایت شود که آنهم البته برمیگردد به جلوگیری  از افرایش حجم نقدینگی.
یعنی اگر دولت مالیات ها را افزایش دهد،   یارانه ها برای حامل های انرژی، و دیگر موارد غیر ضروری را حذف کند،   حتی سطح  خدمات و ساختن زیر ساخت ها را هم کاهش دهد، بهتر است از اینکه دائم از بانک مرکزی استقراض و حجم نقدینگی را افزایش دهد.
تعیین نرخ ارز توسط یک بازار انجام نمی شود، در بازار متشکل هم حتی اگر کار خودش را خوب انجام دهد فقط کشف قیمت صورت می گیرد و تعیین قیمت واقعی ارز با بررسی ها و محاسبات دقیق توسط اقتصاد دانان  به دست می آید و شایسته است،   دولت ها حریم آن قیمت واقعی را رعایت کنند، وگرنه، در اثر علامت های نا صحیح،   بازار دچار سر در گمی و گمراهی می شود.
اگر قیمت ارز واقعی باشد حتی اگر در اثر عدم مهار نرخ تورم بالا هم باشد اقتصاد محکم و ضربه ناپذیر می شود، و از اتفاقات سیاسی تاثیر نمی پذیرد، مثل اینکه شخصی در خانه ای  محکم،   نشسته باشد، که چندان از طوفانی که در راه است ناراحت نمی شود، ولی اگر قیمت غیر واقعی باشد هر سخن و اقدامی از سوی هر سیاستمداری فورا قیمت ها را دچار تلاطم و نوسان می کند درست مانند اتفاقی که در شهریور ۸۹ یا فروردین ۹۷ برای قیمت ارز افتاد مثل آن مثل کسی است که در مکانی نامطمئن در بالای یک بلندی ایستاده باشد که با وزیدن کوچکترین نسیمی دچار استرس و اضطراب می‌شود و امکان سقوط و صدمه خوردن برایش بسیار بیشتر از آن شخصی هست که در خانه امن خود قرار دارد.
غیر از کنترل نرخ تورم و بهره و بیکاری که برای ایجاد استحکام اقتصادی در کشور لازم است نکته دیگری که باعث تقویت پول ملی می‌شود، جلب اعتماد مردم است،   هرچه اعتماد مردم به کارگزاران اقتصادی کشور بیشتر باشد پول آن کشور هم قوی تر و مستحکم می شود جلب اعتماد هم ناگهانی و با یک دستور انجام نمی شود، بلکه با روش های  صحیح و معقولانه و اندک اندک به دست می آید، ولی یک عمل ناصواب گاهی اعتمادی را که سال‌ها طول کشیده تا به دست بیاید ناگهان خدشه دار می کند، مهم ترین عامل ضربه خوردن اعتماد مردم،   ایجاد تورم های افسار گسیخته، توسط چاپ اسکناس یا خلق پول توسط پرداخت بهره های بالا توسط بانک ها است،
یا زمانی که مردم را تشویق می کنیم که با داشتن حساب  ارزی ارز خود را در بانکها پس انداز کنند خوب مردم هم اعتماد می کنند، ولی در زمانی که برای دریافت پول خود و ارز خود مراجعه می کنند بانک از دادن آن، خودداری می‌کند و می‌خواهد معادل ریالی آن را با نرخ دستوری به آنها بدهد، این باعث سلب اعتماد از سیستم بانکی می شود،   یا زمانی که مسئول محترمی در تلویزیون با مردم سخن می‌گوید و با اطمینان می گوید که مثلاً قیمت‌ها بالا نمی‌رود ولی بعد از مدت کوتاهی مردم خلاف این قول را مشاهده می‌کنند این به اعتماد مردم لطمه می‌زند بنابراین مسئولان باید بسیار دقت کنند که به اعتماد عمومی صدمه وارد نشود که بزرگترین سرمایه ها برای هر کشور یا حتی برای هر فردی اعتباری است که نزد مردم دارند.

اصغر سمیعی
رییس اسبق کانون صرافان
کد N2192701