نقد کتاب «بازارگرمی در هنر»؛

«ایسم»های غالب در هنر کدام‌اند؟ / چرندیاتی که بنام هنر تولید میشوند

هنرهای تجسمی, ترجمه, نشر نو, پست مدرنیسم

گریسن پری در کتاب«بازارگرمی در هنر»از کومرشالیسم یا تجاری‌شدن و نپوتیسم یا تبارگماری بعنوان ایسم‌های مهم و تاثیرگذار هنر امروز جهان یاد می‌کند و چرندیاتی می‌گوید که به نام هنر تولید می‌شوند.

خبرگزاری مهر، گروه فرهنگ _ صادق وفایی: خیلی وقت است که هنر معنای خاص و ویژه خود را از دست داده و عمومیت زیادی در جوامع بشری پیدا کرده است. این عمومیت گاهی در حد ابتذال هم تنزل داشته اما بحث اصلی نوشتاری که در ادامه می‌آید، ابتذال در هنر نیست بلکه جستجو در معنای آن است. گریسن پری هنرمند و مولف انگلیسی کتابی با عنوان «بازارگرمی در هنر» (playing to the gallery) نوشته و منتشر کرده که ترجمه فارسی‌اش چندی پیش در ایران عرضه شد و به نظر می‌رسد می‌تواند منبع مطالعاتی خوبی برای دغدغه‌مندان مساله مورد اشاره باشد.

کنایه‌هایی چون «قیافه روشنفکری گرفتن» یا «قیافه هنرمندان و نخبگان را گرفتن» بارها در محافل هنری و خارج از این محافل - در سطح عموم و رسانه‌ها - شنیده شده و می‌شود. بسیاری از مخاطبان هنر در ایران و عموم مردم کشورمان بر این باورند که این مباحث (یعنی گرفتن قیافه و ژست هنری) فقط در ایران مطرح است اما از این نکته غافل‌اند که هرجا مباحث هنری مطرح باشد، در حاشیه‌اش این‌گونه سخنان و مواضع هم مطرح می‌شود. بنابراین یکی از فواید مطالعه کتاب «بازارگرمی هنر»، نشان‌دادن سختی کار هنرمند و اهالی هنر را در زمینه داشتن هویت و نظر مشخص درباره آثار هنری است؛ هنری که از نظر نویسنده کتاب، این روزها تبدیل به کیسه‌ای گَل و گشاد شده است.

مقدمه

طرح جلد کتاب و روح جاری در مطالب آن، به این نظریه مارسل دوشان (هنرمند فرانسوی-آمریکایی) تکیه دارد که «هرچیزی می‌تواند هنر باشد». البته باید توجه داشته باشیم که دوشان هنرمندی بود که هنر آوانگارد را به چالش کشید. در زمینه این چالش، اثرش با عنوان «چشمه» که یک آبریزگاه سرپایی بود، گواه بزرگی است. نقاشی بامزه‌ای هم از این اثر روی جلد کتاب چاپ شده و همچنین در صفحات کتاب هم نقاشی‌های طنزگونه‌ای دراین‌باره و حول محور این موضوع درج شده‌اند. توصیه مهمی که پیش از مطالعه این کتاب باید به مخاطب عمومی داشته باشیم این است که هنر، فقط تئاتر، سینما، نقاشی یا خوشنویسی نیست. هنری هم که گریسن پری در کتاب به آن می‌پردازد در شاخه هنرهای تجسمی قرار می‌گیرد چراکه او خود در این زمینه فعالیت می‌کند و به قول خودش یک سفالگر است.

نویسنده کتاب که یک هنرمند تجسمی و کوزه‌گر است، طی سال‌های زیاد و دهه‌های مختلف سرد و گرم دنیای هنر را چشیده و مطالبی که در کتاب آورده، پیش‌تر در قالب درسگفتارهای رادیویی منتشر شده‌اند. او در این کتاب در پی بیان مفهوم هنر معاصر و شناسایی هنرمند معاصر است. همچنین این‌که چگونه باید با هنر معاصر روبرو شد و یا این‌که معیارهای داوری کیفیت یک اثری هنری چیست؟ در این میان او جملاتی دارد که می‌تواند برای هنرجویان و هنردوستان ایرانی بسیار مفید باشد؛ همچنین افرادی که درگیر پاسخ این سوال هستند که در دیگر نقاط دنیا هم ادا و اطوار روشنفکری و هنرمند بودن یا پیچیده سخن‌گفتن (برای فخرفروشی یا تظاهر) وجود دارد یا خیر؟ درباره هنر و هنرمند، گریسن پری همان ابتدای کتاب این کنایه را ارائه می‌کند: «هرکسی می‌تواند وارد دنیای هنر شود؛ حتی کسی مثل من! چون حتی من _ یک سفالگر زن‌پوش اهل اسکس _ از مافیای دنیای هنر مجوز ورود گرفتم.» اما او میان شوخی و طنزهای کتابش، جملات و مواضع جدی و راهگشا هم دارد: «لازم نیست به خاستگاه اجتماعی خاص یا بخش ویژه‌ای از جامعه تعلق داشته باشید. با تمرین و پشتکار، و با تشویق و اعتمادبه‌نفس می‌توانید از راه هنر، روزگار بگذارید.» در صحبت درباره ادا و ژست‌های هنری هم از زبان ویژه‌ای صحبت کرده که برای گفتگو درباره هنر استفاده می‌شود و معمولاً به طرز متظاهرانه‌ای گنگ است؛ همچنین نوشته: «مردم معمولاً معتقدند هنر متعلق به افراد ممتاز است که تحصیل‌کرده یا ثروتمندند و بنابراین اگر چنین کسانی به چیزی زل بزنند خیلی احتمال دارد که آن چیز یک اثر هنری باشد. عامل تعیین‌کننده دیگر صف است. چون این روزها مردم عاشق این هستند که برای هنر صف بایستند.»

صحبت از پیچیده و غامض‌گویی در فضای هنر شد. بد نیست اشاره‌ای به نظرگاه نویسنده کتاب پیش رو درباره جریانات غالب و ایسم‌های مهم امروز جهان هنر کنیم. از نظر گریسن پری، یکی از ایسم‌های بزرگ و مسلط که مثل وزغ روی سر دنیای هنر چمباتمه زده، کومرشالیسم یا تجاری‌شدن است. این ایسم، جنبش هنری بسیار قدرتمندی است که در جریان است. او از نپوتیسم یا تبارگماری هم به‌عنوان پرطرفدارترین ایسم – که همواره قدرت زیادی داشته – یاد می‌کند و می‌گوید «به باور من آوانگارد دیگر وجود ندارد فقط مناطق مختلفی در جهان هستند که در سطوح مختلف، در مکان‌های مختلف و با مدیوم‌های مختلف آزمون و خطا می‌کنند و ما در چنین دنیای هنر جهانی‌شده کثرت‌باوری زندگی می‌کنیم که هر روزه کلی پول در آن دست به دست می‌شود و تنوع آن به فراوانی تنوع ماست. بیشتر آثار پدیدآمده در این دنیای هنر مزخرف است، اما همیشه همین‌طور بوده، و بعضی هم قطعاً عالی‌اند.»

کتاب «بازارگرمی در هنر» حاوی درس‌های آموزنده‌ای برای هنرجویان جوان است که احتمالاً برای رسیدن به هدف یا مطرح شدن، عجله دارند. یکی از این درس‌های این اثر، این است که درختِ کار هنری، پس از سال‌ها میوه خواهد داد و در این راه صبر و تحمل زیادی لازم است. گریسن پری در صفحه ۱۵۴ کتاب می‌گوید بهترین هنرمندان هم زمان زیادی لازم دارند تا بتوانند ایده‌ها و نظرات خود را بیان کنند. هنرمند حرفه‌ای شدن مثل شرکت در ماراتن است نه مسابقه دو سرعت. او همچنین در صفحه ۱۵۵ آورده است: بیشتر هنرمندان در ده سال اولِ فعالیت حرفه‌ای شان، از چیزی تاثیر می‌پذیرند. اصالت فرایندی است زمان‌بر، و شکل دادن به کسب و کار هنری هم همین‌طور است. من تا سی و هشت سالگی هیچ درآمدی از هنر نداشتم؛ و بعد از طی راهی طولانی، کارم درآمدزا شد.

یکی از آثار گریسن پری

گریسن پری در کتاب خود از نقل‌قول‌ها و ارجاع به نظریات دانشمندان و اهالی فن و نظر، بهره‌های زیادی برده است. یکی از این بهره‌برداری‌ها که در مقدمه این مقاله به آن می‌پردازیم، در صفحه ۱۴۸ و مربوط به آلن دوباتن نویسنده کتاب‌های فلسفی است که با کتاب «تسلی‌بخشی‌های فلسفه» در ایران شناخته می‌شود. دوباتن در یکی از کتاب‌هایش به افراد و توریست‌هایی اشاره کرده که دنبال دهکده کامبره هستند که مارسل پروست در داستان‌هایش خلقش کرده است. دوباتن گفته این افراد از جهات مختلف به راه خطا رفته‌اند چون «اگر واقعاً می‌خواهند به قهرمانشان ادای دین کنند، به جای نگریستن به جهانِ پروست از منظرِ خود، باید دنیای خود را از نگاه پروست ببینند.» گریسن پری پس از این نقل قول، می‌گوید کار هنرمند ساختن کلیشه‌های جدید است. اما هنرمند شدن فقط به‌معنی تسیلم بی‌مقاومت به وسوسه آفرینشگری و داشتن میلی سوزان و ناخودآگاه به بیان وضعیت انسانی خود نیست؛ بلکه این اشتیاق باید هدایت شود. بنابراین هنرمند کسی است که کلیشه‌های خودش را بسازد و خلق اثرِ صرف، باعث هنرمندشدن فرد نمی‌شود. یعنی پاسخگویی به میل و نیاز درونی برای خلق اثر، دلیل هنرمند بودن نیست. کما این‌که جستجوی دهکده خیالی کامبره در عالم واقع هم دلیل قانع‌کننده‌ای برای عشق و تعصب به مارسل پروست نیست.

یکی از مسائل و چالش‌های اهل هنر یا علاقه‌مندان که در کشور ما هم خیلی مطرح می‌شود این است که هنر را از دانشگاه یاد بگیریم یا به‌طور تجربی؟ خیلی‌ها هم معتقدند در دانشگاه چیزی عایدشان نمی‌شود و باید هنر را از راه تجربه آموخت. البته زاویه نگاه آکادمیک به هنر هم طرفداران خودش را دارد. نسخه‌ای که گریسن پری در این باره، برای مخاطب خود می‌پیچد، چنین است: «این‌که بدون تحصیلات دانشگاهی بخواهید جایگاه خود را به عنوان هنرمند حرفه‌ای تثبیت کنید، اگر نگوییم ناممکن، بسیار دشوار است.»

پیش از پایان مقدمه این مطلب، بد نیست به ترجمه کتاب «بازارگرمی در هنر» اشاره کنیم که یکی از ترجمه‌های خوب و مناسب کتب هنری در سال‌های اخیر است. مناسب‌بودن ترجمه این کتاب، به دلیل آشنایی مترجم با هنر و مقولات هنری است. ستاره مینوفر تابستان سال ۲۰۱۷ به واسطه حضور در یک گالری در شهرلندن و نمایشگاه گریسن پری با عنوان «پرطرفدارترین نمایشگاه هنری» با این نویسنده و کتابش آشنا می‌شود و تصمیم به ترجمه «بازارگرمی در هنر» می‌گیرد. نکته بارز و امتیاز ترجمه مینوفر، آوردن پاورقی‌های روشنگر و خوب است. چون گریسن پری کتابش را بدون هیچ پاورقی و توضیح اضافی منتشر کرده است. بنابراین اگر پاورقی‌های مترجم نبود، برقراری ارتباط مخاطب عام و حتی در برخی فرازها مخاطب خاص با مفاهیم موردنظر نویسنده، کاری دشوار می‌شد.

با ذکر این مقدمه که کتاب «بازارگرمی در هنر» با زبانی ساده و بی‌تکلف که فهمش برای عموم مخاطبان هنر آشنا باشد در پی تعریف مفاهیم کلی و اصلی هنر امروز است؛ وجوه مختلف این کتاب و نظریات نویسنده‌اش را بررسی می‌کنیم.

در جستجوی تعریف هنر و هنرمند

گریسن پری درباره حال و هوای امروز هنر می‌گوید هنر محبوبیت زیادی دارد، ولی خیلی از ما هنوز از رفتن به گالری‌ها معذب می‌شویم. معذب‌بودنی که به آن اشاره دارد، به‌خاطر همان حال و هوا و ژست‌های هنری و همچنین ترس از قضاوت‌شدن توسط دیگران است. او در جایی از کتاب به دوره‌ای از زندگی‌اش اشاره می‌کند که وارد دانشگاه هنر شد؛ یعنی سال‌های دهه ۱۹۶۰ و جوانی‌اش. در توصیف آن دوره هم به‌طور خلاصه اشاره می‌کند: «در آن دوره پشت کردن به پیشینیان تشویق می‌شد و هنرمند باید ضدیتش را با گذشته ثابت می‌کرد.»

  مولف کتاب پیش رو، بر این باور است که هنر معاصری که در این روزگار خلق می‌شود، بیشترش مزخرف است و بدون وجود بازار هنر، اعتباربخشی به بخش اعظم هنر معاصر واقعاً برعهده محبوبیت قرار می‌گیرد. پری در ادامه می‌گوید «و البته می‌دانیم که چون "دموکراسی بدسلیقه است" نتیجه محبوبیت چیست.» این بدسلیقگی دموکراسی در واقع عنوان و نتیجه‌گیری اولین فصل کتاب «بازارگرمی در هنر» است. حرف کلی پری در این‌باره به بحث محبوبیت و عدم محبوبیت اثر هنری و هنرمند می‌رسد که نمی‌تواند شرط صحیحی برای قضاوت ارزش یک اثر هنری باشد: «محبوبیت الزاماً به معنای خوب‌بودن نیست. در واقع در دنیای هنر معمولاً این دو مقوله با هم در تضاد اند.» عصر فعلی از نظر گریسن پری، عصری است که هرچیزی در آن، می‌تواند هنر باشد. اما خب او بر این باور است که همه‌چیزی هنر نیست. همان‌طور که پری می‌گوید تعاریف هنر سنتی و کلاسیک از میان رفته و ما در دورانی زندگی می‌کنیم که مرزها از میان برداشته شده‌اند: «این روزها مرزهای دنیا هنر مدام در حال تغییر است. و ما در وضعیت پساتاریخی هنر زندگی می‌کنیم؛ وضعیتی که همه‌چیز جایز است.» پیشنهادی که پری برای تعیین مرزهای قلمرو هنر به مخاطب ارائه می‌کند، استفاده از ایده حافظه عقلانی و عاطفی است. چون از نظر او بین درک عقلانی و عاطفی ناهمخوانی وجود دارد.

حرف مهم و صریح مولف کتاب پیش‌رو درباره بحث مورد اشاره چنین است: «به باور من و برخی دیگر از مفسران دنیای هنر، ما به ایستگاه آخر هنر رسیده‌ایم. البته منظورم آخر بازی نیست و گمان نمی‌کنم همه چیز تمام شده باشد؛ منظورم این است که ما در وضعیت تجربه‌ای همه‌سویه هستیم. امروزه هرچیزی می‌تواند هنر باشد.» البته در تکمیل این حرف اضافه می‌کند که منظورش این است که دیگر هیچ اثر هنری خارج از محدوده تعریف هنر نمی‌تواند به وجود بیاید. از دیگر مواضع کنایی گریسن پری در این‌باره، این است که امروزه به نظر می‌رسد که تاریخ انقضای آثار هنری، سریع‌تر از خالکوبی ستارگان محبوب مردمی به سر می‌رسد. این روزها، هنر همچنان قلمرو ابداع و نوآوری است؛ اما به باور گریسن پری ایده انقلاب و عصیان، دیگر از ایده‌های تعیین‌کننده هنر به شمار نمی‌رود. امروزه ایده تحولات انقلابی در عرصه فرهنگ و زیبایی‌شناسی ایده‌ای زیبا ولی از رده خارج است، و همه ایده‌ها افتان و خیزان در کنار یکدیگر پیش می‌روند. پری همان‌طور که پیش‌تر در یک مصاحبه گفته، از اینکه مد روز باشد وحشت دارد، چون حتماً عقبه‌اش از مدافتادگی است. یکی از نتایج مهمی هم که در انتهای این بحث می‌گیرد این است که شاید باید تعریفمان را از هنرمند نوآور اصلاح کنیم.

پری در نگارش کتاب از نظریات برخی دانشمندان و اندیشمندان بهره برده است. یکی از آن‌ها ریموند تالیس عصب‌شناس بالینی است که هنر را این‌چنین تعریف کرده است: «هنر، بیان شخصیِ زخمی جهانی است، زخمی که ناشی از زیستنِ زندگیِ محدودِ معناهایی ناتمام است.» و یا آرتور دانتو که گفته اثر هنری موضوع دارد و از دیدگاه و سبک برخوردار است و از حذف و ایجاز در بیان استفاده می‌کند. از دید دانتو هنر به بافتاری درخورِ تاریخ هنر نیاز دارد. این تعریفی نهادینه‌شده از هنر است. نظر و نتیجه‌گیری خودِ گریسن پری هم این است که نقش اصلی هنر این نیست که جزء دارایی‌های ارزشمند به شمار آید و لزوماً شتاب‌دهنده احیای فضاهای شهری باشد؛ مهم‌ترین نقش آن معناآفرینی است. او معتقد است هنر، مکمل زندگی نیست بلکه یک نیاز مهم است. بحثش را هم با آوردن مثال آثار مربوط به دوران عصر یخبندان، به این‌جا می‌رساند که هنر بیان خویشتن است و نیاز به بیان خویشتن، نیازی بسیار عمیق است. او در صفحه ۱۴۲ کتاب آورده است: «هنر مکمل مفرح زندگی نیست؛ حتی در عصر یخبندان هم با وجود خطر دائم مرگ از گرسنگی و سرما و حیوانات درنده، هنرمندان مشغول هنرآفرینی بودند و ساعت‌ها و ساعت‌ها و ساعت‌ها را صرف این کار می‌کردند. نیاز به بیان خویشتن نیازی بسیار عمیق است.»

در جستجوی هنر خوب و زیبا

یکی از فرازهایی که طنز و شوخی نویسنده کتاب خود را نشان می‌دهد، جایی که است صحبت از قضاوت درباره آثار هنری است. پری می‌گوید واژه زیبا را در دنیای هنر باید با احتیاط به کار برد چون ممکن است مورد شماتت و نُچ‌نُچ های ملامت‌بار این و آن قرار بگیرید. این سفالگر معتقد است قضاوت اثر هنری بر اساس ارزش زیبایی‌شناختی‌اش، پذیرفتن سلسله‌مراتبی است که به جنسیت‌گرایی، نژادپرستی، استعمارگری و برتری جویی طبقاتی آلوده است. در ضمن می‌گوید این سلسله مراتب بی‌اعتبار و کهنه است. بنابراین استفاده از واژه زیبا برای یک اثر هنری، به خاطر ملاحظات جنسیت‌گرایانه، نژادپرستانه یا استعمارگرایانه است. یکی از نکات ریز و دقیقی که پری در این باره نوشته و درباره محافل هنری و رسانه‌ای کشور ما هم قابل توجه و تامل است، بد و بیراه گفتن یا ستایش کردن از یک فرد یا اثر است. پری معتقد است بد و بیراه گفتن به هر چیزی همیشه بی‌خطرتر از ستایش و تحسین آن است. و در این‌باره بحث را به مقتضیات مدرنیسم می‌کشاند: «نگرانی از آنچه مردم درباره انتخاب‌های زیبایی‌شناسانه ما فکر می‌کنند، بخشی از خودآگاهی‌ای است که در DNA مدرنیسم است. منظورم از مدرنیسم، آن صد سالی است که به هنر دهه هفتاد انجامیده.» اگر دقت کنیم مردم ایران هم (که بین سنت و مدرنیته قرار دارند) در مواجهه با هنرمند، اثر هنری و یا هر اظهار نظر دیگری در فضاهای مجازی و حقیقی، نظر و موضع واقعی خود را در چندلایه لفافه و احتیاط مطرح می‌کنند. گاهی هم تظاهر از سر و روی کلامشان می‌بارد. مثال جالب و بی‌تعارف گریسن پری در این‌زمینه، خودش است که سال‌های سال، به سختی تلاش می‌کرده تا علاقه‌اش را به آثاری که علاقه‌ای به آن‌ها نداشته، توجیه کند.

یکی از دانشمندانی که پری از نظریاتش استفاده کرده، استیون پینکر دانشمند حوزه علوم شناختی است. پری با استفاده از آموزه‌های پینکر می‌نویسد ذهن در مواجهه با سوالی ساده مثل "هنر خوب چیست؟ " برای پنهان کردن ناراحتی‌اش

کد N2140664