رضا داوری اردکانی:

مهدی حائری یزدی فیلسوفی آزاده بود/ ما با حقیقت عهدی داریم

دین و اندیشه

رضا داوری اردکانی گفت: مرحوم حائری یزدی فیلسوفی آزاده بود که دین و فلسفه را مثل همه فلاسفه اسلامی یکی می دانست اما آزاد و صریح می گفت ما با علم و حقیقت عهدی داریم و این بزرگترین عهد ما است.

به گزارش خبرنگار مهر، همایش یادبود استاد مهدی حائری یزدی از سلسله نشسته های یادبود استادان تأثیرگذار در اعتلای علمی – پژوهشی موسسه پژوهشی حکمت و فلسفه ایران در این موسسه برگزار شد.

غلامرضا اعوانی در این مراسم در سخنانی مرحوم مهدی حائری را جامع الحکمتین خواند و اظهار کرد: باید دید معنای جامع الحکمتین چیست؟ یعنی حکمت در نزد ما مشترک لفظی نیست بلکه بین حکمت، حکمت قرآنی، برهانی، دینی و حکمت رسمی است. این جمع بین حکمت برهانی و فلسفی یکی از دستاوردهای حکمت ما است که در جاهای دیگر مثل غرب، جز در دوره هایی دیده نمی شود. حکمت الهی در غرب حیات مستمری نداشته است. در دوره قرون وسطی بیشتر صورت مسئله کلامی به خود گرفت و در دوره جدید این دو حکمت از هم جدا شدند. فیلسوفان جدید را نمی توان جامع الحکمتین گفت. حائری یزدی از بهترین نمونه های آن است.

وی افزود: مرحوم حائری یزدی در فقه و اصول شاگرد اساتید بزرگی بوده و جمع بین فقه و حکمت از خصوصیات ایشان است که در جای دیگر، آن را نمی بینید. او در فقه و اصول شاگرد افرادی همچون آیت الله بروجردی بوده است و اولین کسی بود که اجتهاد مطلق گرفت. همچنین در نزد آیت الله کوه کمری و خوانساری شاگردی کرد و در فلسفه، شاگرد امام راحل به مدت ۱۲ سال بوده است. از محضر سیداحمد خوانساری و میرزااحمد آشتیانی هم در قم و هم در تهران تلمذ کرده است. او از نادر کسانی است که در عین اینکه تبحر تمام در علم و حکمت داشتند در خارج نیز درس خوانده است.

اعوانی تصریح کرد: مرحوم مهدی حائری یزدی می گفتند در اصول عقاید همچون توحید، عدل، نبوت، امامت و معاد نمی توان بدون فلسفه از عهده آنها برآمد. بنابراین دین مبتنی بر علم و حکمت است. اگر فلسفه اسلامی را پدیدارشناسی کنیم، این پدیدارشناسی درباره حکمت است چرا حکمت اسلامی فقط در ایران وجود داشته است. از خصوصیات فرهنگ ایرانی چه پیش از اسلام و چه پس از آن حکمت به معنای خاص بوده است. ظهور اشعریت در جهان عرب بسیار مهم است که یکی به قوم ایرانی بر می گردد که ایرانیان حکومت داشته اند و حکومت بدون حکمت نیست. دوم سهم آنها از قرآن به معنای علم و حکمت بوده است. به هر حال مکتب های مختلفی به وجود آمد، اما مکتب های فلسفه، قائم به قرآن بوده است. لازمه علم و قرآن منطق است و روش ایشان به روش ابن سینا شباهت داشته چرا که هر دو برهانی بودند.

همچنین در ادامه این مراسم رضا داوری اردکانی رئیس فرهنگستان علوم به سخنانی در خصوص مهدی حائری یزدی پرداخت و گفت: ۶۶ یا ۶۷ سال پیش مرحوم مهدی حائری را زیارت کردم در حالی که من نوجوان بودم و ایشان در سن جوانی بود. من در خانه پیری، ایشان را زیارت کردم. او روحانی بسیار مودبی بود و پیر ما چنان در فضائل حائری حرف زدند که آینده درخشانی از ایشان در حوزه علم برای من تصویر شد. در آن زمان در فلسفه اسلامی، کتاب کم بود و جزوه کوچک درس فلسفه داشتند تا اینکه حائری کتاب علم کلی را به زبان فارسی روان و روشن نوشت.

داوری اردکانی تصریح کرد: آشنایی علمی من با مرحوم مهدی حائری یزدی از این کتاب شروع شد. او کاوش های عقلی عملی را نوشت و از آنجا رساله دکترای خود را که محققانه است برای ما به ارمغان آورد. حائری یزدی بسیار آزاده بود و فیلسوفی آزاد بود. ایشان دین و فلسفه را مثل همه فلاسفه اسلامی یکی می دانست و آزادانه و صریح می گفت ما با علم و حقیقت عهدی داریم و این بزرگترین عهد ما است و هیچ عهدی نمی تواند شکننده عهدی باشد که ما با حقیقت و علم داریم. او همه عمرش را صرف آموختن و تعلیم دادن به دیگران کرد و آن قدر به من ناچیز لطف داشت که همیشه شرمنده وجود ایشان بودم و همواره از تذکرات ایشان استفاده می کردم و خیلی خوشبختم که از محضر ایشان بهره برده ام و تا بوده اند همچون مشعلی فروزان بودند که می توان گفت او در دوره خود فیلسوف معاصر عالم اسلام بوده است.

یوسف ثانی در ادامه این مراسم به سخنانی با موضوع حائری و مابعد الطبیعه پرداخت و گفت: یکی از بهترین استادان فلسفه که تاکنون داشته ام ایشان بوده است. وقتی کسی وارد حریم درس او می شد واقعاً رفیق بود و معنای حقیقی استاد و شاگردی رامی توان در نزد او یافت. مثل این بود که نزد دوستی می رفتیم که می توانستیم با او درد و دل کنیم و از او چیزی بخواهیم و از این جهت غیر از تعلیم، حق اخلاقی زیادی بر دوستان و شاگردان خود داشته است. او در مکاتباتی که با مرحوم طباطبایی داشت خضوع زیادی از خود نشان می داد.

وی در بخش دیگری از سخنان خود با اشاره به نظر مرحوم حائری یزدی درباره مابعدالطبیعه گفت: با اینکه در فلسفه غرب مطالعاتی داشت، اما نظر او در ماورالطبیعه تفاوتی با حکمای اسلامی ندارد. حائری یزدی در بیان فلسفه اولی و مابعدالطبیعه به سه موضوع توجه دارد که به عبارت دیگر موجود با کدامیک حیثیات، موجود است که حیثیت تقلیدی، تعلیمی و اخلاقی دارد. او توضیح می دهد که چرا باید به حیثیت اخلاقی رسید و بر این اساس هر عقیده ای که درباره موجودیت هر شیء گفته می‌شود، فلسفه از یک جهت مبداء علوم است و آن مبادی تصوری و تصدیقی است.

وی در پایان با اشاره به اینکه حائری معتقد است فلسفه هم مبداء علوم است و هم منتهای علوم، تصریح کرد: یعنی هر علمی وقتی به حقیقتی می رسد، نهایتاً آن حقیقت را به صورت منتهی العلوم در می آورد. اگر فلسفه جستجو و پی جویی حقیقت است و این فصل جدایی انسان از سایر موجودات است، بنابراین فلسفه می تواند همان فصل جدایی انسان از سایر موجودات باشد. در واقع فلسفه، ام العلوم و رأس العلوم است که پی جویی حقیقت می کند.

کد N2042666