نخستین سالگرد شهید صدرزاده؛

شهیدی که برای دفاع از حرم تغییر هویت داد

فرهنگی

سخن از شهید سرافراز مدافع حرم، شهید بسیجی مصطفی صدرزاده است که امروز و همزمان با تاسوعای حسینی، نخستین سالروز شهادت اوست.

خبرگزاری مهر گروه فرهنگ: وقتی که در نوزدهمین روز از شهریورماه سال ۱۳۶۵ به دنیا آمد، مادرش او را نذر حضرت اباالفضل العباس(ع) کرد و درست در روز تاسوعای حسینی سال گذشته، یعنی نهم محرم الحرام  سال ۱۴۳۷ هجری قمری در حلب سوریه به شهادت رسید.

مصطفی از دوازده سالگی در مسجد و پایگاه بسیج محله فعال بود و تلاش داشت تا فعالیت‌های متنوع قرآنی، فرهنگی و نظامی را در پایگاه بسیج محله تجربه کند.

او از همان دوران نوجوانی عاشق شهدا و شهادت بود و همیشه به دوستانش توصیه می‌کرد تا یک یا چند شهید را الگوی خود قرار دهند و سعی کنند از راه آنان خارج نشوند. او خود نیز، چنین کرده بود و سعی می‌کرد تا همیشه به یاد شهدا باشد؛ البته برای خود نیز تنبیهی در نظر گرفته بود که چنانچه از یاد شهدا غافل شود، روز بعد را روزه بگیرد.

مصطفی در سال ۱۳۸۷ وارد حوزه علمیه شد تا به یادگیری علوم آل محمد(ص) بپردازد و البته پس از چندی در رشته ادیان و عرفان دانشگاه هم قبول شد تا تحصیلات دانشگاهی را نیز در کنار تحصیلات حوزوی تجربه کند.

از وقتی بحث مدافعان حرم و اعزام نیروهای مقاومت به سوریه پیش آمد، مصطفی هم مانند اسپندی بر آتش، برای اعزام لحظه شماری می‌کرد و این در حالی بود که فرزند کوچکش فاطمه، چهار جزء از قرآن را به همت او و همسرش حفظ کرده بود.

او ابتدا به عراق رفت و مدتی در آنجا بود. سپس به کشور بازگشت و با توجه به عدم موفقیت برای عضویت در سپاه قدس، با هویت افغانستانی به سوریه اعزام شد.

حضور او در سوریه با تلاش و پشتکار زائدالوصفش همراه بود و خیلی زود، توانمندی‌های خود را نشان داد و به‌عنوان فرمانده گردان عمار تیپ فاطمیون تیپ رزمندگان مدافع حرم افغانستانی انتخاب شد.

مصطفی همزمان با تولد پسرش مجروح شد و به تهران بازگشت. جالب این بود که مصطفی و همسرش، هر دو در یک بیمارستان، یعنی بیمارستان بقیةالله الاعظم (عج) بستری شدند؛ مصطفی در بخش مردان و همسرش در بخش زایمان.

 قدم نو رسیده هم نتوانست مصطفی را از ادامه مجاهدت فی‌سبیل الله محروم کند؛ این بود که خیلی زود به سوریه بازگشت و تلاش را از سر گرفت.

رشادت‌ها و مجاهدت‌های مصطفی در سوریه ادامه یافت و جانشینی فرمانده تیپ هم به او پیشنهاد شد؛ اما قبول نکرد؛ زیرا عقیده داشت اگر در جایگاه فرماندهی باشد، اجازه حضور در خط مقدم به او داده نمی شود و شاید از فیض شهادت محروم شود.

نخستین روزهای محرم الحرام سال گذشته، شاید روزهایی بود که او در حلب سوریه، خاطرات دوران نوجوانی و جوانی خود را مرور می‌کرد؛ مانند خاطره جمع آوری کمک‌های مردمی برای بازسازی مسجد محله. او هم در آن هنگام، به همراه تعدادی از اهالی محل، غرور نوجوانی و جوانی را کنار گذاشتند؛ آستین بالا زدند و به میان مردم رفتند تا هزینه‌های بازسازی مسجد تامین شود.

پدر مصطفی از آن روزها نقل می کند: «به من می گفت؛ بابا نمی‌دانی گدایی برای خدا چه لذتی دارد.»

با فعالیت‌های مصطفی و دیگر جوانان و اهالی محل و به لطف خدا، کار مسجد به پایان رسید و پایگاه نوجوانان و جوانان حزب اللهی محل، نونوار شد.

او در آن روزها، به یاد مادرش هم بود، مادری که از سادات بود و مصطفی از او خواسته بود که: «مادر جان! دعا کن اگر ماندن من منشأ خیر است زنده بمانم و اگر شهادتم در جامعه تأثیر خواهد داشت به شهادت برسم.»

روز هشتم محرم الحرام ۱۴۳۷ هجری قمری که فرا رسید، مصطفی به همرزمانش خبر داد که فردا شهید می‌شود! شاید دوستان و همرزمانش این گفته او را شوخی گرفتند. او حتی به آنان خبر داده بود که تنها با یک گلوله به شهادت می‌رسد.

تاسوعا که فرا رسید، همان یک گلوله، مصطفی را به عرش رسانید و امروز، نخستین سالگرد شهادت اوست.

مصطفی اولین شهید مدافع حرم مسجد محل نام گرفت و پس از او، دو شهید دیگر نیز از همان مسجد، در راه دفاع از حرم اهل بیت (ع)، سر دادند.

اکنون مسجد محل و اهالی مسجد، به مصطفی صدرزاده، سجاد عفتی و محمد آژن می بالند. مصطفی به سجاد عفتی قول داده بود که اگر شهید شد، او را هم با خود ببرد و پس از مصطفی، سجاد عفتی هم در سوریه و در یکی از عملیاتها مجروح شد؛ در حالی که او را با آمبولانس به مرکز درمانی منتقل می‌کردند، سجاد از امدادگر آمبولانس درخواست کرد تا کمک کند که بنشیند؛ وقتی نشست، دست بر سینه گذاشت و فرمود: « السلام علیک یا اباعبدالله » و شهید شد.

پس از این دو، محمد آژن نیز روزی بر مزار دوست شهیدش، مصطفی، از حاضران خواسته بود تا برایش دعا کنند بتواند نزد مصطفی برود؛ و رفت.

و امروز، به یاد حضرت علمدار و سقّای دشت کربلا (ع)، بر روح بلند و جاودان مصطفی صدرزاده درود می‌فرستیم و صاحب این روز را، واسطه قرار می‌دهیم تا از خدا بخواهد، ما را در تداوم راه « مصطفی » ها، « سجاد» ها و « محمد» ها یاری رساند؛ ان شاء الله.

کد N1519723