چراغ راهنمای روحانی در بهار 96 به کدام‌سو روشن می‌شود؟

عصر ایران نوشت:بخشی از جریان اصول‌گرایی برای انتخابات ریاست‌جمهوری به‌دنبال حمایت از روحانی هستند و حتی اعلام می‌کنند او جزو گزینه‌های جریان اصول‌گرایی برای انتخابات ریاست‌جمهوری دوازدهم است.

اصول‌گرایان می‌گویند روحانی عضو جامعه روحانیت مبارز و متعلق به جریان اصولگراست و اصلاح‌طلبان نمی‌توانند ادعا کنند روحانی به‌واسطه جریان اصلاحات به قدرت رسیده است.

ناصر ایمانی فعال سیاسی اصول‌گرا در همین‌باره با اشاره به اینکه روحانی در انتخابات 92 چندان مدیون اصلاح‌طلبان نبود عنوان کرد: اصلاح‌طلبان قصد دارند با چنین اظهاراتی، روحانی را کاملا وامدار خود نگه دارند تا روحانی سیاست‌های کاملا اصلاح‌طلبانه اتخاذ کند.

اصلاح‌طلبان اما بر این باور هستند که ما از روحانی حمایت کردیم تا او به ریاست‌جمهوری برسد.

در این میان مصطفی پورمحمدی وزیر دادگستری دولت یازدهم که از اعضای ارشد جامعه روحانیت در اوایل دولت روحانی به نکته‌ای اشاره کرد که نمی‌توان به سادگی از آن گذشت. او گفته بود: "اصولگرایان پشتیبان این دولت برای جمع‌آوری رای نبودند. ما اصولگرایان در انتخابات نامزد زیاد داشتیم؛ حالا نباید انتظار داشته باشیم که دولت از اصولگرایان تشکیل شود. اصلاح‌طلبان و کارگزاران از روحانی حمایت کردند ولی جمعیتی‌که به روحانی رای داد گرایش سیاسی چندانی نداشت. خود روحانی هم معتقد نیست به جریان خاصی منسوب است و تلاش زیادی می‌کند تا اعتدال حفظ شود."

پورمحمدی با توجه به شناخت کامل از جریان اصول گرایی در انتخابات ریاست‌جمهوری به‌خوبی این مسا‌له را بیان کرد که "اصولگرایان نقشی در پیروزی حسن روحانی نداشتند پس انتظار منصب نداشته باشند."

با بررسی رویکرد جریان اصول‌گرایی در انتخابات ریاست‌جمهوری می‌توان به این نکته پی برد که روحانی جزو هیچ‌کدام از گروه‌ها و دسته‌های اصول‌گرایی در انتخابات ریاست‌جمهوری نبوده است، همان‌طور که در روزهای ابتدایی انتخابات نامزد موردنظر اصلاح‌طلبان نیز نبوده است.

اصول‌گرایان قبل از ثبت‌نام در انتخابات با دو ائتلاف عمده وارد انتخابات ریاست‌جمهوری شدند. ائتلاف پیشرفت با حضور «قالیباف، ولایتی و حدادعادل» اولین ائتلاف وحدتی اصول‌گرایان بود؛ ائتلافی‌که بسیاری آن را یک ائتلاف ناهمگون و نمایشی می‌دانستند، اعتقادی که با حضور هر سه این نامزدها در انتخابات ریاست‌جمهوری و حضور ولایتی و قالیباف تا روز رای رای‌گیری خود به‌خوبی بیانگر ناهمگون بودن این ائتلاف بود.

دیگر ائتلاف با نام ائتلاف اکثریت اصول‌گرایان شکل گرفت. مصطفی پورمحمدی، یحیی آل‌اسحاق، سید محمدحسن ابوترابی‌فرد، محمدرضا باهنر و منوچهر متکی در مقابل ائتلاف پیشرفت شکل گرفت. این ائتلاف با توافقی‌که میان خود انجام داده بودند یک نامزد از آنان به وزارت کشور رفت تا به‌عنوان نامزد ائتلاف اکثریت اصول گرایان ثبت‌نام کند و آن کسی نبود جز ابوترابی‌فرد. گرچه منوچهر متکی که برخلاف توافق به وزارت کشور رفت و ثبت‌نام کرد اما در نهایت منوچهر متکی ردصلاحیت شد و ابوترابی‌فرد نیز با توصیه نمایندگان مجلس از انتخابات انصراف داد تا این ائتلاف هیچ نامزدی در انتخابات ریاست‌جمهوری 92 نداشته باشند.

همانطور که مشاهده می‌کنید در دو ائتلاف بزرگ اصول‌گرایان هیچ نامی از عضو جامعه روحانیت مبارز یعنی حسن روحانی وجود نداشت و "شیخ دیپلمات" به‌عنوان نامزد مستقل وارد انتخابات شد.

محمدرضا عارف به‌عنوان نامزد اصلاح‌طلبان، محمدباقر قالیباف، علی‌اکبر ولایتی، غلامعلی حدادعادل، سعید جلیلی و محسن رضایی از جریان اصول‌گرایی و حسن روحانی و محمد غرضی به‌عنوان نامزدهای مستقل وارد انتخابات شدند.

از این میان حدادعادل و محمدرضا عارف از انتخابات ریاست‌جمهوری انصراف دادند تا یک نامزد از اصول‌گرایان کم و تغییر در مستقل بودن حسن روحانی ایجاد شود. انصراف عارف باعث شد که روحانی رسما به‌عنوان نامزد اصلاح‌طلبان در انتخابات ریاست‌جمهوری معرفی شود.

جبهه پیروان خط امام و رهبری، جامعه اسلامی مهندسین، حزب موتلفه، جامعه مدرسین و برخی از اعضای جامعه روحانیت مبارز تهران که از جریان‌های اصلی اصول‌گرایی بودند در بیانیه‌ و موضع‌گیری‌های انتخاباتی خود از علی‌اکبر ولایتی، مشاور مقام معظم رهبری در سیاست خارجی و وزیر خارجه دولت‌های میرحسین موسوی و هاشمی‌رفسنجانی حمایت کردند.

اصول‌گرایان اصلاح‌طلب و آبادگران جهادی نیز در قامت حامیان قالیباف وارد میدان شدند و البته قالیباف در این میان آرا بخشی از اعضای جامعه مدرسین و جامعه روحانیت مبارز را نیز در اختیار داشت. جبهه پایداری از سعید جلیلی و جبهه ایستادگی نیز از محسن رضایی حمایت می‌کرد تا مشخص شود هیچ گروهی از اصول‌گرایان روحانی را نامزد خود در انتخابات 24 خرداد 92 نمی‌دانستند.

با توجه به این آرایش می‌توان فهمید که حسن روحانی با پرچمی غیر از اصول‌گرایی به ریاست قوه مجریه رسید. روحانی اما در سخنان خود بعد از انتخابات ریاست‌جمهوری اعلام کرده است که متعلق به هیچ جریانی نیست و او رییس‌جمهور تمام مردم ایران است. در این میان اما سیاسیون ایران با توجه به استراتژی، فراموشی ایرانیان به‌دنبال القای این معنا به مردم هستند که روحانی متعلق به ماست تا از این طریق بتوانند خود را پیروز انتخابات ریاست‌جمهوری سال آینده معرفی کنند.

سعید حجاریان نظریه‌پرداز جریان اصلاح‌طلب که بسیار او را تئورسین چپ‌ها در ایران می‌دانند براساس حمایت اصلاح‌طلبان از روحانی در سه سال گذشته و در انتخابات ریاست‌جمهوری دوازدهم می‌گوید: «حسن روحاني مي‌داند ما چاره‌اي جز حمايت از او نداريم؛ به همين دليل به سمت اصولگرايان تمايل پيدا كرده و تلاش مي‌كند آراي آنها را نيز به دست آورد.»

آن‌گونه‌که از شواهد پیداست روحانی همچنان می‌خواهد فراجناحی بماند اما یا یک تفاوت بزرگ نسبت به انتخابات ریاست‌جمهوری یازدهم و آن‌هم اینکه او در آن زمان مستقل به انتخابات پای گذاشت ولی حالا تصمیم دارد به‌عنوان نامزد نهایی دو جریان سیاسی اصلاح‌طلب و اصول‌گرا وارد میدان شود.

روحانی می‌خواهد هر دو جناح را داشته باشد و با رایی بیشتر نسبت به خرداد 92 بازهم راهی پاستور و نهاد ریاست‌جمهوری شود.

در پایان می‌توان گفت اصول‌گرایان در سه سال گذشته حامی روحانی نبودند درست برخلاف اصلاح‌طلبان. راست‌گرایان اما به‌نظر می‌رسد حالا تصمیم گرفته‌اند از روحانی حمایت کنند البته هنوز باید صبر کرد و دید در بهار 96 روحانی نامزد نهایی کدام جریان سیاسی خواهد بود.

۲۹۲۱۵

کد N1395528