برای سمیر قنطار، سید الاسرای زندان‌های اسرائیل؛

عمری حماسه؛ از اسارت در «نهاریا» تا رهایی در «جرمانا»

سیاسی

در میان اسرایی که طعم زندان صهیونیست ها را چشیده اند و صابون شکنجه های آنها حسابی به تن شان خورده است، «شهید سمیر قنطار» جایگاه ویژه ای دارد.

خبرگزاری مهر- گروه سیاست، محمد مهدی رحیمی: رژیم صهیونیستی از آغاز اشغالگری خود در دهه ۴۰ میلادی کار خود را با جنایت پیش برد. از ایجاد فضای رعب و وحشت تا دستگیری و شکنجه مبارزان و البته کشتار مظلومان بی دفاع. در این میان زندان های مخوف و سیاه چال‏های وحشتناک این رژیم جایگاهی ویژه داشته و البته شهره عالم هستند.

اصولا صهیونیست ها صاحب سبکی خاص در جنایت ورزی هستند، از شیوه های ایجاد رعب و وحشت گرفته تا سبک بازجویی و شکنجه مخالفان و البته مدل ترور سران مبارزین. همه اینها نشان دهنده این موضوع است که این رژیم خود به خوبی می داند که اساس و تاسیسش به ناحق بوده و پایه های حکومتش تا بدان حد لرزان است که همواره باید برای تقویت آن از ابتکارات پلیسی و امنیتی استفاده کند لذا مدام در حال به روز آوری ابزار جنایت ورزی خود است.

رژیم صهیونیستی، الگوی جنایت و سرکوب

وجود همین ویژگی در این رژیم جعلی باعث شده تا هر حکومت دیگری هم که بدنبال ناب ترین روش های جنایت و سرکوب است، سری هم به دولت غاصب اسرائیل بزند و از آنها خدمات و راهنمایی بگیرد. نمونه بارز این اتفاق همکاری وثیق ساواک و موساد در دوران حکومت پهلوی است که بازجویان و شکنجه گران مهمترین آموزش های خود را در کلاس درس جانیان اسرائیلی آموختند و آموزهایشان را بر سر انقلابیون ایرانی اجرا کردند غافل از اینکه روزی همین مبارزان ایرانی پرچمداران مبارزه با اشغالگری صهیونیست ها و حمایت از انتفاضه فلسطینیان می شوند.

در میان اسرایی که طعم زندان صهیونیست ها را چشیده اند و صابون شکنجه های آنها حسابی به تن شان خورده است، «شهید سمیر قنطار» جایگاه ویژه ای دارد. سمیر نوجوانی دروزی مذهب و ساکن روستای عیبه در استان جبل لبنان بود که از حدود ۱۳ سالگی وارد گروه های مبارز فلسطینی شد تا به سهم خود نقشی در پایان اشغالگری صهیونیست ها داشته باشد. سمیر همزمان با جنگ های داخلی لبنان به جبهه خلق برای آزادی فلسطین می پیوندد و علی رغم مشکلات مختلف، به عنوان کوچکترین عضو آموزش های نظامی را در این مجموعه سپری می کند.

تنها چند ماه بعد، توانمندی و انگیزه بالای او فرماندهان این مجموعه را به این نتیجه می رساند که سمیر را برای عضویت در گروه نخبگان چریکی و گذراندن دوره فرماندهی انتخاب کنند. چندی بعد و درحالی که قنطار کمی بیشتر از ۱۵ سال دارد فرماندهی گروهی را برعهده می گیرد که قصد دارند از طریق اردن به سرزمین های اشغالی بروند، کاروانی نظامی را مورد حمله قرار دهند و با اسارت نظامیان اسرائیلی آنها را با اسرای فلسطینی مبادله کنند.

این نقشه اما با خیانت یکی از فرماندهان شان که همزمان با اردنی ها هم همکاری می کرده لو می رود و سمیر و همراهانش در مرز اردن دستگیر شده و حدود یک سال را در زندان های مختلف اردن به سر می برد. آزادی از زندان اما برای او که حالا جوانی ۱۷ ساله شده، پایان مسیر و انصراف از مبارزه نیست. تنها چند روز پس از آزادی، قنطار دوباره فعالیت مبارزاتی خود را در جبهه مردمی خلق از سر می گیرد و خیلی زود انجام عملیاتی جدید بر عهده او گذاشته می شود؛ حمله به شهرک نظامیان اسرائیلی در نهاریا از طریق دریا.

عملیات در اراضی شمالی فلسطین اشغالی

شرح برنامه ریزی ها و آموزش هایی که سمیر و گروه نخبه اش در این مسیر پشت سر می گذارند از حوصله این مجال خارج است، اما در نهایت عملیات در ۲۲ آوریل ۱۹۷۹ (۱۳۵۶) صورت می گیرد، گروه ۴ نفره آنها به شمال اراضی اشغالی نفوذ کردند و در شهرکی نظامی نشین چندین نظامی را کشتند و یک نظامی برجسته صهیونیست ها که بعدا مشخص شد یک دانشمند بلندپایه نیز بوده است، را ربودند تا از او در مبادله اسرا استفاده کنند اما صهیونیست ها اندکی قبل از سوار شدن آنها به قایق به گروه سمیر حمله کرده و پس از شهادت دو تن از یاران وی، قنطار و احمد مهند را دستگیر می کنند.  

این دو در زندان های نمایشی این رژیم به ۵ بار حبس ابد و ۴۷ سال و شش ماه! حبس محکوم می شوند. علی رغم اینکه همرزم او ۶ سال بعد در مبادله بین گروه های فلسطینی و رژیم اشغالگر آزاد می شود اما قنطار چنان در دادگاه و دوران اسارتش بر موضع حق خود پافشاری می کند که علی رغم اینکه بارها در لیست تبادل از سوی فلسطینی ها پیشنهاد می شود اما همواره بر نام او از سوی اسرائیلی ها قلم کشیده می شود.

در به دری در زندان های اسرائیل

شرح خاطرات و ماجراهای عجیبی که بر این مبارز راسخ گذشته است، در کتاب خاطرات او با نام حقیقت سمیر به زیبایی به قلم یعقوب توکلی به رشته تحریر درآمده است. اما بی شک خواندنی ترین فراز این دوران سی ساله اسارت آن هنگامی است که او با جمعی از رزمندگان حزب الله لبنان هم بند می شود و کم کم شعله های گرایش به تشیع در او روشن شده و میل به بیشتر دانستن از امیرالمومنین و خواندن نهج البلاغه در او اوج می گیرد.

عزم جدی حزب الله برای آزادی زندانی که مذهبی غیر از شیعه دارد و انگیزه مبارزاتی او نه مسایل دینی که علایق ناسیونالیستی بوده، نشاندهنده افق دید و صلابت منطق این تشکل در مبارزه با اشغالگری است. سرانجام در سال ۲۰۰۸ پس از دستگیری دو نظامی اسرائیل که البته منجر به جنگ ۳۳ روزه هم می شود، اسرائیلی ها با واسطه گری آلمان پای کار مبادله می آیند، تبادلی که نام اول لیست آن و بالاتر از نام رزمندگان حزب الله، اسم سمیر قنطار است که بناست پس از ۳۰ سال بدون ذره ای عقب نشینی از مواضع انقلابی خود طعم آزادی را بچشد.

عزم نصرالله برای آزادی قنطار

این زندگی پرتلاطم و ۳ دهه اسارت و شکنجه هم باعث نمی شود که او از نگاه و آرمان خود دست بردارد  وقنطار که حالا شیعه شدنش را پنهان نمی کند به صفوف مجاهدان حزب الله می پیوندد تا در مسیر آزادی قدس کماکان به فعالیتش ادامه دهد. حضور در سوریه عرصه دیگری برای فعالیت های این مجاهد میانسال است.

فعالیتی که از رصد دشمنان صهیونیستش که قسم خورده اند روزی انتقام کشته شدگانشان را از او بگیرند، پنهان نمی ماند و سمیر قنطار در آذر سال گذشته هدف حمله موشکی اسرائیل در منطقه «جرمانا»، در نزدیکی دمشق قرار می گیرد تا مزارش در وسط گلزار شهدای مدافع حرم حزب الله، در حوراء زینب بیروت، زیارتگاه عاشقان فلسطین و آرمان رهایی قبله اول مسلمین قرار گیرد.

کد N1321835