امانی در گفتگوی تفصیلی با مهر:

تحلیل اشتباه دردمشترک حماس و اخوان/روزقدس عامل وحدت در جهان اسلام

سیاسی

رئیس سابق حافظ منافع ایران در مصر گفت: حماس هم به مانند اخوان اشتباهاتی در ارزیابی از قدرت خود و تحلیل منطقه داشته که در نگاهی کلی چوب اعتماد به امریکا و متحدان آن را می خورند.

خبرگزاری مهر، گروه سیاست- محمد مهدی ملکی: در حالی به آخرین جمعه ماه مبارک رمضان نزدیک می شویم که در ایران اسلامی و بسیاری از کشورهای دیگر منطقه و جهان، مردم آزادیخواه اعم از مسلمان و غیرمسلمان خود را برای برگزاری باشکوه روزجهانی قدس و فریاد علیه اشغالگری صهیونیست ها آماده می کنند.

در ادامه پرونده «قبله اول، مسئله اول»، با مجتبی امانی کاردار سابق ایران در مصر و کارشناس ارشد مسائل غرب آسیا در خصوص اهمیت این روز برای ایران و جهان اسلام و ابعاد مختلف مساله فلسطین و تحولات منطقه به گفتگو پرداختیم.

امانی معتقد است روز قدس توانسته در برخی کشورهای غیر اسلامی که شعارهای آزادی خواهانه و عدالت طلبانه در آنها رواج دارد و یا کشورهای اسلامی که جمعیت مسلمانان آنها در اقلیت محسوب می شوند باعث اتحاد و گردهمایی آنها در یک روز در سال شود.

کاردار سابق ایران در مصر با بیان اینکه برخی کشورهای اسلامی با ادعای این مطلب که دشمن نزدیک آنها امروز نه رژیم صهیونیستی بلکه ایران است به مقابله با جمهوری اسلامی ایران پرداخته اند می گوید که ناگفته پیداست بیشترین منفعت را از این اقدامات، اسراییل و حامیان وی خواهند برد و این مساله ناشی از عدم درک صحیح و ارزیابی های اشتباه برخی رهبران کشورهای اسلامی در کنار القائات دشمن به آنها است.

این کارشناس ارشد مسایل عربی و افریقایی وزارت امور خارجه گفت: اخوان المسلمین با تجربه بیش از هشتاد سال فعالیت سیاسی زمانی که به قدرت رسید بر اثر اشتباهات متعدد و استراتژیک در تعیین دوست و دشمن به اتخاذ تصمیماتی پرداخت که منجر به جلب حمایت و رضایت کشورهایی چون امریکا، عربستان و غیره شود و دیدیم که سرنوشت اعتماد بی جا به امریکا و زیر پا گذاشتن اصولی که به آن اعتقاد داشتند، برای آنها بسیار تلخ و پر هزینه شد.

امانی می گوید گروه حماس هم به مانند اخوان اشتباهاتی در ارزیابی از قدرت خود و تحلیل منطقه داشته که البته ایران تلاش می کند آنها را با حفظ مواضع قبلی که داشتند یعنی حضور در جریان مقاومت و مبارزه با صهیونیست ها، به صحنه بازگرداند.

مشروح این گفتگو در ذیل می آید:

با توجه به فرمایش و تاکید مداوم رهبری مبنی بر اینکه مسئله فلسطین، مسئله اول دنیای اسلام است، از نظر شما جایگاه این مساله در سیاست خارجی ما کجاست؟

بحث فلسطین و آرمان آن کشور از مسائلی بود که امام راحل در سال های قبل از پیروزی نهضت اسلامی به آن پرداختند و این بحث اولین مسئله سیاست خارجی ما در جمهوری اسلامی بود. خود حضرت امام هم راجع به فلسطین نقل قول های فراوانی دارند که در کتاب «فلسطین از دیدگاه امام خمینی» مطرح شده و به عربی هم ترجمه شده است. مشخص است که این مسئله از منظر امام چه در باب مرجعیت، چه به عنوان یک روحانی و چه از منظر یک رهبر انقلاب، این نهضت توسط ایشان مطرح شده و به دست رهبری معظم انقلاب هم در حال حاضر پیگیری می شود.

واقعیت هم این است که از سال ۱۹۴۸ که فلسطین اشغال شد و به صورت رسمی دولت صهیونیستی تشکیل شد، جهان اسلام، محوری شد که حول آن بخواهد تلاش کند که در برابر ظلم به مردم فلسطین موضعی داشته باشد.

اولین اقدام سیاست خارجی ایران هم انتقال سفارت رژیم صهیونیستی از ایران بود و پس از آن حضرت امام جمعه آخر ماه رمضان را که یک اقدام مادی و معنوی در حمایت از مردم فلسطین محسوب می شود به عنوان روز قدس اعلام کردند که این روز در قالب یک گردهمایی و تظاهرات مردمی در کشورهای مختلف برگزار می شود.

حضرت امام اشاره داشتند که در پایان ماه رمضان که مصادف با ایام قدر است و شور و حالی که مردم به لحاظ معنوی پیدا می کنند،  برای آزادسازی آن کشور از دست رژیم صهیونیستی دعا می کنند که این اثرات و برکات خاص خودش را دارد و این یعنی تظاهرات ضد اشغالگری فلسطین علاوه بر اینکه اقدامی سیاسی است توامان حرکتی معنوی هم محسوب می شود.

 اینکه ایران بر مسئله فلسطین تاکید دارد و از گروه های مقاومت حمایت می کند، چه دستاوردهایی را تا کنون برای ما داشته است؟

به طور مشخص اگر بخواهیم دایره حمایت هایی که از مسئله فلسطین می شود را بررسی کنیم، باید بگوییم رژیم صهیونیستی از ابتدا تلاش داشت حداکثر موضوع اشغال فلسطین برای آن رژیم تبعات یک مسئله فلسطینی-اسرائیلی را داشته باشد. آن رژیم در ابتدا با این مشکل مواجه شد که تعدادی از کشورهای عربی از فلسطینی ها حمایت کردند که بخشی از آن حمایت بحث قومیت عربی بود و بخشی از آن دفاع از برادران دینی بود که توسط برخی کشورها مثل مصر رهبری می شد.

بنابراین اسرائیل می دید که بعضی از کشورهای عربی با آن رژیم وارد چالش شده اند. رژیم صهیونیستی بواسطه اقتضای ماهیت توسعه طلبانه ای که دارد، شاید در استراتژی خودش اینطور می دید که اگر کشورهایی که در محدوده نیل تا فرات قرار داشتند، اقدامی نظامی به نفع فلسطینی ها انجام دهند، بهانه ای به دست آن رژیم داده می شود که بخشی از سرزمین های آنها را اشغال کند و این کار هم اتفاق افتاد. به طور مثال جنوب لبنان، بخشی از اردن و قسمتی از مصر، اینها به دست رژیم صهیونیستی به اشغال درآمد.

انقلاب اسلامی ایران باعث شد که ظرفیت فوق العاده ای بر حمایت از فلسطین ایجاد شود و خود این موضوع باعث شد که رژیم صهیونیستی با یک مشکل اساسی مواجه شود. انقلاب اسلامی با پرداختن به روز قدس که مسلمانان را تشویق و تهییج می کرد که در یک روز در سال به حمایت از مردم فلسطین بپیوندند، خود این موضوع طرحش در خیلی از کشورهای غیر اسلامی باعث شد که مسئله فلسطین به آن کشورها هم منتقل شود.

یکی از مراکز گردهمایی مسلمانان در جاهایی که اقلیت هستند یا مهاجر آن کشور محسوب می شوند، همین روز قدس است. برای جاهایی مثل اروپا و آمریکا این موضوعی بود که مردم مسلمان آن مناطق چه شهروند و چه مهاجر، یک روز در سال را به حمایت از مردم فلسطین اختصاص می دهند.

حالا این تظاهرات چه به صورت اعتراض در نماز جمعه باشد، چه پلاکارد در دست گرفتن و چه مطلب و مقاله نوشتن پیرامون موضوع فلسطین باشد و چه به عنوان موضوعی انسانی مطرح شود، یعنی انسانیت به عنوان موضوعی که ملتی از سرزمین خود بیرون رانده شده اند و مردم دیگری آنجا را اشغال کرده اند، این مسئله ای است که انسان ها را رنج می دهد و ابعادی بسیار بیشتری از آنچه که رژیم صهیونیستی به دنبالش بود، پیدا می شود.

به تعبیر دیگر موضوع فلسطین از یک مسئله فلسطینی-اسرائیلی به عربی-اسرائیلی و بعد اسلامی-اسرائیلی و پس از آن انسانی-اسرائیلی تبدیل شد.

بنابراین می بینیم که در برخی از کشورهای آمریکای لاتین که شعارهای انقلاب گرایانه و عدالت طلبانه رواج دارد، حکومت و مردم آنها هم در حمایت از فلسطینیان با اینکه اشتراک دینی و عقدیتی نداشتند، به این عنوان که دفاع از مظلوم است وارد مسئله شدند و این ظرفیت فوق العاده ای بود که علیه رژیم صهیونیستی به وجود آمد.

اگر مسئله روز قدس توسط حضرت امام مطرح نمی شد، امروز مسئله فلسطین چه وضعیتی می داشت؟

رژیم صهیونیستی در ابتدای تشکیل شدنش تلاش داشت خودش را در سرزمین اشغالی تثبیت کند و بعد از آن به توسعه سرزمینی اقدام کند.

ظرفیتی که امام ایجاد کرد باعث شد موضوع فلسطین در کشورهای اسلامی که اصولاً نگاهشان به موضوع فلسطین عربی-اسرائیلی بود، اندکی تعدیل شود. به طور مثال کشورهای اسلامی آسیای شرقی که ظرفیت مهمی در جهان اسلام محسوب می شدند، اصلاً کاری به این مسئله نداشتند پس از انقلاب اسلامی ایران نسبت به مساله فلسطین موضع گرفتند.  ایران زمان شاه هم همینطور بود و موضوع فلسطین را به خود مربوط نمی دید.

مبنای کاری رژیم صهیونیستی در توسعه سرزمینی این بود که با یک سری حملات، سرزمین هایی را به کشور خودش اضافه کند و بعد به چالش برخیزد و به مقررات بین المللی بی توجهی کرده و پس از آن به عنوان یک امر واقع و اتفاق افتاده خودش را تحمیل کند. این سیاست صهیونیست ها که می خواستند با حمایت امریکائی ها، انگلیسی ها و فرانسوی ها خودشان را به عنوان یک موضوع اتفاق افتاده تحمیل کنند، مسجل است.

همچنان که ایران در زمان شاه، رژیم صهیونیستی را به عنوان یک کشور واقعی و به صورت «دوفاکتو» قبول کرد و با آن رابطه برقرار کرد.

 زمانی که مصر تشریف داشتید بحثی در این رابطه با مسئولان عربی نداشتید؟

خیلی مواقع این موضوع را به علت موقعیت شغلی که داشته و دارم در ارتباط با مسئولان کشورهای عربی گفته ام که اگر انقلاب اسلامی در ایران اتفاق نمی افتاد، که شامل خیلی از موارد در حمایت از فلسطین است و یکی از آنها برپایی روز قدس است،  قطعاً اعراب باید با این موضوع مواجه می شدند که بخش مهمی از رویای صهیونیست ها در برپایی دولت صهیونیستی از نیل تا فرات اتفاق افتاده باشد.

این ظرفیت انقلاب اسلامی بود که جلوی این جریان ایستادگی کرد و امید و شور و شوق را به مردم جهان آورد، اینکه امروز رژیم صهیونیستی نتوانسته حتی همان محدوده خودش را در مرزهایی که  سال ۱۹۶۷ بدست آورده بود حفظ کند، یعنی قدم دومی را که اسراییلی ها مد نظر داشتند برای گسترش سرزمینشان عملیلاتی کنندبا شکست مواجه شد.

اقدام صهیونیست ها برای برداشتن قدم سوم در سال ۱۹۸۲ با اشغال لبنان به این نیت که کل کشور لبنان را ضمیمه خود کنند با شکستی مواجه شد که همه این را مرتبط با این می دانند که فکر و ایده ای که از جمهوری اسلامی ایران برخاسته بود، با حضور جوانانی که خود را حزب الله نامیدند و برای حفاظت از سرزمین لبنان به گروهی قوی در آن کشور تبدیل شدند موفق شدند که اسراییلی ها را به عقب برانند و از آن تاریخ به بعد گسترش سرزمینی را که از صهیونیست ها نمی بینیم هیچ بلکه کاهش سرزمینی و افزایش چالش های سیاسی، امنیتی، متععدی را در برابر اسراییلی ها می بینیم.

در خصوص این مساله که حماس با سیاست های ایران در سوریه و منطقه زاویه پیدا کرده است، آیا این امر تاثیری بر ارتباط ما با حماس خواهد گذاشت؟

موضوع فلسطین همانند هر موضوع سیاسی و مردمی دیگر در حال پالایش هست و مهم این است که ببینیم روند این جریانات منجر به حرکت به سوی سازش شده یا مقاومت.

در درون فلسطین سازمان های بسیار زیادی آمدند و کاری را انجام داده اند و برخی هم حذف هم شدند یا به جریانی پیوستند که در واقع باعث شده ماهیت وجود خودشان را از دست بدهند که در راس آنها سازمان آزادی بخش فلسطین به رهبری یاسر عرفات بود که می دیدیم ایشان در هر جلسه و ملاقاتی که داشت اسلحه ای به کمر می بست که نماد مبارزه با اسراییلی ها بود اما بعد ها به سازش کشیده شدند و مساله فرق کرد.

ما در سال ۱۳۹۰ یک موضوعی را در جهان اسلام داشتیم و به خصوص کشورهای عربی که ما آن را بیداری اسلامی می نامیم. حماس به عنوان یک مجموعه انقلابی که حرکتی نظامی هم برای خودش قایل هست و در واقع خود را سازمانی عقیدتی، سیاسی و نظامی هست در صحنه فلسطین ایجاد شد که از آثار انقلاب اسلامی هم هست چرا که تا آن زمان ما حرکتی با پسوند اسلامی نداشتیم که موثر باشد.

این حرکت کار خودش را به عنوان یک قدرت قوی در مقابل رژیم صهیونیستی آغاز کرد، رهبران آنها همچون شیخ احمد یاسین، رنتیسی و بسیاری دیگر از اینها توسط صهیونیست ها شهید شدند و یا زندانی شدند، لذا این جریان در مقابل یازمان آزادی بخش فلسطین به عنوان جریان سازش کار ایستاد. حرکت اینها بود که باعث شد اسراییل مجبور شد بخش هایی از سرزمین های ادعایی خودش را به آنها بده که در کرانه باختری و غزه اتفاق افتاد و توسط این دو جریان در رام الله و غزه تشکیل شد.

جریانی که در سوریه علیه بشار اسد در اوایل ۱۳۹۰ اتفاق افتاد، باعث شد که حماس در یک بحرانی گرفتار آید. از یک سوی فشار کشورهای حامی مخالفان بشار اسد که به عنوان حامی مالی حماس بودند را پشت سر خود می دید که به آنها می گفتند اگر با ما نباشید دیگر حمایت مالی نخواهیم کرد، از طرف دیگر حماس با مشکلی مواجه شد که اگر بخواهد به حیات سیاسی خودش ادامه دهد نیاز به پایگاه و جایگاهی داشت که دفاتر آن گروه سابق در سوریه بود و لذا رهبران آن تصمیم گرفتند که آنها را تعطیل کرده و در کشورهای حاشیه خلیج فارس برپا سازند.

اشتباه حماس در مساله سوریه چه بود؟

حماس با یک ارزیابی اشتباه از اوضاع به این نتیجه رسید که در این چالش طرف کشورهای مخالف دولت سوریه را بگیرد. در حال حاضر هم تصورات آنها در خصوص سقوط نظام سوریه محقق نشد، از زمانی که مساله سوریه اتفاق افتاد ارزیابی ایران این بود که بحث انقلاب در مساله سوریه و هم سان پنداری این تحرکات با آنچه در دیگر کشورها چون لیبی، تونس و مصر اتفاق افتاده بود اشتباه است چرا که ماهیت اقدامات آنچه در سوریه اتفاق می افتاد کاملاً متفاوت با دیگر کشورهای فوق الذکر بود.

شما می بینید که در آن کشورهایی که انقلابی صورت گرفت، راس های آن نظام ها ساقط شد حالا گر چه ممکن است همچنان حکومت های آنها باقی مانده باشد. 

حماس بین مشکلات متعدد ناشی از ارزیابی اشتباه خودش گرفتار شده و تلاش ایران این هست که کمک کند آنها با همان حفظ خط اصیل مقاومت و مبارزه با صهیونیست ها به صحنه بازگردند.

به نظر می رسد تعبیر اخیر رهبری مبنی بر اینکه برخی جریانات اسلامی که به امریکا اعتماد می کنند «سیلی سختی خواهند خورد» اشاره داشت به جریان اخوان المسلمین، با توجه به سابقه شما در مصر  و آشنایی با اخوان و رهبران آن این موضوع را چگونه تحلیل می کنید.

به دنبال انقلاب های عربی که رخ داد، در مصر هم یک جریان سیاسی قوی برخوردار از تاریخی نود ساله که رهبران آن تجربه سالها زندان و صعود و نزول را داشتند به عنوان جریانی برتر که توانست ریاست جمهوری و مجلس را در اختیار بگیرد مطرح شد. اخوان در ارزیابی قدرت خودش و صحنه سیاسی دچار یکسری اشتباهات شد. آنچه ما از خلال ارتباط با مسئولان اخوانی دریافتیم این بود که تصور آنها این بود که امریکایی دارای ریشه های فراوان و عمیقی در درون کشور مصر(دولت، قوای امنیتی، نهاد ها و ...) هستند. 

این امر درست بود و به نظر من بیشتر از آنچه آنها فکر می کردند، امریکایی ها در مصر نفوذ داشته و دارند. اشتباه اخوان این بود که آنها تصور می کردند با یک اقدام سیاسی می توانند با این «دولت عمیق» که امریکا و برخی دیگر دولتها را شامل می شود، مقابله کنند و از طرف دیگر اشتباه کشنده آنها این بود که سعی کردند با امریکایی ها و نفوذ آنها با مماشات رفتار کنند تا چالشی با آنها نداشته باشند.

اخوانی ها چندین تاکتیک را در مصر به کار گرفتند. آنها می خواستند خودشان را آدم های کم خطری برای امریکایی ها نشان دهند و تلاش داشتند خودشان را از تفکر انقلابی ایران که موجب ترس امریکایی ها می شد دور نشان دهند. همچنین تلاش کردند که موضوعی به نام اسراییل را در تعاملات خودشان با امریکایی ها خط بزنند. 

اخوانی ها شعار «اسلام هو الحل» یعنی اسلام تنها راه حل است را چند سال قبل از انقلاب مصر (۲۰۱۱.م)  کنار گذاشتند، به نظر ما همه اینها تاکتیکی بود. اسلام گرایی، مبازه با صهیونیست ها، مبارزه با فساد از جمله مسایلی هست که در افکار و آرای سران آنها کاملاً مشخص است، اما بعد از به قدرت رسیدن سعی کردند تیزی های اخوان را که با دولت عمیق و حامیان آن اصطکاک ایجاد می کرد را نرم کنند و این اشتباه مهمی بود که داشتند.

اگر مقایسه ای داشته باشیم انقلاب مصر را با انقلاب ایران، امام(ره)  بسیار کم و در حد لزوم از این سیاست استفاده می کردند که به دنیا بگویند ما کشور خطرناکی نخواهیم بود و این را در مصاحبه های امام(ره) در فرانسه می بینید.

امام سعی کردند با زبان قابل فهمی مسایل نظام را برای دنیا شرح بدهند ولی هیچ گاه از اصولی که داشتند کوتاه نیامدند، اشتباه اخوانی ها این بود که آنها هم می خواستند با زبان قابل فهمی برای دنیا صحبت کنند ولی اصول خودشان را زیر پا گذاشتند.

اخوانی ها گرچه توانستند خودشان را به امریکایی ها تحمیل کنند ولی به این علت که خودشان را از انقلابی گری و آنچه برای ماندن در صحنه انقلابی گری لازم است تهی کردند، بعد از تهی شدن، مردم دیگر از آنها حمایت نکردند. پس از آن اتفاقی که خواهد افتاد اینکه کشورهایی که به آن اعتماد کرده هم سر بزنگاه در فرصتی مناسب از پشت خنجر خواهند زد که زدند.

من در گفتگوهای خودم با اخوانی ها و انقلابیون مصری مثالی را که می آوردم اتفاقی بود که برای آقای مصدق رخ داد. مصدق شخصییتی است که برای مصری ها به خصوص انقلابیون آن کاملاً شناخته شده است. 

مشهور است که عبدالناصر ملی کردن کانال سوئز را از ایده ملی کردن نفت ایران الگو برداری کرد. به آنها بارها گفتم که مصدق گمان می کرد که امریکایی ها رهبران یک کشور معقول، دموکرات و با انگیزه حمایت از حقوق بشر هستند و تصور می کرد با حمایت امریکایی بتواند نفت را از چنگال انگلیسی ها بیرون آورد و شاه را به عنوان یک دیکتاتور از حکومت ایران حذف کند، در صورتی که نتیجه این تجربه ارزشمند اعتماد بی جا به امریکا این بود که آن سه با هم ساختند و مصدق را ساقط و تبعید کردند.

لازم به توضیح می دانم که این اولین بار هم نبود که رهبری راجع به تجربه اخوان بدون اشاره به نام آن گروه مواردی را ایراد کردند. در خیلی موارد این موضوع مطرح شده و به نظر من یکی از تلخ‌ترین اتفاقات در منطقه ما این بود که یک جریان اصیل اسلامی که بیش از ۸۰ سال تجربه دارد و با رأی مردم بر سر کار می‌آید، به دلیل خطای استراتژیک خودش و اعتماد به آمریکایی‌ها چوب آن را می‌خورد.

اشتباهات مرسی در یک سال و اندی زمام‌داری از نظر جنابعالی چه مواردی بود؟

اشتباهات وی در چارچوب تحلیل سؤال قبلی است. شاید این انتظار از انقلاب مصر بود و به طریق اولی به اخوان و شخص مرسی هم منتقل می‌شد که بخواهند شور انقلابی را در مردم حفظ کرده و آنها را به سمت شعارهای انقلاب رهنمون کنند. 

یکی از اشتباهات کُشنده در انقلاب‌های تازه پا این است که در همان روزهای اول به حرکت‌های مردمی به عنوان یک موضوع مزاحم نگاه می‌کنند که این مسئله را در اظهارات آقای مهندس بازرگان هم در اوایل پیروزی انقلاب ایران می‌بینید.

ایشان در یکی از مصاحبه‌های تلویزیونی خودش خطاب به مردم گفت: شما انقلاب خودتان را کردید حالا به کنار بروید ما کار خودمان را کنیم و این حذف مردم از صحنه باعث می‌شود که آنها دیگر پشتیبان آن انقلاب نباشند. این اشتباه مهمی بود که اخوان و مرسی انجام دادند.

اشتباه دیگری که انقلاب مصر داشت و توقع می‌رفت که اخوان با تجربه بالای خودش آن را اصلاح کند؛ این بود که قدرت نهادسازی نداشتند. در مقایسه با انقلاب ایران در مصر هیچ نهاد جدیدی تشکیل نشد. نهادهایی که جریان انقلاب و اجرای ایده‌های آن را تسهیل می‌کنند. مثلاً مؤسساتی که خدمات عمومی ارائه کنند، در ایران کمیته امداد، بنیاد شهید، بنیاد مستضعفان و ... که حضرت امام (ره) اینها را تشکیل داد تا به مردم محروم به عنوان قوی‌ترین پایه‌های انقلاب رسیدگی کنند.

همچنین به علت ناکارآمدی سیستم قضایی قبلی، دادگاه‌های انقلاب را تشکیل دادیم یا برای آنکه کشور به طور طبیعی در روند انقلابی‌گری خودش دچار چالش‌های خارجی می‌شود، برای حمایت از آن سپاه پاسداران را تشکیل دادیم.

به علاوه اینکه برای جبران ضعف خلاء قدرت نظم‌دهنده داخلی، تشکیل کمیته‌های انقلاب اسلامی را دنبال کردیم. اما در مصر حتی یک نهاد که به شهدا و مجروحان انقلابی آن خدماتی ارائه دهد، نداشتیم و این موضوع هیچ اولویتی در دستور کار مرسی و اخوانی‌ها به طور کلی نداشت. آنها به دنبال تعامل و جلب رضایت دولت‌هایی که در دولت عمیق مصر بودند، اهداف خود را پیگیری و اجرا می‌کردند.

سیاست مرسی در قبال مساله سوریه و فلسطین چگونه بود؟

یکی از موضوعاتی که اخوانی‌ها به دلیل چالش‌برانگیز بودن آن با آمریکایی‌ها آن مساله را کنار گذاشتند، مسئله حمایت از فلسطین بود که البته چوب آن را هم خوردند. 

مرسی تعهد خودش را به قراردادهای مصر مثل کمپ دیوید ابراز کرد، آنها گرچه شعار «اسلام هوالحل» را کنار گذاشته بودند ولی در مسئله سوریه به دلیل اینکه حمایت کشورهای قطر، عربستان و آمریکا را برای اخوان به دنبال داشت، آنها از مخالفان و معارضان دولت سوریه حمایت کردند.

اخوانی‌ها هیچ‌گاه تصور نکردند که ماهیت آنچه در مصر اتفاق افتاد با آنچه که در سوریه در جریان بود، متفاوت است و اینها باید به این درک سیاسی می‌رسیدند که متأسفانه نرسیدند. آنها از نظر عقیدتی با جریان مخالفان سوریه هم همراه بودند؛ بخصوص که اخوان در ابتدای جریانات سوریه دخیل بود و به عنوان یکی از نیروهای مؤثر در مبارزه با بشار اسد عمل می‌کردند.

گرچه که آنها در حال حاضر از صحنه سوریه حذف شده‌اند و عرصه برای گروه‌های تندرو و افراطی که اسم اسلام را یدک می‌کشند، باز شده ولی در هر حال اخوانی‌ها در موضوع فلسطین مماشات کردند چون آن را موجب چالش بین خود و آمریکایی‌ها می‌دیدند.

ارزیابی جنابعالی از وضعیت فعلی مصر و نتیجه انقلاب مردمی در آن کشور چیست؟

قطعاً در ارزیابی وضعیت انقلاب مصر به این نتیجه می‌رسیم که مردم آن کشور گرچه خواستند دولت عمیق را ساقط کنند اما فقط موفق به قطع رأس آن نظام شدند و بعد در ادامه کار با افت و خیزهای جریانات سیاسی آن دولت عمیق و به علت ناتوانی انقلاب مصر و رهبران آن در جریان‌سازی و نهادسازی‌های جدید، وضعیت آن کشور به حالت سابق خودش بازگشت.

مسئولان جدیدی که روی کار آمدند به علت مشکلات اقتصادی مصر بسیار خاضعانه در برابر دشمنان آن کشور و انقلاب مردمی مصر عمل می‌کنند؛ یعنی اگر حسنی مبارک در طول دوره خودش بسیاری از ابزارهای قدرت خود را از دست داده بود، بعد از انقلاب مصر به علت اشتباهاتی که رخ داد، نظام آن کشور به وضع قبلی بازگشت ولی اکنون با ضعفی بسیار بیشتر از قبل به کار خود ادامه می دهد. یکی از مشکلات داخلی مصر این هست که امروز شاهد دهها حکم اعدام و حبس ابد نسبت به رهبران اخوان هستیم.

زمانی که جنابعالی در مصر بودید، آیا روز قدس در آن کشور برگزار می‌شد؟

نظام حسنی مبارک تلاش کرد تا جریان حمایت از فلسطین و مبارزه با رژیم صهیونیستی خاموش نشود. البته این به معنای آن نیست که همیّتی در این موضوع داشت اما در تعاملات خودش با رژیم صهیونیستی در چارچوب روابط مصر و آمریکا به این نتیجه رسیده بود که باید اجازه دهد یکسری روحیات انقلابی در مسئله مبارزه با اسرائیل در مصر وجود داشته باشد.

بنابراین روز قدس هم در دوران حسنی مبارک به شکل محدودی برگزار می‌شد که این به این علت بود که مصر با اسرائیل سابقه سال‌ها مبارزه و جنگ را داشت. نمایندگی ایران هم در مصر برای اهمیت دادن به این روز یک مراسم رسمی شامل افطار و سخنرانی برگزار می‌کرد.

در دوره انقلاب مصر هم تظاهرات روز قدس برگزار می‌شد ولی به علت مشکلات بسیاری که کشور مصر با آن مواجه بوده و هست، رفته‌رفته این مسئله یعنی حمایت از فلسطین به عنوان یک موضوع فرعی مطرح شد و شاهدیم که این نوع نگرش در منطقه اشاعه پیدا کرده و برخی مسئله فلسطین را موضوعی فرعی می‌پندارند که این به علت عدم درک صحیح مسئولان این انقلاب‌ها از وضعیت فعلی است که به آن گرفتار آمده‌ایم.

گرچه اسرائیل به شدت ضعیف شده ولی در این راستا ما شاهد تحرکی از کشورهای اسلامی در مسئله فلسطین نیستیم و می‌توان گفت جهان اسلام با رژیم صهیونیستی به یک آتش‌بسی رسیده است.

از طرف دیگر باید گفت این موضوع موقتی است ولی به هر حال وضعیت موجود به علت حوادثی که در سوریه، عراق و دیگر مناطق است، منجر به تغییر اولویت برخی کشورهای عربی شده که به جای آشکار کردن تضاد خود با اسرائیل، به مقابله با ایران پرداختند که عربستان سعودی نمونه واضح این مسئله است.

اینها باعث شده نه تنها در مصر بلکه در برخی کشورهای منطقه هم مسئله فلسطین، به موضوع بدون اولویتی تبدیل شده است. در کل به نظر من این موضوع قطعاً پایدار نخواهد بود و ما باید منتظر باشیم که چالش اصلی منطقه، به چالش بین کشورهای عربی ـ اسلامی و کشورهایی که مدافع مظلوم هستند با رژیم صهیونیستی تبدیل شود.

نقش عربستان را در تحولات اخیر منطقه که منجر به تضعیف جهان اسلام شده است را چگونه ارزیابی می‌کنید؟

یک اصطلاحی را گروه‌های مسلح و سازمان‌های سیاسی استفاده می‌کنند و آن «عدو قریب ـ عدو بعید (دشمن نزدیک ـ دشمن دور)» است، آنها همیشه برای توجیه رفتارهای خودشان از این اصطلاحات سود می‌برند. گاهی اسرائیل برای آنها دشمن نزدیک بوده و لزوم مقابله با آن احساس می‌شود و گاهی هم دشمن دور آنها محسوب می‌شود و یا بعضی مواقع به طور مثال نظام سوریه را دشمن نزدیک خود می‌پندارند.

اگر یک سازمان مدعی مبارزه در راه اسلام، افراد خودش را مجبور کند که کمربند انفجاری بسته و خود را در مساجد شیعیان منفجر کند و یا اینکه برخی با ادعای طرفداری از شیعه، اسرائیل را فراموش کنند و یکسره به اعتقادات اهل سنت اهانت کنند؛ اینها همه به این علت است که واقعاً تعریف «دشمن دور و نزدیک» از نظر آنها سیال است و اصولی بر آن حاکم نیست.

رهبران و متفکران جهان اسلام باید اولویت های خودشان را تشخیص بدهند. به طور مثال حضرت امام (ره) در ابتدای برقراری حکومت اسلامی ایران یکسری خطوطی را برای ما ترسیم کردند که نظام تا به این لحظه از آن تخطی نکرده است. مسئله فلسطین هم برای ما جزو اولویت‌های ویژه بوده و هست و در آینده هم تغییری نخواهد کرد. اما از طرفی دیگر برخی کشورها که ادعای اسلام دارند و برخی مجموعه‌های مدعی، با بازی با اصطلاح «دشمن دور و نزدیک» سعی دارند وارد فضاهایی نشوند که خشم آمریکایی‌ها را به دنبال داشته باشد.

نقش اسراییل در این که برخی کشورهای اسلامی چنین رویکردی را در پیش گرفتند چیست؟

دور از باور است که دست‌های رژیم صهیونیستی در تعیین این اولویت‌ها از طریق عوامل دست چندم خودشان برای رهبران آن کشورها و مجموعه‌هایی که اشاره کردم، دخیل نباشد. قطعاً تحولات اخیر منطقه که باعث کشتار در میان کشورهای اسلامی شده، یک توطئه است که دشمن می‌خواهد با القائات خود، بر فکر و رفتار آنها تأثیر بگذارد و آنها را به سمتی بکشاند که مجموعه فعالیت‌هایشان منجر به کاهش قدرت اسلام شود.

عربستان سعودی طی چند سال اخیر ایران را دشمن خودش تشخیص داده و در این راه هیچ ابایی هم از همکاری با صهیونیست‌ها ندارد و قطعاً آنچه از روابط آنها فاش شده، تنها بخش کوچکی از روابط گسترده میان آل‌سعود و رژیم صهیونیستی است که در این میان نقش عوامل موساد و سیا در تمامی این حوادث دیده می‌شود.

عربستان نشان داده در طول تاریخ خود در اجرای این اهداف به علت وابستگی مسئولان آن به نظام سلطه همواره پول و امکانات خودش را جهت ایجاد چالش بیشتر در جهان اسلام در اختیار صهیونیست‌ها و سلطه‌گران قرار داده است.

نکته پایانی اگر دارید، بفرمائید.

عدم توجه به مسئله فلسطین در کشورهای اسلامی، نتیجه ارزیابی‌های غلط مسئولان آن کشورهاست، نتیجه اعتماد آنها به آمریکا این شده که مسئله فلسطین در کشورهای عربی از اولویت آنها حذف شده است.

درواقع مسئله فلسطین در ملغمه‌ای از ارزیابی اشتباه، اعتماد نابجا، بهم‌ریختگی اولویت‌ها و کنار گذاشتن انقلابی‌گری به فراموشی سپرده شده است.

قطعاً اگر چیزی به نام محور مقاومت وجود نداشت و رژیم صهیونیستی از این نگران نبود که هر گونه اقدام نظامی آن رژیم توسط کشورهای حامی مقاومت جواب داده می‌شود، آنها از وضعیت فعلی جهان اسلام استفاده کرده و بخش‌های مهمی از کشورهای همجوار خودشان را در سوریه، لبنان، اردن، مصر، رام‌الله و غزه اِشغال می‌کردند. رژیم صهیونیستی در حال حاضر ترسی از حکومت‌های عربی ندارد چون دشمن دور و نزدیک آن دولتهای به ظاهر اسلامی، مسلمانانی هستند که در کشورهای اسلامی زندگی می‌کنند. ‌

اگر نبود ترس رژیم صهیونیستی از واکنش نیروی مقاومت و توان نظامی و دفاعی بالای آن در بحث موشکی که امروز به یک کابوس برای آن رژیم تبدیل شده است، شاهد بودیم که اسرائیلی‌ها، مردم غزه را از داخل این منطقه به درون صحرای سینا گسیل می‌داشتند و مشکل نوار غزه را با تغییر ترکیب جمعیتی و نژادی حل می‌کردند؛ به این صورت که بحران را به صحرای سینا می‌کشاندند تا به عنوان یک چالش میان فلسطین و مصر تبدیل شود.

همچنین یکی دیگر از دلایلی که باعث شده تا کنون به اقدامی نظامی در راستای گسترش سرزمینی اشان دست نزنند این است که احتمال می دهند خشم بسیاری از ملت‌های مسلمان را با خود مواجه ببینند و از این موضوع به شدت واهمه دارند.

از دیگر سوی اعمال نابخردانه و اقدامات دور از منطق رهبران برخی کشورهای عربی ـ اسلامی باعث شده که ببینیم رژیم صهیونیستی تنها به عنوان یک نظاره‌گر در حال دنبال کردن کشتار مسلمانان در منطقه است.

از بعد بین المللی هم، آمریکایی‌ها در تصورات خودشان به دنبال ایجاد یک کشور سنی در منطقه با تفکرات افراطی -  تکفیری در غرب عراق و جنوب سوریه هستند که بتوانند یک منطقه حائلی میان ایران و محور مقاومت ایجاد کنند. تکفیری‌ها با اقدامات جنون‌آمیزشان کاری می‌کنند که بر اساس نقشه آمریکایی‌ها و اسرائیلی‌ها، خاکریزهای رژیم صهیونیستی را از مرزهای فعلی این رژیم به عراق و سوریه بکشانند تا به زعم خودشان محور مقاومت، حماس و حزب‌الله را در تنگنا قرار دهند.

در پایان در یک تحلیل کلی از منطقه می توانم بگویم که در حال حاضر یک موازنه بین عدم توان کشورهایی که به شکل سنتی علیه رژیم صهیونیستی بوده‌اند و توان اقدام علیه آن را ندارند و همچنین وحشت آن رژیم از اینکه اگر به اقدامی عملی و نظامی در گسترش سرزمین خودشان داشته باشند، با واکنش محور مقاومت مواجه می‌شوند ایجاد شده است.

کد N1319796