حجت‌الاسلام حشمتی: امام(ره) اسلام جدید نیاورد، بلکه برداشت های نادرست از اسلام موجود را اصلاح کرد

فقه اسلامی,سالگرد ارتحال امام خمینی ره ,امام خمینی ره ,اسلام

حجت‌الاسلام محمدرضا حشمتی می گوید: «تفاوت نگاه امام خمینی(ره) با سایر علما در برداشت ایشان از اسلام بود که ما آن را اسلام ناب می نامیم. نوع نگاه امام، اسلام ناب است و حواشی دیگری که در اسلام های دیگر مطرح است، در آن وجود ندارد.»

به گزارش خبرآنلاین، حجت‌الاسلام والمسلمین محمدرضا حشمتی، معاون قرآن و عترت وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی که پیش از این در موسسه تنظیم و نشر آثار امام خمینی(ره) مطالعات و فعالیت گسترده ای بر اندیشه امام(ره) داشته است، در گفت و گو با شفقنا به اندیشه و فکر امام خمینی سخن گفته است. خلاصه سخنان وی را در ادامه می خوانید.

نوآوری های حضرت امام(ره) در زمینه فقه و اندیشه

* از زمان تأسیس حوزه علمیه نجف توسط شیخ طوسی در حدود 1000 سال پیش تاکنون، فقه شیعه به همین منوال بوده است؛ گاهی اوقات جریاناتی کوچک یا منطقه ای در آن پیش آمده است، اما می توان گفت یک تحول اجتماعی جهانی در آن مشاهده نمی شود. در عین حال که باید گفت فقه، همین فقه بوده و همین حوزه ها و علما و مراجع نیز بوده اند، باید جست وجو کرد که حضرت امام(ره) چه ویژگی هایی داشته اند که از همان فقه و همان مجموعه، کارکرد تأسیس یک حکومت را استخراج کرده است، زیرا ویژگی خاص حضرت امام(ره) تأسیس حکومت است.

* نظریه فقهای شیعه در این مورد شامل چندین نگاه است، از جمله برخی معتقدند که اصلا در زمان غیبت نباید کاری انجام داد و بعضی دیگر معتقدند که تنها امور عمومی و خیریه مردم در اختیار علما باشد، کافی است و حکومت ها را باید خود حاکمان در اختیار داشته باشند. حضرت امام این نظرات را قبول ندارد؛ ایشان معتقدند که آن کسانی شایستگی حکومت بر مردم را دارند که از لحاظ اندیشه، سیره و رفتار به پیامبر(ص) و ائمه(ع) نزدیک ترند. نظریه اول همه اندیشمندان و آزادیخواهان این است که هیچ فردی حق حاکمیت و حکومت بر انسان ها را ندارد. شیعه نیز قایل است که جان و مال مردم در اختیار پیامبر(ص) و ائمه(ع) است و بر این اساس معتقد هستند که پس پیامبر و ائمه(ع) و بعد از آنها نزدیکترین افراد به آنها در اندیشه و رفتار از این حق برخوردارند. برهمین مبنا نیز کلمه امام یعنی پیشرو و کسی که جامعه را هدایت می کند، تعریف کرده ایم.

* این اندیشه امام(ره) موجب شد که ایشان به این نظریه برسند که بر این اساس باید در رأس حاکمیت، افراد و متقین جامعه قرار بگیرند. بر مبنای همین اندیشه، امام(ره) ظلم و جوری که در حاکمیت های سابق وجود داشت را برجسته و به مردم معرفی می کرد. به طور مثال در دوره ای عدم آزادی و اختناقی وجود داشت و مردم هیچ حقی در تصمیم گیری ها و رأی نداشتند.

* منظور این است که امام(ره) برداشت نویی نداشتند، این برداشت ها در مکتب وجود داشت؛ امام به آن لایه هایی از مکتب پرداخت که تا آن روز مطرح نشده بود یا به تعبیری این موارد را به جامعه معرفی کرد که اینها حقوقی هستند که در دین وجود دارد و در قرآن آمده است. از این زاویه نگاه کردن به موضوع این سخنان را برای مردم، بسیار جذاب و شیرین کرد که آنها نیز حقوقی دارند، به حضرت امام ملحق شدند و نهضت ایشان را یاری کردند.

* تفاوت نگاه امام(ره) با سایر علما در برداشت ایشان از اسلام بود که ما آن را اسلام ناب می نامیم. نوع نگاه امام، اسلام ناب است و حواشی دیگری که در اسلام های دیگر مطرح است، در آن وجود ندارد.

فراهم کردن زمینه پذیرش احکام جدید و به روز در حوزه ها و در جامعه

* ایشان در موضوعات جدی تر و نزدیک تری در حوزه های مختلف اجتماعی، ورزشی و هنری وارد شدند. به طور مثال از دیدگاه ایشان شطرنج خصوصیتی ندارد که بر اساس آن مادام العمر حرام باشد. زمانی شطرنج را پادشاهان در کنار مشروب و لهو و لعب ها بازی می کردند و این شطرنج هم به طبع آن حرام شده است. اگر موضوع شطرنج تغییر کرد و تبدیل به یک بازی فکری شد، که نباید حرام باشد. امام فتوایی در این راستا صادر کردند که با مخالفت برخی افراد از جمله یکی از صمیمی ترین یارهای وی نیز مواجه شد. پاسخ امام(ره) به ایشان این بود که گویی شما عمق مضامین احکام را نمی شناسید و با همان صورت ظاهری، موضوع را بررسی می کنید.

* در مورد موسیقی، بعضی از علما گفتند که همه آهنگ ها حرام است. امام(ره) نظری متفاوت داشتند که این گونه نیست، چرا که اگر اینطور باشد، تمام اصوات زیبا در طبیعت هم باید حرام باشد. از دیدگاه ایشان آهنگی حرام است که لهو و لعب داشته باشد و اگر این گونه نبود و انسان را از ذکر خدا غافل نکرد، اشکالی در آن نیست. برخی آهنگ ها نه تنها انسان را از یاد خدا غافل نمی کند، بلکه به ذکر خدا نزدیک می کند، زیرا شعر و ملودی زیبایی دارد. از این بعد استفاده شد که خیر! به اعتقاد حضرت امام بسیاری از آهنگ هایی که توسط همین نوازندگان نواخته می شوند، می تواند حلال باشد و مانعی نباشد. در مورد شطرنج هم به همین شکل، نه شطرنج که اگر با یک مهره هم قمار کنند، حرام است، اما شطرنجی که فکری است، حرام نیست. حرف من این است که امام(ره) اسلام جدیدی نیاوردند، بلکه برداشت های نادرست را از اسلام موجود را اصلاح کرد.

* تفاوت فقه شیعه با فقه های دیگر در آن است که به فقهای شیعه اجازه داده شده است با توجه به مقتضیات زمان و مکان فتوای جدید داشته باشند، بر این اساس که مکان و زمان، اقتضائاتی جدید است. به طور مثال موضوع شطرنج از همین نگاه قابل توضیح است، زیرا وقتی موضوع شطرنج به کلی تغییر می کند و از قمار به ورزشی فکری تبدیل می شود، اینجا دیگر جایی است که مجتهد باید با در نظر گرفتن اقتضائات زمان و مکان تصمیم بگیرد. امام(ره) این موارد را برجسته و در زندگی اجتماعی مردم وارد کردند.

* از موارد دیگری که می توان مثال زد، این است که زمانی تصور این بود که زنان حق هیچگونه فعالیتی در حوزه های اجتماعی را ندارند. در اینجا هم فتوای کاملی از امام(ره) منتشر شد که زنها برای خود یک حق رأی و حق تعیین سرنوشت دارند و می توانند در فعالیت های اجتماعی حاضر باشند. در فقه ما هم مانعی وجود نداشت، در آیات قران نیز همه جا گفته شده است که «یا ایها الناس»؛ «یا ایها الانسان» و مردان یا زنان را خطاب ویژه قرار نداده است؛ اگر در جایی هم هست، ملاحظات در نوع جنس زنهاست. منظور این است که برداشت حضرت امام(ره) با در نظر گرفتن مقتضیات زمان و مکان، متفاوت و به قول شما به روز شد.

* تفاوت امام این بود که این کار وی تبدیل به یک فرهنگ شد. نگاه ایشان به انسان، زن، موسیقی، فیلم و ... نیز قابل توجه است. به طور مثال چون فیلم دستاوردی از خارج از کشور بود، علما و مجتهدان نیز چندان اهل این موضوعات نبودند و گمان می شد به طور کلی فیلم و سینما را نباید استفاده کرد. در حالی که در خاطراتی از امام(ره) قبل از سال 42 که تازه فیلم های 16 آمده بودند، گفته شده است که با تقاضای ایشان فیلم و پروژکتوری می آورند و فیلمی می بینند تا بشناسند که فیلم چیست و چه می گوید. اولین فیلمی که امام(ره) به طور رسمی پیش از انقلاب می بینند و از آن تعریف هم می کنند، فیلم گاو است. همان زمانی که بقیه مراجع به طور مطلق، فیلم را نفی می کنند، این اتفاقات رخ می دهد.

تاکید بر مدیریت علمی و به کار گیری علم روز توسط مدیران

* ایشان همیشه در مورد مدیران، ویژگی هایی را توصیه می کند، اما نظر وی درباره خود مدیریت این است که باید از دانش غرب و تجربه دانش بشری استفاده کرد. شخص مدیر در نظام اسلامی دارای ویژگی هایی است که ایشان بر آنها تاکید می کند، زیرا بناست امانت ها به او سپرده شود پس باید ویژگی هایی شخصیتی از جمله پرهیز از دنیا و پاکی و راستی و ... داشته باشد. در مورد نمایندگان مجلس، مسوولان نظام و مدیران، تأکیداتی دارند که بر شخص مدیر است، اما در مدیریت و روش ها نگاهشان این است که باید علم روز را به کار گرفت، مگر در تضاد با اسلام باشد.

* به طور مثال در تدوین قانون اساسی، مرحوم دکتر حبیبی قنون اساسی فرانسه را به عنوان یک مدل خوب ارائه می دهد. می توان گفت قانون اساسی فرانسه، چکیده 100-50 سال مدیریت غرب است یعنی دانش بشری در غرب جمع شده و تبدیل به قانون اساسی فرانسه شده است. امام(ره) موافقت می کند، ایشان معتقدند که باید از این دانش استفاده کرد، چرا که قوانین خوبی است و اصولی مترقی در آن است و تاکید می کنند که اگر تناقضی با اسلام ندارد، به کار گرفته شوند. این نگاه در موقعیت های دیگر از جمله در سازمان مدیریت آن زمان هم مشاهده می شود. بعد از انقلاب اسلامی، وزارتخانه ها، سازمان مدیریت ابتدای انقلاب و امثال آن شاکله ای کاملا غربی دارند و برگرفته از نظام های غربی هستند، اینها بودجه طراحی می کنند و ... که امام(ره) هیچکدام از آنها را تعطیل نکرد.

* هنگامی که ایشان مشاهده کردند فقه در حال اصطکاک یافتن با اداره جامعه است، این راه حل را تدبیر کردند و مجمع تشخیص مصلحت نظام تشکیل شد. این گونه اتفاقات فراوان است و فتاوای بسیاری از جمله در بانکداری دارند که اگر نبود، امروز این سیستم بانکداری وجود نداشت. نگاه ایشان به این صورت است که اقدامات صورت گرفته و طراحی ها توسط غرب در این امور به رسمیت شناخته شوند و اگر در بخشی تضاد و تناقضی با اسلام داشتند، آنها را یافته و رسیدگی و حل شود. در غیر این صورت نیز همین موارد را بومی کرده و فضای اجرا فراهم شود. اصلا نظام جمهوری اسلامی، حتی ساختار اداره دانشگاه ها و نظامات ما را بعد از انقلاب چندان بر هم نریخت، نهادهایی تاسیس شد، اما نظامات موجود و حتی قوانین قضایی حفظ شدند.

عدم تربیت جوانان برای مدیریت با اصولی که امام بر آن تاکید می کرد

* به تصور من باید حتما در کنار اقشاری که انقلاب و نظام را مدیریت می کردند، جوانانی برای این کار تربیت می شدند. ما یادمان رفت که باید نیروهای جوان را با این اندیشه و ادبیات تربیت می کردیم. آنها که تربیت نکردند، خود نیز که تعداد محدودی بودند. تعدادی از نسل ما به عنوان مدیران ابتدای انقلاب، در جنگ به شهادت رسیدند و تعدادی از علمای بزرگی مانند شهید بهشتی آن گونه از دست رفتند. شهید بهشتی شاید برجسته ترین فرد در آن دوره است که هم تئوری دارد و هم در حوزه مدیریت کار کرده است. ما شهید بهشتی را از دست می دهیم و چون بر تربیت نیروها سرمایه گذاری نشده است، کسی را نداریم جای او بگذاریم. نظاماتی هم که در دانشگاه ها و حتی در حوزه ها ایجاد شد، مدیر تربیت نکردند.

* شهید مطهری که بنا بود فکر تولید کند و افراد دیگری مانند ایشان نیز از دست می روند و افرادی دیگر نیز برخی به این چارچوب ها اعتقادی نداشتند. آن جایگاهی که باید مدیرانی با شاخص های مدنظر حضرت امام(ره) تربیت می کرد، وجود نداشت. از این سوی به حوزه های علمیه و از آن سوی به دانشگاه ها بسنده کردیم. مدیران تربیت شده در دانشگاه ها، اغلب مدیرانی با چارچوب های علمی صرف هستند، از آن سوی هم حوزه های علمیه با اندیشه امام و تربیت نیروهایی با شاخص های ترسیم شده توسط امام(ره) فاصله گرفتند. نیروهایی که حوزه علمیه تربیت کرد، صرفا فقیه بودند، در حالی که برای اداره نظام باید فقیهان متخصص تربیت شوند. به طور مثال ما مجتهدی در ورزش نداریم که بتواند در کنار مدیران ورزشی، فکر تولید کند، نداریم یا مجتهد داریم اما از فیزیک و شیمی یا حتی از مدیریت سر در نمی آورد.

* بهترین مدیران ما کسانی بودند که هم در حد مورد نیاز تخصص دینی داشتند و هم تخصص علمی داشتند. تاکید حضرت امام(ره) نیز همواره بر متخصص متعهد بود.

فاصله گرفتن حوزه امروز از اندیشه های امام

* مبانی اندیشه سیاسی حضرت امام(ره) در حوزه های علمیه امروز چندان برجسته نیست و حتی اندیشه سیاسی حضرت امام که در دانشگاه ها به صورت واحدهای درسی تدریس می شوند، در حوزه ها بسیار کمرنگ است و وارد متون درسی آنها هم نشده اند، در حالی که باید به شکل رسمی وارد متون درسی شوند.

* حوزه های ما بسیار تحت تاثیر حوزه نجف بوده است و بیشترین زمینه در حوزه علمیه قم، متاثر از حوزه نجف است که فقه اجتماعی، سیاسی، اقتصادی و قضایی در آن کمرنگ تر است. این توصیه های امام آن گونه که باید در آن مراعات نشده است و مسایل امروزی و مورد نیاز امروز ما چندان مورد توجه حوزه ها قرار نگرفته است. حوزه ها سعی می کنند در چارچوب های سنتی خود، فقیه تربیت کنند و مدیریت های حوزه ها نتوانسته اند تحولی را که باید ایجاد کنند. به این ترتیب اندیشه سیاسی امام(ره) هم چندان در حوزه ها تدریس نمی شود.

/6262

کد N845699