ماجراهای اداره

بنزین 2500 تومانی و موتور 11 میلیونی!

فرهنگی

خبرگزاری دانشجویان ایران (ایسنا) - طنز روز

رضا ساکی

امروز صبح توی ادراه غوغا بود. حیاط اداره شده بود بنگاه معاملات ماشین. کارمندان از یک طرف ماشین می‌فروختند و از طرف دیگر درباره کیفیت موتورهای موجود در بازار حرف می‌زدند. این وسط یک سری آدم هم بودند که معلوم نبود از کجا آمده‌اند اما یکی‌شان رفته بود بالای چهارپایه و فریاد می‌زد: امروز فروختی فروختی، فردا سونامی ماشین در ایران است. الان می‌خرم ده میلیون فردا دو میلیون هم دستت رو نمی‌گیره.

صابری تا من را دید جلو آمد و گفت: می‌فروشی؟ گفتم: من که ماشین ندارم. گفت: خوش به حالت، حواسم نبود. چه کنم؟ بفروشم؟ گفتم: اینها دارند قالتاق‌بازی درمی‌آورند. سونامی در راه نیست. نگران نباشد. گفت: ولی موتور را خیلی ارزان می‌دهد. دوهزار تومان می‌گیرند بقیه‌اش قسطی. گفتم: اینها اصلا چطور وارد اداره شده‌اند؟ گفت: نمی‌دانم. هر چه هست از صبح کلی ماشین خریده‌اند. می‌گویند قیمت بنزین باز هم گران می‌شود و تا 2500 می‌رود. اگر بفروشی بهتر از فرداست.

مرادی آمد کنارم ایستاد و گفت: می‌بینی؟ بازار مکاره را می‌بینی؟ گفتم: اینها اصلا چطور وارد شده‌اند؟ گفت: جالب است اولین کسانی که گول این آدم را خوردند بچه‌های مالی بودند. گفتم: اینها اصلا چطور وارد شده‌اند؟ مرادی گفت: چسبیده‌ای به چطور آمدن‌شان. گفتم: جالب است، نیست؟ شرکت‌های موتورسازی یک‌شبه هر چه موتور دارند می‌فروشند. گفت: بنزین بشود 2500 من هم می‌روم موتور می‌خرم.

آقایی که روی چهارپایه بود فریاد زد: الان به من خبر دادند که در صورت گران شدن دوباره بنزین سرویس اداره تعطیل خواهد شد. کی می‌خواد موتور بخره؟ 10 تا بیشتر نمونده. چند نفر به من تنه زدند و رفتند قاطی جمعیت. ناگهان رئیس ادراه را دیدم. خودم را از لای جمعیت به او رساندم و گفتم: اینها اصلا چطور وارد شده‌اند؟ رئیس گفت: خودم مجوز داده‌ام، غریبه نیست برادرم است. خواستم چیزی بگویم که گفت: همین موتورهایی که کارمندان عزیز دارند به قیمت ارزان می‌خرند چند روز دیگر کلی قیمت پیدا می‌کند. قصدم کمک به رفاه کارمندان است. شما هم یکی بخر. شینده‌ام بنزین بشود 2500 موتور می‌شود 11 میلیون. بد می‌کنم موتور مفت در اختیار بندگان خدا قرار می‌دهم؟

باقی بقای‌تان

انتهای پیام

کد N836803