شهید سپهبد قاسم سلیمانی یک گفتمان است

سرلشکر قاسم سلیمانی, سردار سلیمانی, شهادت سردار سلیمانی

شهادت سردار سپهبد قاسم سلیمانی و تحلیل ها و مواضعی که پیرامون این جنایت و اقدام تروریستی آمریکا در رسانه های داخلی و خارجی شکل گرفت علاوه بر تبیین جایگاه بلند و اعتبار سیاسی آن شهید، نشان از راهبرد درست و قابل دفاع جمهوری اسلامی در گسترش و تعمیق عمق استراتژیک ایران در خارج از مرزهای جغرافیایی دارد.


راهبردی که نه بر اساس جنگ طلبی که بر مبنای دفاع از تمامیت ارضی و هویت ملی ایران طراحی شده و بازوی توانمند حاکمیت برای تحقق این پروژه ملی، شهید سردار سلیمانی بود. شهید قاسم سلیمانی سرباز وطن بود، سرداری که اعتبار خود را از سربازی و ایثار مثال زدنی اش در دفاع از هویت و مرزهای ایران کسب کرده بود. شهید قاسم سلیمانی امروز فراتر از یک شخص بدل به یک گفتمان‌ شده است. گفتمانی که از سکولار تا اصولگرا، از آزادی خواه تا عدالت طلب، از مخالف سیاستهای نظام تا مدافع کشور، با احترام از او یاد می کنند. او استراتژیستی ورزیده و سیاست شناسی خوش فکر بود که نه در قامت جناح های سیاسی قابل تفسیر بود و در زمره جریانی سیاسی محدود می شد. سردار شهید سلیمانی به راهبرد جمهوری اسلامی ایران به عنوان هویتی ملی و اسلامی نه تنها در حرف و سخن که در عمل و اقدام مومن بود و از همین جا نفوذ، محبوبیت و اقتدار او پدیدار می شد.
فرمانده سپاه قدس جمهوری اسلامی ایران، الگویی روشن و کارآمد از نهاد سپاه بود که نفوذ و اقتدار او از عراق تا سوریه، از تهران تا لبنان و از یمن تا افغانستان برای مقابله با دسیسه ها و توطئه هایی که کانون و دال مرکزی آن خصومت با ایران بوده و هست به عنوان عاملی بازدارنده در برابر طراحی ها و برنامه ریزی های دشمنان و مقوم و موید امنیت منطقه ای و جهانی محسوب می شد.
شهادت این سردار، خلاف هلهله و پایکوبی سفاک ترین دولت تروریستی جهان و متحدین جیره خوار او به خصوص اسرائیل غاصب، نه تنها خلل و شکافی در اراده مردم ایران و جبهه مقاومت و اقتدار کشور وارد نمی کند  بلکه تپش خون سرخ سردار صلح ایران، اتحاد و انسجامی را در کشور و در بین نیروهای اجتماعی و سیاسی ایران شکل داده است؛ شور و اراده ای که برای انتقام خون شهید قاسم سلیمانی در جامعه و حاکمیت ایران به وجود آمده به کابوس بی‌خردان واشنگتن و تل آویو بدل شده است.
شهید قاسم سلیمانی نبوغ استراتژیک، کیاست دور اندیشانه و اقتدار مردم گرایانه را یکجا ترکیب و تلفیق کرده بود و همین شخصیت چند بعدی و جامع از او فردی ساخته بود که معادلات و تحولات سیاسی و نظامی منطقه بدون حضور و نقش آفرینی او با شکست مواجه می شد. همین ویژگی بود که  آمریکا به عنوان نماد تمام عیار تروریسم دولتی را وادار کرد در تروری مذبوحانه، سرداری که جنگ را برای صلح و نبرد را برای آرامش می خواست، به شهادت رساند.
این اقدام دولت خونخوار آمریکا بر اساس یک جنایت مشحون از سبعیت و مملو از نادانی و استیصال بود چراکه به این تحلیل رسیده بودند توان و ظرفیت رویارویی با  برجسته ترین و موثر ترین فرمانده ضد تروریسم جهان را ندارند.
شهید قاسم سلیمانی نه جنگ طلب بود و نه جنگ سالار، نه از خشونت دفاع می کرد و نه تمایلی به ویرانی داشت. او مبتکر و مدافع صلح بود، بازوی توانمند بخشی از تصمیم گیری سیاست خارجی نظام بود که این نقش را نه در تقابل با دولت به عنوان مسئول رسمی سیاست های خارجی که از تعامل ناشی از عمق اعتماد به خلوص، کارآمدی  درایت و نبوغ مجموعه حاکمیت و حکومت کسب کرده بود.

شهید قاسم سلیمانی یک شخص نبود، تجلی و نمود عینی و کارآمدی از یک گفتمان بود و کیست که نداند که گفتمان نه با مقابله تضعیف می شود نه با معارضه قابل منهدم است. شهید حاج قاسم، نماد و شناسنامه گفتمانی است که دفاع از ایران بزرگ و ملت شریف ایران را تنها در بستر دکترین راهبردی  "حفظ جمهوری اسلامی ایران" به عنوان مهمترین و مقدس‌ترین میراث خون پاک سردار صلح ممکن می داند و آن را مبنا و بنیان توسعه همه جانبه کشور قرار می دهد.

تورج فرهادی

شهردار منطقه شش تهران


کد N2316678