آیینی که بعد از هزار سال به میدان آمده است

راهپیمایی اربعین,اربعین

تاریخ شیعه امروز شاهد نمایش راهپیمایی عظیم اربعین است که در نوع خود کم نظیر می نماید.

بنا بر اخبار رسانه ها امسال در مراسم اربعین بیش از بیست میلیون نفر از اقوام مختلف و مردمان سرزمین های دور و نزدیک شرکت کردند و این اتفاقی کم نظیر در برنامه ها و وقایع بشری است.

البته ناگفته نماند که ادیان شرقی در نسبت با مخاطبان و پیروان خود نمایش هایی نظیر اربعین را به شکل های متعدد دارند در میان بودایی ها هم برخی آیین ها با حضور بی شمار و میلیونی پیروانش برگزار می شود. اما اربعین یک خاصیت متفاوت از بقیه دارد و آن این است که گستره فرهنگ عاشورا و عزاداری برای امام حسین به دلیل فرا خواندن بشریت به اصول اولیه بشری وفضائل ابتدایی انسانی ندایی فراگیر دارد و همه باورها و ادیان را به خود می خواند در حالی که در میان برخی ادیان شرقی مانند بودایی پیام آن آیین تنها منحصر به پیروان همان دین دارد و دایره نفوذش هم همان جا می ماند.

نباید نادیده انگاشت که شیعیان آغازگر این فرهنگ و آیین بودند و تنها در مکتب مشتقات مختلف شیعه و برخی فرقه های اهل سنت اباعبدالله به عنوان امام شناخته می شود اما محتوای فرهنگ عاشورا فراتراز تفکرات شیعی است و بشریتی که به دنبال کسب فضیلت های انسانی و زیست پاک بشری است را به خود می خواند.

اما اربعین چرا بعد از هزار سال تازه می نماید و به گونه ای معرفی شده است که گویی قدمت زیادی ندارد و نهایتا عمر آن به سده اخیر بر میگردد.

بعد از خلفای اربعه در تاریخ صدر اسلام، رهبران جهان اسلام در دوره های اموی و بنی العباس بر اساس منطق "مقدس پنداری حکومت و حاکم اسلامی " تمامی جریان های متفاوت با تفکر حاکم را با خشونت تمام سرکوب می کردند و این سرکوب با شدت کم و زیاد تا قرن هفتم ادامه داشت و تمامی انشعابات تفکر شیعی اعم از زیدی و ۱۲ امامی مانند سایر دگراندیشان فرصت رشد نداشت. تفکر امروز داعشی که مخالفان خود را سر می برد خود را پیرو همان رهبرانی می داند که سقف خانه مخالفان را روی سرشان خراب می کردند. اما به مرور که حاکمیت سیاسی در دوره بنی عباس کوچک و کوچک تر شد این فشارها هم محدوده کمتری را شامل شد مثلا در ایران با برآمدن خاندان های مستقلی همچون سامانیان فشار مذهبی روی مخالفان کمتر شد با این وجود وقتی حاکمیت سیاسی ایران از دوره سامانیان از جهان عرب جدا شد باز هم رهبران سیاسی ایران سیادت خلفا و انتصاب خود به آنها را حتی به شکل   صوری و ظاهری، حفظ می کردند تا مبادا مرکزیت مذهبی را علیه خود به واکنش وادار کنند. اما از سرکوب و خفقان شدید اولیه دیگر خبری نبود.

همین مساله باعث شد که ایران آرام آرام تبدیل به آشیانه تفکرات متفاوت از جریان حاکم شود و شاید علت کوچ امام زادگان به ایران و به ویژه بخش های کوهستانی کشورمان همین باشد.

با این که فضا بازتر شده بود اما با این وجود باز هم کسی نمی توانست مخالفت جدی با جریان حاکم مذهبی داشته باشد که مبلغ تفکرات ضد شیعی تندروهای سنی مذهب بود. بنابراین شیعیان که در آن روزها بیشتر به محبان اهل بیت شهره بودند امکان برگزاری علنی مراسم ها و آیین های خاص خود را نداشتند و بیشتر این مراسم ها در خفا و یا با بی مهری حاکمیت برگزار می شد.  فضا با وجود رهایی از سختگیری های اولیه باز هم آن قدر سنگین بود که خاندانی مثل آل بویه که شیعه بودند  جرآت نکردند دین رسمی سلسله خود را شیعه اعلام کنند. چون می دانستند با این کار جریان دینی حاکم بر پایگاه خلافت در منابر و مساجد همه مسلمانان را علیه آنها می شوراند در حالی که آنها خواهان تعامل با جهان اسلام بودند  .

با سقوط خلافت به وسیله مغول ها تفکرات دگراندیشانه فرصتی برای عرض اندام یافتند و از همین جا بود که تفکرات صوفی گرایانه در جهان اسلام رشد شگفت انگیزی یافت بر همین مبنا تفکرات شیعی هم جان گرفتند و به نشر عقاید خود در قالب برگزاری مراسم ها با تکیه بر نمادهای متفاوت خود پرداختند این آزادی بعد از سقوط بغداد و خلافت، با وجود به قدرت رسیدن پادشاه خونریز و سنی مسلکی همچون تیمور لنگ دیگر به عقب برنگشت و  تیمور هم نتوانست جلوی رواج شیعه گری به خصوص در ایران را بگیرد.

بعد از دوره طولانی آشفتگی سیاسی جامعه ایرانی، سلسله صفویه برای اولین بار دین رسمی ایران را شیعه اعلام کرد و با این کار زمینه وحدت دشمنان اصلی یعنی عثمانیان و ازبکان را به جان خرید تقریبا اکثر جنگ های دشمنان صفویه با آنها خالی از تحریک های مذهبی نبود حتی افغان ها هم وقتی به اصفهان رسیدند خوشحال بودند که کفار شیعی را سرنگون کردند و بابت این پیروزی عثمانی ها برای شان هدیه فرستادند.

با این مقدمه میخواهم به سنت پیاده روی اربعین اشاره کنم که جزو آیین های اختصاصی برای شیعیان بوده است و امروز که شیعیان با آسودگی آن را بجا مئ آورند تبدیل به آیینی فرامذهبی شده است. شیعیان و تفکراتشان امروز می توانند مثل هر فکر و باوری خود را به جهان عرضه کنند و به باور نگارنده این سرآغاز فصلی نوین در رشد تفکرات دگراندیشانه در جهان اسلام در نسبت با سنت های حاکم بر جهان اسلام است.

البته شیعیان نباید در ارائه این آیین ها و سنت ها به دنبال برتری جویی و خصلت های فرقه سازانه بروند. مکتب عاشورا که آیین اربعین جزو آن است گستره ای است که همه تفکرات و جریان های انساندوستانه را حول امام حسین جمع می کند و شیعیان باید پذیرای همه این تفکرات در عین پذیرش تفاوت های شان باشند.


نویسنده: اکبر بیاتی
کد N2268135