جمله مرموزی که روحانی گفت

نشست خبری رئیس جمهور, روحانی

حسن روحانی رییس جمهور کشورمان در کنفرانس مطبوعاتی اخیر خود به نکته خاصی اشاره کرد که اتفاقا برخی رسانه ها آن را برجسته کردند. روحانی در پاسخ به سوالی گفت اگر احساس کند که با ملاقاتی و دیداری مشکلی از مردم حل می شود حاضر است این کار را بکند و از قربانی شدن برای مردم هراسی ندارد.

آفتاب: او در دوشنبه در جمع خبرنگاران گفت: به سران اروپایی هم گفتم که هرگاه مطمئن شوم منافع ملت ایران در جلسه ای تامین می‌شود، در آن جلسه شرکت خواهم کرد ولو اینکه خود قربانی شوم و در آینده هم این کار را خواهم کرد. به اروپایی ها هم گفتم که اگر بدانم هر زمان منافع ملت ایران تامین می‌شود وارد مذاکره می شوم و همه تبعات آن را هم به جان می خرم و حاضر به فداکاری برای رسیدن مردم به منافع شان هستم هرچند که فداکاری و هزینه دادن در این زمینه قطعا افتخار آمیز است.

البته این سخنان رییس جمهور همان زمان هم منتشر شد و بوی «ملاقات با ترامپ» می داد.

قربانی شدن زمانی برای یک سیاستمداراتفاق می افتد که او خود را برای تغییر یک مسیر جلو بیندازد در حالی که این کار به مفهوم پایانی بر حیات سیاسی و یا حتی اجتماعی  اش تلقی شود.

در طول تاریخ چهره ای برجسته ای هستند که خود را قربانی یک آرمان کرده اند از جمله این افراد می توان به گاندی اشاره کرد که با پذیرش استقلال پاکستان کینه تندروهای مذهبی سیک را به جان خرید و در نهایت هم توسط آنها ترور شد اما نتیجه این کار انزوای بیشتر تندروهای مذهبی هند و حل دائمی معضل استقلال پاکستان بود که آرامش و موجودیت کل شبه قاره را به چالش می کشید .

قربانی شدن همواره برای یک آرمان مثبت و مقدس نیست مثلا انور سادات قربانی صلح با اسراییل شد او وقتی با مناخیم بگین – نخست وزیر وقت اسراییل – بعد از جنگ اعراب با اسراییل و شکست مفتضحانه اعراب، دور یک میز نشست و پیمان امضا کرد اسلامگراهای اخوان المسلمین به انتقاد این کار، او را ترور کردند. او تصور می کرد با این کار اعراب را از یک بحران دامنه دار و جنگ دائمی با اسراییل نجات می دهد اما او یک نکته را در نظر نداشت و آن خوی جنگ جویانه و توسعه طلبی اسراییل بود که با وجود صلح باز هم جنگ را به منطقه مناطق اشغالی و مورد منازعه اعراب تزریق می کند.

اما روحانی از چه چیزی سخن می گوید وقتی اعلام می کند که حاضر است برای حل مشکل مردم با یک دیدار و ملاقات خود را قربانی کند.

پر واضح است که روحانی می داند به فرض صحیح بودن و فایده داشتن، باز هم ملاقات با رهبران آمریکا تبعات بسیار سنگینی برای شخص او خواهد داشت و می گوید اگر بداند این ملاقات برای ایران و جمهوری اسلامی فایده خواهد داشت حاضر است این هزینه ها را پرداخت کند.

واقعیت این است که در جمهوری اسلامی ایران انعطاف پذیری های بسیار عجیبی در مقاطعی از تاریخ اتفاق افتاده است که از جمله آنها می توان به قبول قطعنامه 598، نامه نگاری های هاشمی و صدام، سفر مرموز مک فارلین به ایران ، ایجاد روابط حسنه بین ایران و عربستان در دوره هاشمی و قبول برجام اشاره کرد همه اینها وقتی اتفاق افتاد با انتقادهای بسیار تند متنفذینی در ایران رو به رو بود و در برخی از این اتفاقات، اشخاصی خواسته یا نخواسته و آگاهانه یا ناآگاهانه قربانی این انعطاف ها شدند.

گفته می شود هاشمی رفسنجانی در ماجرای قبول قطعنامه به حضرت امام پیشنهاد داده بودند که به عنوان جانشین فرمانده کل قوا صلح و قبول قطعنامه را گردن بگیرد و بعد از اتمام ماجرا حکومت برای کنترل اعتراضات او را محاکمه و حتی اعدام کند. حسن این ماجرا در این بود که جنگ بالاخره پایان می یافت و در عین حال نظام تمام آسیب های احتمالی اعتراضات طرفداران ادامه جنگ را سر هاشمی خالی می کرد. البته حضرت امام این پیشنهاد را قبول نکرد و خود مسئولیت قبول قطعنامه را به دوش کشید و جالب است که ایشان هم در آن مقطع سخن از قربانی شدن می راند و در 12 مهر 67 یعنی چند ماه بعد از قبول قطعنامه می فرماید «ما بايد سعي كنيم تا حصارهاي جهل و خرافه را شكسته تا به سرچشمه زلال اسلام ناب محمدي- صلي اللَّه عليه و آله- برسيم. و امروز غريبترين چيزها در دنيا همين اسلام است. و نجات آن قرباني مي‏خواهد. و دعا كنيد من نيز يكي از قربانيهاي آن گردم.» (صحيفه امام، ج‏21، ص: 160، 12/7/67)

سوال این است که آیا نظام در تدارک یک انعطاف است که روحانی می گوید حاضر است برای آن قربانی شود؟ این انعطاف همان مذاکره مستقیم با آمریکاست؟ در صورت داشتن سود برای ایران، چه کسانی باز هم مخالف این مذاکره هستند و در نهایت این که در صورت قربانی شدن روحانی چه اتفاقی برای خود او و دولتش خواهد افتاد.


نویسنده: اکبر بیاتی
کد N2265862