مدیریت اثر بخش کارکنان (بخش دوم)

مدیریت, کارکنان, مدیران,‌اقتصاد, نیروس کار

در مقاله قبلی راجع به هم اندیشی مدیران با کارکنان در خصوص هدفهای عملی و تبین انتظارات از آنها سخن گفتیم. همچنین تاکید شد که به عملکرد مثبت کارکنان بلافاصله پاسخ مثبت داده و افراد را تحسین کنید و نسبت به عملکرد های ضعیف بی توجه باشید. زیرا توجه کردن مانند تابش نور آفتاب بر انسانهاست و به هر آنچه توجه کنیم رشد یافته و به هر آنچه بی توجهی کنیم پژمرده خواهد شد.

در این مقاله سعی گردیده از دیدگاه جدیدی به حوزه منابع انسانی بنگریم و رهنمودهای کاربردی را ارائه نمائیم بدون شک مدیریت و راهبری نیروی انسانی در سازمانها یکی از دغدغه های  مورد توجه دانشمندان حوزه علم مدیریت در طی قرن اخیر بوده است . لذا به کارگیری یک روش واحد در خصوص مدیریت منابع  انسانی به دلیل پیچیدگی های روانشناختی انسان، عملاً کاری غیر ممکن و غیر عملی بوده، مضاف بر این موضوع، گسترش و پیشرفت سریع علم و تکنولوژی و ارتباطات در عرصه جهانی پیچیدگی و دشواریهای مدیریت منابع انسانی را دو چندان نموده است. به طوری که تقریباً به جرات می توان گفت عمده یافته های اساتید مکاتب مدیریت (کلاسیکها‌، نئوکلاسیکها، کمی‌ها، سیستمی‌ها) در مقوله رفتار سازمانی کارائی خود را ازدست داده است.
کارکنان  امروز با نیروی کار دوران انقلاب صنعتی که دوره ظهور مکاتب مدیریت بود بسیار متفاوتند. کارکنان سازمانهای امروزی افرادی دانشی، هوشمند، و ماشینهای تجزیه و تحلیل هستند. لذا به کارگیری روش‌های سنتی مدیریت در این حوزه کارائی خود را از دست داده و عمدتاً کارکنان از نظر علم و دانش و قضاوت شهودی همواره چند گام جلوتر از مدیران خود می باشند. لذا مدیریت نمودن این کارکنان نیازمند دانش و مهارت انسانی خاص خود است  و مدیران فاقد تخصص در این حوزه  رفتار سازمانی، قطعاً در ادامه کار خود به مشکل خواهند خورد.
برای پرهیز نمودن از چنین چالشی افزایش مهارتها ی انسانی و روانشناختی مدیران علی الخصوص مدیران سطح  میانی   و عملیاتی که در تعامل مستقیم با نیروی کار می باشند اجتناب ناپذیر است. برای این منظور درک و شناخت کامل از انسان قرن بیست و یکم امری ضروریست. انسان یک موجود تک بعدی نیست، بلکه او علاوه بر ابعاد جسمانی و مادی دارای یک بعد ذهنی و روحی نیز است.
غفلت از بعد ذهنی و گرایش مفرط به بعد مادی مشکلی است که امروز گریبانگیر بسیاری از ماست. چنانچه اغلب ما یک زندگی تک بعدی و ناقص و نارسائی را برای خود تدارک دیده ایم و دائماً با مصائب و مشکلات ناشی از این زندگی دست به گریبانیم. مشکلاتی که به نظر حل نشدنی می‌آیند.
چند توصیه کاربردی در حیطه رفتار سازمانی به مدیران:
1-با کارکنان خود صادق باشید و از سیاسی کاری و دروغ  وعده های بی مورد در خصوص ارتقاء و انتصابات و پاداش پرهیز نمائید. این روش خاص کشورهای جهان سوم  بوده و عملا با گسترش شبکه های ارتباطی و افزایش دانش و آگاهی نیروی کار منسوخ شده است و دیگر جواب نمی دهد.کارکنان امروز ماشینهای تجزیه و تحلیل هستند و به سرعت متوجه این رفتار شما ( عدم صداقت ) خواهند شد لذا با رفتار صادقانه نه تنها قدرت مشروعیت و قدرت سازمانی شما تقویت می شود، بلکه قدرت رهبری سازمانی شما نیز افزایش می یابد و کارکنان با شما احساس همدلی نموده و اثر بخشی و کارائی آنها افزون می شود.
2-تاریخچه شکل گیری سازمانها در ایران بسیار کوتاه است، حداکثر 80 سال، شما به یک یا دو نسل عقب تر خود که برگردید متوجه می شوید که پدران و پدران پدران شما مشاغلی چون کشاورزی، پیله وری، دوره گردی، کارگران فصلی، آهنگری، دست فروشی و  مشاغل خرد اشتغال داشته اند  لذا مقایسه رفتار سازمانی در ایران با مقایسه رفتار سازمانی در کشورهای غربی که بعضاً چرخه عمر سیصد یا چهارصد ساله سازمانی دارند، امری نا به جا بوده و شما را در عمل دچار تعارض می نماید. به عبارت دیگر به کارگیری تئوریهای مکاتب مدیریتی غرب در سازمانهای ایرانی عملاً  آن بهره لازم را  در مدیریت سازمان تحت نظرتان نصیب شما نخواهد کرد.زیرا نظریه پردازان آنها ( تیلور، مایو، هرزبرگ، رابرت مک، فیدلر، مینتزبرگ، اوچی، جو ماری هچ.......) در شرایط خاص جغرافیایی و فرهنگی و اقتصادی برای نیروی کار آن زمان و مکان ارایه طریق نموده  و کاربردی بوده است.
3- تسلط خود را بر تاریخ و فرهنگ کشور و مجموعه تحت مدیریت خود را  افزایش دهید.این  نکته بسیار مهمی است شما بدون شناخت فرهنگ و تاریخ یک کشور و یا حتی یک شهر و سازمان نمی توانید مدیریت اثر بخشی  داشته باشید.
شناخت تاریخ، همچو فانوس دریایی  راهنمای شما در دریای  بیکران مجموعه تحت  مدیریتتان  است.
4-افراد باهوش را به مشاغل تکراری و کسل کننده نگمارید، زیرا علاوه بر اینکه ظرفیتهای ذهنی و خلاقیت آنها را هدر می دهید، آنها را از کار دلسرد و سرخورده می نمائید و زمینه خروج از سازمان و  ایجاد تعارض و تشکیل سازمان غیر رسمی در مجموعه تحت نظارت خود را فراهم می سازید و این به هیچ وجه برای مدیریت شما خوب نیست.
5-و اما آخرین و مهمترین و اثر بخش ترین کار در خصوص مدیریت موثر کارکنان و همسو نمودن آنها با اهداف سازمانی به کارگیری تکنیک " نا خود آگاه جمعی کارل گوستاو یونگ و یا میدان مرفوژنیک شلدریک" است
در واقع شما می توانید با استفاده از این تکنیکها برای دستیابی به اهداف مشترک با هر فرد یا گروه که می خواهید ارتباط برقرار کنید. چه این گروه کارکنان شرکت شما باشند، چه اعضای خانواده اشان چه اعضای یک تیم ورزشی و چه دوستان یا شاگردان و دانشجویان شما.
مراحل برقراری ارتباط ذهنی با یک گروه به ترتیب زیر است :
الف- روی یک صندلی راحت بنشینید و چشمانتان را ببندید. آنها را به آرامی  به سمت بالا حرکت دهید، یک نفس عمیق بکشید و به هنگام بازدم عضلاتتان را شل و ریلا کس سازید.
ب- تیم یا گروهی که قصد انتقال پیام خود را به آنها دارید در ذهنتان تجسم کنید.
ج- صمیمانه در ذهن خود به آنها خوش آمد بگویید.
د- در ذهنتان با آنها در وضعیتی که شما قصد بهبود آن را دارید به صحبت بپردازید و راه حلی پیشنهاد کنید که هم برای شما و هم برای آنها مفید و مناسب باشد.
ه-با شمارش معکوس از یک تا پنج در حالی که احساس هوشیاری عمیق و عالی دارید جلسه را به پایان ببرید.
خاطراتان باشد در انجام تمامی مراحل گفته شده، سطح امواج مغزی شما می بایست درسطح آلفا (14-7  ارتعاش در ثانیه ) باشد.
بهترین زمان برنامه ریزی ذهنی دیگران به هنگام شب است زیرا در آن موقع نیمکره راست مغز شما و مخاطبانتان آزاد شده و پذیرای پیامهای شعور جمعی است.
یادتان باشد توانائی برنامه ریزی تمام سطوح زندگی و اشیاء بی جان در این سیاره مختص انسان است و این تکنیک اخیر یکی از روشهای نوین و اثر بخش در به کارگیری منابع انسانی است و حوزه مدیریت سنتی و مکاتب موجود  ( کلاسیکها، نئو کلاسیکها، اقتضائیون، سیستمی ها  ) را در مقوله رفتار سازمانی به چالش کشیده است.
پیمان طوبایی - کارشناس  مسایل پولی و بانکی

کد N2250270