خط پایان تاجر خاص ایرانی

اسدالله عسگراولادی,درگذشت اسدالله عسگر اولادی

مرحوم اسدالله عسگر اولادی نماد نوع خاص تجارت ایرانی است که شاید دیگر به عنوان یک تجارت در دنیا قابل قبول نباشد.

این که شما کالایی از دست یکی بخرید و آن را به قیمت بالاتر به دست دیگری بدهید بدون آن که ارزش افزوده ای تولید کرده باشید، شاید در اقتصاد امروز جهان که بیشتر به سمت ایجاد ارزش افزوده و تولید است، خیلی مناسب نباشد البته وقتی کالایی را به این شکل بخواهید صادر کنید دیگر داستان فرق می کند.

مرحوم اسدالله عسگراولادی به گفته خود از پایین ترین سطح تجارت شروع کرد و توانست تا به بالاترین مدارج تجارت کالا برسد تا جایی که خودش در یکی از مصاحبه هایش می گوید تعیین کننده قیمت زیره سبز در جهان شرکت اوست و حتی در بورس نیویورک نیز قیمت این کالا را اوست که تعیین می کند.

او در تجارت خود، در این زمینه تبحر خاصی داشت و اتفاقا توانست کارهای عجیبی در حوزه تجارت انجام دهد. او به عنوان یک تاجر تا دوردست ترین نقاط جهان سفر کرد و خشکبار که کالای تجاری خود بود را به همه جا صادر کرد.

سبک تجاری مرحوم عسگراولادی منبعث از تجارت ایرانیان در طول تاریخ است. ایرانیان که کشورشان بین سرزمین های هند و چین و اروپا قرار دارند تجارتشان این بود که علاوه بر مصنوعات داخلی ، از یکی از این کشورها کالا بخرند و به آن یکی بفروشند. و عسگراولادی هم تقریبا این کار را انجام می داد با این تفاوت که دیگر او این بار کالاهای داخلی را به خارج صادر می کرد اما با همان سبک و سیاق. خرید کالا از جایی با قیمت ارزان تر و فروش آن به جایی دیگر با قیمت بالاتر. به گفته خودش اولین تجارتش خرید یک گونی کنجد بود که آن را 53 تومان خرید و به نانوای محل 70 تومان فروخت.

این سبک از تجارت در ایران هنوز هم رواج زیادی دارد و به آن کاسبی می گویند اما به هر حال این استعداد ذاتی عسگراولادی بود که این نوع تجارت را در بازارهای جهانی ادامه داد تا جایی که به ادعای خودش، تعیین کننده قیمت برخی کالاها از جمله زیره در جهان بوده است. مرحوم عسگراولادیچنان میخ تجارتش را حتی در نیویورک محکم کوبیده بود که مشتریانش حتی در زمان تحریم هم با ترفندهای محیر العقول کالایشان را از این تاجر بزرگ می گرفتند.

یکی دیگر از هوشمندی های آن مرحوم این بود که تقریبا در تمامی دولت های پس از انقلاب، او به کار خودش ادامه داد در دوره های که تفکرات چپ دولتی بر دولت مستولی بود او کم و بیش در کارش مشغول بود و در دوره های بعد هم هیچ گاه دکانش تخته نشد. او زیرکانه آموخته بود که در هر مقطعی کسب و کار خود را داشته باشد و جالب است که در مقاطعی که سرمایه داران زیر ذره بین رفتند و برخی اموالشان مصادره شد باز هم عسگراولادی به دلیل روابط خاصی که داشت و نیز درک حساسیت های آن مقطع از گزند مصادره ها در امان ماند و حتی کسب و کارش را رونق بخشید. او می دانست که چگونه با دولتمردان کنار بیاید و ارزش تجارتش را به آنها بقبولاند. در برابر خبرنگاران و آنها که ثروت او برایشان سوال بود با شجاعت تمام از کسب و کارش دفاع کرد و تقریبا همه را قانع کرد که ثروتش نامشروع نبوده و نیست.

او البته عضو ارشد حزب موتلفه بود، حزبی که تا مدت های زیادی برادرش یعنی مرحوم حبیب الله عسگراولادی دبیر کل آن بود. برخی منتقدان حزب موتلفه این حزب را در واقع حزبی اقتصادی می دانند که تعدادی از اعضایش به دنبال کسب منافع اقتصادی بوده اند. بررسی این موضوع و نوع کنش اقتصادی موتلفه که قاعدتا مرحوم عسگراولادی هم در چارچوب آن قابل تحلیل است، مجالی دیگر می طلبد و آن را به زمانی دیگر واگذار می کنیم اما واقعیت این است که عسگراولادی فراتر از حزب موتلفه یک شخصیت تجاری بزرگ است که نوع تجارتش و نگرش های اقتصادی اش قابل تحلیل و توجه است.

مرحوم اسدالله عسگراولادی را باید تحلیل کرد او به باور من تاجر سنتی موفقی در محیط اقتصادی ایران بوده است و در ایران پر فراز و نشیب با تفکرات گاه تند و گاه نامعقول اقتصادی برخی عناصر موثر در جامعه توانست گلیم خود را از آب بیرون بکشد و خود را سرپا نگه دارد.
کد N2245008