زندگی دوگانه

خواب زده ها ساخته فریدون جیرانی ازیک ایده مرکزی خوب و نه الزاما جدید برخوردار است که می توان آن را در انتخاب نام "زندگی دوگانه فیروز" مشاهده نمود...

خواب زده ها ساخته فریدون جیرانی ازیک ایده مرکزی خوب و نه الزاما جدید برخوردار است که می توان آن را در انتخاب نام "زندگی دوگانه فیروز" مشاهده نمود اما به نظر می رسد این نام که برگرفته از واقعیات امروزی ماست در روند ساخت فیلم تغییر نموده و با وجود حفظ درونمایه نام اولیه، حالتی استعاری پیدا کرده و به "خواب زده ها" رسیده است.

فیلم از همان ابتدا با رویدادی خیالی یعنی خوابی مشترک و یکسان که تعداد زیادی هم زمان و باهم آن را دیده اند، تکلیف خود را با مخاطب روشن می کند و پا را از دایره واقعگرایی خارج می نماید. فیلمساز کوشیده است با نوعی کمدی و اغراق در لباس، آرایش و برخی کنش های شخصیت های فیلم از تلخی این پدیده غیراخلاقی اجتماع - دوگانگی یا دورویی - بکاهد. اما در برخی موارد مانند رقصیدن فیروز (فرهاد اصلانی) در سالن خانه خودش در حضور دیگران فیلم را به گروتسک نزدیک می کند. این فیلم بیش از آن که روایتگر داستانی خاص باشد صحنه نمایش شخصیت پردازی است.

شخصیت هایی که یا خواب زده شده اند و یا خود را به خواب زداه اند. یکی از این شخصیت ها پیشی (شقایق فراهانی) است، زنی میانسال که با آرایش غلیظ و رفتاری سبک سرانه سعی در فرار از واقعیات دارد تا خود را جوان نشان دهد و دل در گرو عشق خواننده رپ جوانی به نام هومن (صابر ابر) سپرده که خود نیز می داند این عشق واقعی نیست و آن جوان در اولین فرصت و با اولین موفقیت وی را زیر پا خواهد گذاشت. هومن با نام مستعار دیازپام در انتظار فرصتی است که خود را از وضعیت فقر و بدبختی نجات داده و با یک کنسرت به شهرت برسد و فعلا تنها راه، پیشی است که به او ابراز علاقه می کند اما در همان حال تلاش می کند خود را به نازگل مشرقی (ساره بیات) که امکان ثروتمند شدن را دارد نزدیک نماید تا شاید از راه او به خواسته هایش برسد. او باور خود را در زمانی که نازگل برای زندگی با او تنها یک چیز می خواهد و آن هم راستگویی است به روشنی بازگو می کند " اگر دروغ نگوییم پس چگونه زندگی کنیم؟ " و این انتهای سقوط اخلاقی برای کسانی است که خود را به خواب زده اند، دروغ گفتن به خود و دیگران.

در سوی دیگر این شخصیت پردازی، نازگل و فیروز قرار گرفته اند. در سکانس افتتاحییه صورت از ریخت افتاده نازگل را در آینه مشاهده می کنیم سپس وی با پیشنهاد بی شرمانه رییس فروشگاه شیشه های محل کار او را می شکند و از آن محل خارج می شود اما وسوسه ثروت فیروز که باید رضایت او را به هر قیمتی برای زنده ماندن به دست آورد وی را به سوی لغزشگاه سقوط اخلاقی نزدیک می کند که با یک تلنگر –رویای مادر- بیدار شده و به اصل خود باز می گردد. اما بیدار شدن برای فیروز که سالها در این وضعیت دو گانه بوده است، سخت تر می باشد و این است که هشدار مرگ نزدیک می تواند تکانه ای برای او باشد تا بیداری در رقص دردناک او ظاهر شود.

زهره نبی زاده - کارشناس ارشد سینما

چاپ شده در روزنامه آفتاب یزد ۱۸/۰۷/۱۳۹۳ شماره ۴۱۸۵