اهلیت و انواع آن

از کاربردی ترین واژگان در مباحث حقوقی، اهلیت است.

از کاربردی ترین واژگان در مباحث حقوقی، اهلیت است. این واژه در زبان فارسی به معنای شایستگی است و در حقوق به معنای شایستگی اشخاص برای آنکه بتوانند صاحب مالی شوند و یا در اموال و دارایی هایشان و حل و تصرف نمایند. همه ی افراد از لحظه ی تولد شایستگی و اهلیت تملک اموال را دارند؛ چنانکه اگر فردی در زمانی که فرزندش هنوز در دوران جنینی است، فوت کند، فرزند وی به محض آنکه زنده متولد شود، از وی ارث می برد. این اهلیت در تمام طول حیات فرد وجود دارد و تنها با مرگ وی زائل می شود. لکن آنچه بیشتر بحث برانگیز است، اهلیت دخل و تصرف در اموال و دارایی هاست که معروف به اهلیت استیفا می باشد و قانون مدنی اینچنین به تبیین این اهلیت می پردازد که : هر انسان متمع از حقوق مدنی خواهد بود، لیکن هیچ کس نمی تواند حقوق خود را اعمال و اجرا کند، مگر اینکه برای این امر اهلیت قانونی داشته باشد. لذا وقتی قانون از جمله شرایط صحت معامله، اهلیت طرفین را ذکر کرده است، منظور اهلیت استیفا و اجرای حق است. حال سوال اینجاست که وجود اهلیت استیفاء مستلزم چه شرایطی است؟! غالبا سه شرط کلی و اصلی را برای تحقق این اهلیت نام می برند که عبارتند از: بلوغ، عقل و رشد.

سن بلوغ در ایران برای پسر پانزده سال و برای دختر نه سال تمام قمری است، لذا بنابه فرض وجود دو شرط دیگر که ذکر خواهد شد، هر دوطرف معامله باید به سن مذکور رسیده باشند تا معامله کامل و صحیح تلقی گردد. نکته ای که باید به آن توجه داشت آنکه بعضا یک ایرانی با فردی خارجی معامله ای می نماید، در این موارد اهلیت هریک از طرفین براساس قانون کشور متبوعشان در نظر گرفته می شود. برای مثال اگر یک ایرانی بالغ با فردی خارجی که سن بلوغ در کشور وی هجده سال است معامله کند و طرف خارجی هفده ساله باشد، معامله نیاز به تنفیذ ولی طرف خارجی دارد.

اما آنچه به عنوان شرط دیگر تحقق اهلیت نام برده شد، یعنی عقل، بدان معناست که فرد باید نیروی تفکری داشته باشد تا بتواند اداره ی امور خود را به صورت متعادل و معقولی اداره نماید و در صورت فقدان عقل، فرد مجنون محسوب می گردد. اما سومین شرط، وجود رشد می باشد؛ رشید در مقابل سفیه قرار دارد و بدین معناست که فرد از اندیشه ی درست و کافی برای اداره ی امور مالی خود بهره مند باشد لذا رشید بودن تنها در امور مالی اهمیت پیدا می کند.

هرچند تمام افرادی که فاقد هریک از این شروط باشند محجور نامیده می شوند و از انجام معامله ی صحیح و کامل محروم هستند اما در بین افراد محجور (فاقد اهلیت) نیز تفاوت هایی وجود دارد. افرادی که فاقد عقل و قوه ی تمییز هستند، چنانچه معامله ای انجام دهند، معامله از ابتدا باطل است لکن اگر فرد قوه تمییز داشته باشد و تنها به رشد نرسیده باشد (مانند نوجوانی که به بلوغ رسیده اما هنوز به رشد نرسیده است) معامله ای که انجام می دهد، در حالت خاصی قرار می گیرد که نه به طور کامل صحیح است و نه به طور کامل باطل! بلکه اگر ولی سرپرست قانونی وی معامله را تنفیذ نماید، معامله صحیح خواهد بود و اگر آنرا رد کند، باطل.

نویسنده: خدایار سعیدوزیری- روزنامه آفرینش