تشریفات بعد از مرگ

اصولا تشریفات پس از مرگ نه مختص ما ایرانی‌ها بوده و نه ما ایرانی‌ها در آن دخل و تصرف بسزایی داشته‌ایم، بلکه از نگاهی تشریفات پس از مرگ چیزی است در مایه‌های قانون انرژی که از ازل در بنیه ما انسان‌ها بوده است و تا ابد هم ادامه خواهد داشت و البته هرگز از بین‌نخواهد رفت جزآن که از صورتی به صورت دیگر تبدیل شود.

اصولا تشریفات پس از مرگ نه مختص ما ایرانی‌ها بوده و نه ما ایرانی‌ها در آن دخل و تصرف بسزایی داشته‌ایم، بلکه از نگاهی تشریفات پس از مرگ چیزی است در مایه‌های قانون انرژی که از ازل در بنیه ما انسان‌ها بوده است و تا ابد هم ادامه خواهد داشت و البته هرگز از بین‌نخواهد رفت جزآن که از صورتی به صورت دیگر تبدیل شود. می خواهی هابیل بی گناه باشی که قابیل گنهکار برای تشریفات بعد از مرگت غمبرک زده باشد یا نلسون ماندلایی که بعد از مرگش مانده باشد که چرا در عزایش ملتی سیه چرده دست کوبان می رقصند. درست است، می رقصند تا مثلا به روح بابا نلسون شان احترامی مضاعف گذاشته باشند. همه و همه این مناسک و مراسم، تشریفات پس از مرگ است، بی کم و کاست در فرهنگ های متفاوت که نوع نگاهشان به مقوله مرگ، تشریفات پس از مرگ را نیز متفاوت می کند. یکی قرمز می پوشد و دیگری سیاه. یکی دست برهم می کوبد و دیگری مو از سر می کند. تاکنون به این موضوع فکر کرده اید که مرگ یک انسان و نبود او برای زندگان دیگر چه واکنشی می طلبد. از دیرباز در فرهنگ ما تشریفات پس از مرگ به طور معمول رایج بوده است. در یافته های باستان شناسی یا نوشته های به جای مانده از چند قرن پیش احترام به مردگان برای آسودگی روحشان امری مرسوم بوده، ولی حاشیه هایی که این روزها در مراسم مرگ و میر ما ایرانی ها وجود دارد آن قدر نازیبا شده که حتی جهان بینی ما را نیز نسبت به این مقوله تغییر داده است. تشریفات پس از مرگ این روزها معضل بزرگی برای ما ایرانی ها شده است؛ معضلی که بیشتر می توان آن را تشریفات زندگی مردگان نام نهاد تا مرگ. به قول خودمان می خواهیم برای مرده مان که دستش از این دنیا کوتاه شده است، سنگ تمام بگذاریم. می خواهیم مرده مان به چشم بیاید. مانند خودرو های آخرین مدل مان که در خیابان چشم ها را خیره می کند. باید متفاوت باشیم. به عنوان مثال بیچاره مرده مان که سال ها رنگ یک مهمانی با حضور جمع فامیل را به خود ندیده است، تازه وقتی می میرد صاحبان عزا برایش نیروهای خدماتی متحدالشکل در مراسم کفن و دفن اش می گیرند یا با کرایه ظروف آنچنانی برای مراسم در فلان هتل می خواهند با سورپرایزکردن روح عزیز از دست رفته تسلی خاطر بازماندگان نیز شود. براستی تشریفاتی مانند برگزاری مراسم عزا و اجرای برنامه آواز حزین با نی و دف و تهیه سرو انواع غذاهای ایرانی و فرنگی را کجای دلمان بگذاریم. اما یادمان نرود که اگر ما در این سوی دنیا از پایکوبی عزاداران ماندلا تعجب می کنیم، شاید همین عده هم به تشریفات پس از مرگ برخی از ما ایرانی ها بخندند. مهدی نورعلیشاهی