بدل‌هایی پررونق‌تر از اصل

یکی از جنبه‌های ملموس هنر که بازخورد فعالیت‌های آن در حوزه عمومی فرهنگ براحتی قابل بررسی است، موسیقی باکلام بوده که فراگیرترین نوع آن موسیقی پاپ است.

یکی از جنبه‌های ملموس هنر که بازخورد فعالیت‌های آن در حوزه عمومی فرهنگ براحتی قابل بررسی است، موسیقی باکلام بوده که فراگیرترین نوع آن موسیقی پاپ است.

شکی نیست نوآوری هایی هم این موسیقی همراه داشته است، اما آفت هایی را هم با خود آورده که قابل چشمپوشی نیست، هر چند مسئولان امر و بیشتر از آنان اهالی فرهنگ و جامعه هنری بویژه اهالی موسیقی از کنار آن به آسانی گذشته اند.

با توجه به حجم وسیع مخاطب و گستره پوششی دور از تصور و دسترسی آسان امروز فضای مجازی به عنوان یک رسانه و بالطبع تأثیرگذاری آن از سویی و نبود ساز و کارهای کنترل دقیق و نبود حق ثبت اثر و رعایت نکردن کپی رایت در سطح وسیع از دیگر سو، سبب شده آثار انبوه شبیه سازی شده در زمینه آثار شنیداری هر روز از این فضا سر بر کند و ندای اناالحق سر دهد و جالب این که این آثار نه از نظر موسیقایی درخور توجه است و نه از نظر شعر و گاهی هم شاعر، خواننده، آهنگسازی، تنظیم و... همه و همه جز یک نفر نیست، اما جالب تر اینجاست که گاهی برخی از این آثار با اقبالی دور از تصور روبه رو می شوند.

این شبیه خوانی ها و تقلید صداها را در دو دسته می توان عنوان بندی کرد؛ یک دسته آنانی که از مدل های فارسی خوان آن سوی آبها الگو می گیرند و دیگرانی که از خوانندگان داخلی و جالب اینجاست در پاره ای مواقع صداهای بدلی ـ که حتی گاهی از صدای اصلی قابل تمایز نیست ـ بیشتر مورد توجه قرار می گیرد تا جایی که شنیده ام آلبوم یکی از ایشان در همین یکی دو سال اخیر جزو پروفروش ها بوده است. وقتی این نکات را از نظر می گذرانی می بینی که باید از نظر جامعه شناسی این موارد واکاوی شود و در کنار آن، جا دارد به آنانی که در این سراشیبی سقوط با عدم برنامه ریزی، جلوگیری از انتشار، صدور مجوز و... به افت سلیقه مردم کمک کرده اند دست مریزاد گفت؛ هرچند هروقت ماهی را از آب بگیری تازه است و هنوز هم زمان از دست نرفته و می توان برای آینده با برنامه حرکت کرد.

بدیهی است، این نوع تولیدات بیشتر به تولیداتی دارای تاریخ انقضا شبیه است که جز مدت زمان کوتاهی میهمان دستگاه های صوتی نخواهند بود که می توان آن را گونه ای موج سواری دانست که اگر با فرصت شناسی و بخت تولیدکننده اثر همراه باشد این همراهی قدری طولانی تر خواهد شد و خواننده هم به نام و نانی خواهد رسید تا زمانی که جلوه گری تازه سر بر کند. البته هنوز هم هستند صداهای اصیلی که به هنر و مردم احترام می گذارند و در پی خلق آثاری درخور شنیدن و امید بخشیدن هستند و از سیاه نمایی های معمول و واپس زدگی ها به دور بوده دوست دارند، هم مخاطبانشان و هم جامعه را با صدا و آثارشان از نشاط و امید سرشار کنند و هنوز بیشتر از درآمدزایی و جذب مخاطب به هر قیمتی، به ذات هنر اصیل و موسیقی و شعر فاخر احترام می گذارند.

عباس محمدی