امروز به تو دخیل می بندیم

امروز مشهد عطر مدینه را گرفته است.چه روز خوبی ست امروز، چه ملکوت شگفتی دارد «دهم ماه رجب»!

امروز مشهد عطر مدینه را گرفته است.چه روز خوبی ست امروز، چه ملکوت شگفتی دارد «دهم ماه رجب»!

گل های محمدی شاداب تر از هر روزند. چکاوک های جوان سر از پا نمی شناسند. کوه ها قد بلندتر شده اند و کاج های خیابان ولیعصر(عج) دست های مهربانشان را سایه مردم کرده اند.

تو دریای کرامتی، عظمتی هستی که زمین با تمام کوه هایش به پابوس تو می آید.

امروز از زیباترین سمت خراسان، نگاه بی مثالی به طرف تو می چرخد و عاشقانه روز میلاد تو را جستجو می کند. حالا حرم سلطان خراسان سرشار از عطر عود و صلوات است. حالا احساس می کنم مشهد بوی مدینه را می دهد!

کاش این واژه ها پرنده بود تا با لهجه آسمان برایت می نوشتم.

کاش موج بود تا می شد شدت تلاطم و اشتیاقم را به تو ارزانی کنم.

کاش قطره های باران بود تا تمام خویش را به پایت می ریختم. و ای کاش شاخه های گل بود تا در روز میلاد فرخنده ات، نثار قدوم مبارکت می کردم.

امروز، روز آغاز تو است. روز طلوع چشمان آفتابی ات.

تو را می بینم که از دور دست می آیی! جای بوسه فرشتگان بر گونه های نازکت مانده است.

عرش در چشمان خورشیدی ات می درخشد. باغ های انجیر و زیتون در جوار نام دلنشین ات شکوفه می دهد.

بی تردید هر دلی که با اسم مبارک تو گره خورده باشد به آبادی آیینه ها راه می یابد و پاهایش در سراشیبی شب نخواهد لغزید.

در روز میلاد تو به ضریح چشمان معصوم ات دخیل بسته ایم و از تو می خواهیم یاری مان کنی تا از شوربختی روزگار در امان باشیم و کمک مان کنی تا از شنیدن تلاوت شمشادها بی نصیب نباشیم و ما را از این کوچه های بن بست برهانی تا به آسمان «تقوا»برسیم.

امروز، در فصل تلاوت لبخند به استقبال تو می آییم. با دلی که تنها در قدم تو می دود و در پای تو می افتد.

عبدالرحیم سعیدی راد