شارل رنوویه و تجدید فلسفه نقادی‏

‏"شارل رنوویه" در سال ۱۸۱۸ در فرانسه به دنیا آمد. وی در فلسفه فرانسه به دلیل آنکه از نظریه وی فلسفه "تجدید فلسفه نقادی" شکل گرفت شناخته می‌‌شود. وی با آنکه تمایلی به تعلیم و تدریس …

‏"شارل رنوویه" در سال ۱۸۱۸ در فرانسه به دنیا آمد. وی در فلسفه فرانسه به دلیل آنکه از نظریه وی فلسفه "تجدید فلسفه نقادی" شکل گرفت شناخته می‌‌شود. وی با آنکه تمایلی به تعلیم و تدریس فلسفه اخلاق نداشت، ولی از طریق نگارش آثار متعدد، ذهن دانش پژوهان را به اندیشه های خود معطوف ساخت. وی در نظریه خود از اندیشه های کانت، هیوم و لایبنیتس استفاده جسته است. ‏

از ویژگی بارز نظریه رنوویه آن است که وی صرفاً تعقل را مبنای اندیشه خود قرار نداده بلکه ذوق، عاطفه و ایمان را نیز مورد تأکید قرار داده است. از منظر وی ایمان به معنای التزام به دین و مذهب خاصی نیست بلکه وی مفهوم مطلق ایمان را در نظر داشته است.

رنوویه معتقد بود فلسفه ممکن است بر دو رویکرد متناقض مبتنی باشد:

۱) اعتقاد به وحدت وجود و عدم تناهی در آن و لذا اعتقاد به ذات و جوهر و وجوب و موجب بودن امور.

۲) اعتقاد به تعدد و تکثر وجود و تناهی در آن و اختیاری و حادث بودن امور. وی از میان این دو رویکرد متناقض قائل به رویکرد دوم یعنی تکثر وجود و اختیاری بودن امور می باشد. منظور از تکثر وجود یعنی آنکه شماره و مدت آنها معدود و محدود بوده و دارای آغاز و پایان است. ‏

لذا رنوویه جهان و اجزای آن را منفصل، متکثر، محدود، معدود و از لحاظ مقدار و مدت متناهی می انگارد. در لسان وی بی آغازی و بی پایانی و نامحدودی و بیکرانی قابل پذیرش نمی باشد. وی بر این انگاره است که اتصال و پیوستگی و وحدت اجزای جهان ناشی از خطای ذهن می باشد. و لذا در حقیقت امور و اجزای جهان منفصل می باشند و از این رو اصل بر فردیت است نه جمعیت.‏

می توان گفت فلسفه رنوویه یک فلسفه ترکیبی از فلسفه استدلالی و تعقلی و فلسفه ذوقی و اخلاقی است. یعنی فلسفه وی بر سه عنصر عقل، عاطفه و ذوق استوار است. وی فلسفه نقادی کانت را با اندکی تغییرات و تصرفات مقبول ندانسته است. به عنوان نمونه کانت معتقد بود که انسان می تواند عوارض و حوادث را ادراک نماید. البته ذواتی نیز در جهان است که انسان قادر به ادراک آن نمی باشد. ‏

امّا رنوویه منکر وجود ذوات شده و بر این باور است که تنها حوادث که قابل ادراک توسط انسان است وجود حقیقی دارند. وی همچنین معتقد است که امر مطلق در جهان وجود ندارد. به زعم وی تمامی امور حتی ادراک نیز نسبی و نسبت می باشند.‏

رنوویه بر این عقیده است که عدالت در امور جهان حاکم می باشد. وی عدالت را مبنا و شالوده اخلاق می‌داند. به زعم رنوویه افراد مدیون یکدیگر می‌باشند. وی عمل به اعتدال و حفظ عدالت را موجب تضمین سعادت، صلح و سلامت اخلاقی بشر تلقی می‌نماید. وی جاه طلبی و خود خواهی را موجب برهم زدن سلامت و صلح در جهان برمی شمارد. رنوویه یکی از مصداق های خود خواهی را افراط در حق مالکیت می داند که به دلیل خود پرستی می تواند موجبات شرّ و عصیان گردد.‏

وی همانند کانت براین عقیده است که انسان موجودی مختار می باشد. با این وجود، وجدان انسان انجام تکالیف را به طور قطع امر می نماید. به زعم وی حس وجدان باعث می گردد انسان به برخی عقاید اعتقاد داشته و بدان ملتزم شود.

در مورد قاعده علیت، رنوویه بر این گمان است که قاعده علیت یک قاعده کلی نیست. وی امکان حدوث بدون علت را جایز می شمارد. لذا وی به اختیار معتقد است و ایجاب را در همه مورد ضروری نمی پندارد. وی تمامی اعمالی که از انسان به وقوع می پیوندد را تابع اراده و اختیار تلقی می نماید. شارل رنوویه در سال ۱۹۰۳ درگذشت.

شیوا طاهرخانی