زندگی نامه نورا جونز

نورا جونز ( نورا جونز شانکار در ۳۰ مارس ۱۹۷۹ به دنیا آمد و اسم خود را با اجازه پدرش به نورا جونز در سن ۱۶ سالگی تغییر داد). چندین جایزه Grammy به عنوان پیانیست و به عنوان خواننده و شاعر …

نورا جونز ( نورا جونز شانکار در ۳۰ مارس ۱۹۷۹ به دنیا آمد و اسم خود را با اجازه پدرش به نورا جونز در سن ۱۶ سالگی تغییر داد). چندین جایزه Grammy به عنوان پیانیست و به عنوان خواننده و شاعر در کارنامه وی موجود است. کسی که اوج موفقیت شغلی اش در سال ۲۰۰۲ با آلبوم موفق ( با من بیا) که نواختن پیانوی آن با خود او بود و هم سایه کم رنگی از روح قومی و بومی در آن آلبوم وجود داشت. آلبوم مذکور در کل جهان بیش از ۱۸ میلیون کپی فروخت و ۸ جایزه Grammy را از آن خود کرد.

جونز در نیویورک به دنیا آمد. وی دختر ستاریست معروف هندی، اوی شانکار است. اما وی دوران کودکی خودش را با مادرش گذراند، سو جونز وقتی که به دالاس و تگزاس نقل مکان کرد، نورا فقط ۴ سال داشت. نورا در دبیرستان Brooker T واشنگتن و دانشگاه شمال تگزاس درس خواند، وی در سال ۱۹۹۰، در یادگیری Jazz Piano فارغ التحصیل شد و ۲ سال بعد از تمرین نورا به نیویورک رفت جایی که با گروه wax poetic برنامه اجرا کرد.

جونز همچنین با گیتاریس معروف چارلی هانتر هم برنامه اجرا کرد. موزیک وی برخی اوقات با لیلی هالیدی و نینا سیمون مقایسه می شود. نورا از مسابقه Grammy سال ۲۰۰۳ با ۸ جایزه سربلند بیرون آمد، جایزه بهترین هنرمند تازه وارد نیز به وی اختصاص یافت.

آلبوم سال دوم دانشگاه وی به نام " احساس در خانه بودن" در ۹ فوریه سال ۲۰۰۴ به بازار آمد. علاوه بر اینکه تکرار موزیک آرام و دلنشین با من بیا، این آلبوم بیشتر به دلیل سبک کانتری ( موزیک بومی)، در یک هفته پس از ورود به بازار مورد استقبال قرار گرفت.

" احساس بودن در خانه" بیش از میلیون کپی فروخت و در همان سال روزنامه تایم، نورا جونز را به عنوان تاثیر گذارترین افراد سال ۲۰۰۴ نام برد. نورا در سال ۲۰۰۵ در مسابقه Grammy، ۳ جایزه برد که ۲ تای آن رکورد آن سال را شکست که ۲ تا از آن ها با همکاری ری چارلز در آهنگ " دوباره داریم میرویم" بود.

با من بیا

شاعر: نورا جونز

در شب با من همراه شو

با من بیا

و من برای تو آهنگ می سرایم

در اتوبوس با من بیا

با من بیا حتی اگر آنها ما را با دروغهایشان فریب دادند.

من می خواهم با تو قدم بزنم

در یک روز ابری

در دشتی که علف های زرد آن تا به زانوانمان می رسد

پس نمی خواهی سعی کنی که با من بیایی؟

با من بیا و ما همدیگر را خواهیم بوسید

در بالاترین نقطه کوه

با من بیا

و من هرگز از دوست داشتن تو دست بر نخواهم داشت

من میخواهم با باران از خواب بیدار شوم

می خواهم از روی سقف حلبی خانه بیفتم

زمانی که در بین بازوان تو در امان هستم

تنها چیزی که می خواهم تو هستی

می خواهم با من در شب بیایی

می خواهم که با من بیایی

www.elyrics.net