صنعت نساجی و خطر رکود کامل

صنعت نساجی در ایران سابقه ای چهار هزار ساله دارد. این اهمیت همواره در دوره های تاریخی گوناگون تداوم داشته است به طوری که در طول سده ها محصولات نساجی ایران به بسیاری از نقاط جهان …

صنعت نساجی در ایران سابقه ای چهار هزار ساله دارد. این اهمیت همواره در دوره های تاریخی گوناگون تداوم داشته است به طوری که در طول سده ها محصولات نساجی ایران به بسیاری از نقاط جهان صادر می شد و حتی محصولات صنعت نساجی ایران تا سه دهه گذشته یکی از عمده ترین اقلام صادراتی ایران به بازارهای اروپایی بوده است. در این حال این صنعت امروزه وضعیت پیشین را نداشته و هم اکنون حتی توان وقدرت تولید برای بازار داخلی خود را ندارد. درا ین شرایط است که در صورت عدم رسیدگی به وضعیت نابسامان آن بیم آن می رود که رکود کامل این بخش مهم صنعتی را فرا گیرد. در واقع صنعت نساجی از بزرگترین و با اهمیت ترین صنایع جهان به شمار می رود و مورد توجه بسیاری از کشور ها و اقتصاد های بزرگ دنیاست چه اینکه صنعت نساجی همواره به عنوان یکی از ارکان اساسی اقتصاد هر جامعه ای محسوب می شود. در این حال امری که مورد پرسش بسیاری از کارشناسان است عدم توجه دولت و عدم رشد این صنعت در کشور است.

در واقع مشکلات صنعت نساجی در طول چند سال گذشته رو به فزونی گراییده. در این بین هر چند برخی از مسوولان از احیای این صنعت سخن گفته بودند اما تداوم مشکلات وچالش های این بخش مهم و بحران های آن نظیر بیکاری فزاینده نیروهای آن، عدم رقابت با واردات نساجی و... عملا آینده این صنعت را در کشور در هاله ای از ابهام قرار داده است.از یک سو در حال حاضر محصولات نساجی قاچاق حدود ۹۰ درصد از حجم پارچه های موجود در بازار را به خود اختصاص داده اند که خود عاملی برای عدم رقابت پذیری صنایع نساجی و ناتوانی آنها در پایین آوردن قیمت محصولات خود محسوب می شوند. دراین بین مسلم است که کالای نساجی ارزان و گاه بی کیفیت چینی که بیشتر بدون تعرفه گمرگی وارد کشور می شود عملا سدی بزرگ بر روی فروش صنایع داخلی است. از سوی دیگر در واقع و به نگاه بسیاری یکی از مهم ترین مشکلات صنعت نساجی ایران کمبود نقدینگی است که به دلیل فقدان منابع بانکی، عدم ارایه تسهیلات مناسب به بخش صنعت است که آثار منفی این امر بر صنایع مشاهده می شود در کنار این نیز باید از تامین پنبه به عنوان مهم ترین ماده اولیه صنعت نساجی نام برد که چالش تازه ای در این صنعت به وجود آورده است. در این بین باید توجه داشت که در حالی که ۴۰سال پیش میزان تولید پنبه در ایران ۲۵۰ هزار تن بوده است اکنون به کمتر از ۸۰ هزار تن رسیده این امر بی شک نشان دهنده نیاز به اتخاذ سیاست های تعرفه ای مناسب برای واردات مواد اولیه را نشان می دهد.

آنچه مشخص است صنعت نساجی با وجود مزیت ها، پتانسیل ها و ویژگی های منحصربه فردی که دارد، می تواند با توجه دوچندان دولت به حل مشکلات آن به یک رکن اصلی در تامین نیاز داخل و در کنار آن صادرات به خارج تبدیل شود (چنانچه ترکیه سالانه ۴۰ میلیارد دلار از محل صادرات پوشاک درآمد دارد و به نگاه بسیاری در صورت تقویت بخش نساجی ایران می تواند در بسیاری از محصولات رقیبی مناسب برای کشورهایی نظیر ترکیه باشد) مسلم است که این هدف نیازمند توجه جدی و بیشتر مسوولان است تا درحمایت، اتخاذ سیاست های مناسب وسرمایه گذاری بیشتر در این بخش بکوشند. در این غیر این صورت رکود کاملی که بسیاری بر خطر بروز آن هشدار می دهند این صنعت را دچار خود خواهد کرد.

نویسنده : فرزاد رمضانی بونش