مروری کوتاه بر موسیقی شانس

دنیای ساخته شده پل استر در «موسیقی شانس» دنیایی است سرد و بی رحم که قهرمانانش را بی رحمانه می بلعد. داستان اگرچه با موضوع بازی «پوکر» پیش می رود و به شیوه رئال نوشته شده بدون هیچ بازی …

دنیای ساخته شده پل استر در «موسیقی شانس» دنیایی است سرد و بی رحم که قهرمانانش را بی رحمانه می بلعد. داستان اگرچه با موضوع بازی «پوکر» پیش می رود و به شیوه رئال نوشته شده بدون هیچ بازی پیچیده فرمی، اما در بطن ماجرا، قوانین کثیف و پیچیده جامعه سرمایه داری امریکا است که نفس خواننده و قهرمان داستان را می گیرد. تاش و پازی دو قهرمان داستان در یک نقطه مشترک هستند؛ هیچ کدام دوست ندارند تن به قوانین کار کردن بدهند. پازی مدت کمی را در فروشگاه کفش فروشی کار می کرده؛ احساس انزجار از شغلی که مدام مجبور باشد بوی پای مردم را استشمام کند و تاش مدتی کارمند آتش نشانی بوده. آنها هر دو تمایل دارند به شیوه راحت تری کسب درآمد کنند. همین است که به طرف قمار کشیده می شوند. «پازی» قمارباز ماهری است. او از طریق هوش و قریحه سرشار به راحتی دست حریف خود را می خواند اما به محض بردن بازی مورد تهاجم یا نارو قرار می گیرد.

پازی و تاش تصمیم می گیرند به حق خود برسند. جهت ادامه بازی با ثروتمند ترین قماربازهای شهر نیویورک خود را آماده می کنند. پازی معتقد است آنها پولدارهای احمقی هستند که بیشتر شبیه لورل و هاردی می مانند. با آنها تماس می گیرد. اما در ادامه داستان مشخص می شود او سخت در اشتباه بوده است.

خانه یی که قرار است در آنجا بازی کنند، در خارج از شهر واقع است. خانه از طبقات و اتاق های بی شماری ساخته شده است. یکی از مهم ترین قسمت های این خانه ماکت شهر است که استون آن را ساخته است. اوج و تمامی کلید های این رمان در همین خانه نهفته شده است. به نظر طبقات و اتاق های تودرتوی آن هر کدام نمادی از جامعه اقتصادی امریکاست که با ادامه داستان خواننده به آن پی می برد. استون ماکتی را به نام «شهر جهان» ساخته است. (ص۱۱۴)

سکوی صحنه مانند عظیمی بود که بر کف اتاق و در مرکز آن ساخته شده بود؛ با برج ها و ساختمان هایی شبیه سازی شده کوچه های باریک و آدمک های بسیار کوچک. (ص ۱۱۵)

به دادگستری نگاه کنین، کتابخانه، بانک و زندان. ویلی آنها را چهار منطقه «با هم بودن» می نامد و هر یک نقش اساسی در حفظ هماهنگی شهر دارند.

فلاور توضیح می دهد خودش حسابدار بوده است و استون کارشناس بینایی سنجی. آنها سال ها در بخت آزمایی شرکت کرده اند تا بالاخره شانس و تصادف به آنها روی آورده است، اما در ادامه داستان خواننده پی می برد آنها با نارو زدن و بعد در ادامه، با حماقت های دیگرانی چون تاش و پازی به اینجا رسیده اند. تاش و پازی همه ثروت خود را یک شبه در قماربازی پوکر می بازند و بدتر از آن با آنچه ندارند هم، بازی می کنند. شکست روی شکست و بدهی های انبارشده در یک شب و به این ترتیب آنها بردگان فلاور و استون می شوند تا بدهی خود را بپردازند.

آنها در قبال بدهی خودشان باید دیواری عظیم را بسازند؛ آنچه تمام بردگان در طول تاریخ انجام داده اند. که نمادین بودن اثر در همین قسمت گستره می یابد. (ص ۱۶۷)

«در اینجا نمونه دیوار را دارید که ۶۵۰ متر طول و ۵/۶ متر ارتفاع داره. نه ستون یا نیم دایره یی، هیچ تزییناتی نداره، فقط یک دیوار صاف و ساده است.

تاش گفت؛ دو هزارپا. طولش تقریباً یک سوم مایله.

پازی گفت؛ ما هیچ وقت نمی تونیم تمومش کنیم.»

پازی و تاش با توجه به مخارجی که خودشان نیز دارند، هیچ بار موفق به پرداخت بدهی خود نمی شوند. به این ترتیب داستان به تراژدی اسفباری تبدیل می شود که هیچ راهی جز به استقبال مرگ رفتن برای آنها وجود ندارد.استون و فلاور که نمایندگان برده داری مدرن به شمار می آیند، در خانه شان با آهنگ نخستین نت های سمفونی پنج بتهوون به صدا درمی آید. آنها از هنر موسیقی تا هنر فرش بافی ایران... همه را در جهت دنیای خویش به کار می گیرند. همین است که پازی و تاش فریفته می شوند.دیوار، حمل سنگ های سنگین و بسیاری از بن مایه های اثر در عین حال که ریشه در فلسفه پوچ گرایی دارند، نگاه تلخ پل استر را نسبت به جهان در خواننده ریشه دار می سازد. فلسفه سرد و تلخ که انسان را در تمدن امروزه مایوس می کند... در انتها باید گفت خواننده یی که با دنیای پل استر عجین می شود، هیچ گاه نمی تواند با جهان به صلح برسد.

میترا داور