«ابوزکریا یوحنا بن ماسویه» (درگذشت ۸۵۷ میلادی) از پزشکان برجسته گندی شاپور بود که به دعوت خلیفه عباسی به بغداد رفت و در آنجا به آموزش پزشکی پرداخت. ابن ماسویه کتابی در چشم پزشکی …

«ابوزکریا یوحنا بن ماسویه» (درگذشت ۸۵۷ میلادی) از پزشکان برجسته گندی شاپور بود که به دعوت خلیفه عباسی به بغداد رفت و در آنجا به آموزش پزشکی پرداخت. ابن ماسویه کتابی در چشم پزشکی نوشت که به زبان عربی موجود است و کهن ترین کتاب چشم پزشکی دوره اسلامی به شمار می آید. می گویند چون در دوره اسلامی تشریح انسان جایز نبود، به تشریح میمون می پرداخت. «ابن ماسویه» به داشتن زبان تیز و بی پروایش مشهور بود و سخنان کنایه آمیزش گاه چنان گیرا بوده که در تاریخ ثبت شده است. برای مثال «ابن ندیم» در کتاب الفهرست می نویسد روزی به یکی از درباریانی که او را آزار رسانده بود، گفت؛ «اگر نابخردی و نافهمی که در وجود توست به فراست تبدیل می شد و آن را بین صد سوسک توزیع می کردند، هر یک از آنان در معرفت از ارسطو پیش می افتاد،» یکی از شاگردان این پزشک چیره دست ولی تندزبان، به نام «حنین بن اسحاق»، روزی در کلاس درس با پرسش های بی پایان خود استادش را کلافه کرد.

استاد از کوره در رفت و بر سر حنین فریاد زد؛ «برو به همان جا که از آنجا آمدی. به نظر من تو هم باید بروی مانند همشهری های دیگرت در حیره صرافی کنی. دست از پزشکی بردار. این برای تو شغل نمی شود،» نوشته اند که «حنین» از این سخن بسیار آزرده خاطر شد و تصمیم گرفت با آموختن زبان یونانی و دست یافتن به کتاب های پزشکان یونانی پاسخی عملی به سخنان تحقیرآمیز استادش بدهد. چنین کرد و از پزشکان برجسته روزگار خود شد، به گونه یی که «جبرئیل بختیشوع»، پزشک گندی شاپوری که حنین نزد او شاگردی کرده بود، او را «استاد حنین» صدا می کرد، حال آنکه هنوز به ۲۰سالگی نرسیده بود.

«حنین بن اسحاق» با پشتیبانی «بنوموسی» (پسران موسی بن شاکر خراسانی) کار ترجمه آثار یونانی به عربی را آغاز کرد. روزی چند برگ از ترجمه های او را به ابن ماسویه نشان دادند و او در پاسخ گفت؛ «چنین ترجمه یی کار بشر معمولی نیست، مگر اینکه ارواح مقدس او را در این کار یاری کرده باشند.» هنگامی که دریافت آن ترجمه ها کار حنین است، گفت؛ «به حنین بگویید من افتخار می کنم اگر اجازه بدهد از این پس از جمله دوستانش باشم.» «حنین» در بغداد تدریس پزشکی را آغاز کرد و «جبرئیل بختیشوع» ۷۰ساله، بی آنکه احساس حقارت کند، در جلسه درس اش حاضر می شد. نوشته اند گاهی «ابن ماسویه» نیز در مجلس درس اش حاضر می شد، یعنی در کلاس درس شاگرد خود که روزی با گفتار تندش او را از مجلس درس بیرون کرده بود.

برای آگاهی بیشتر؛

قفطی. تاریخ الحکماء (ترجمه فارسی از قرن یازدهم هجری). به کوشش بهمن دارایی. انتشارات دانشگاه تهران، چاپ دوم ۱۳۷۱.