آفتاب
 
تمام شاخه‌ها
روانشناسی
افسردگی
 
فرستادن سوال جدید
آفتاب
بهداشت‌و درمان
علوم کشاورزی
کامپیوتر و اینترنت
روانشناسی
حقوق
سفر و اقامت
بانک و بیمه
مدیریت
دین و اندیشه
علم و آموزش
ورزش
فرهنگ و هنر
خانه و خانواده
پرسشهای من
  افسردگی
راهنما
پرسشهای سیستم پرسشهای کاربران
چه کسی آماده است یک پایگاه آموزش کامپیوتر راه اندازی کندو پاسخ این همه سوال دوستان را بدهد و نام شرکت خود را بر سر زبانها جاری کند
۲ فروردین ۱۳۸۸ | (۱) پاسخ
با سلام
دختری هستم ۲۰ساله که از سخن گفتن در جمع هراس دارم .درواقعه یک نوع استرس دارم نمی دانم برای حل این مشکل چکار کنم ؟؟؟؟
با تشکر
۱۸ اسفند ۱۳۸۷ | (۶) پاسخ
سلام به دوستان
با کسی رابطه دوستی دارم که خیلی همدیگر را دوست داریم ولی بخاطر اینکه از آشنایان نزدیک من است نمی توانیم باهم ازدواج کنیم که یک مسئله آن به خانوادهء او ربط دارد و یک مسئله آن به اینکه قبلا̎ با کسی نامزد کرده وبهم زده و به این خاطر دیگر قصد ازدواج را سر خود خارج کرده لطفا̎ می توانید راهنمائیم کنید؟
۲۸ آبان ۱۳۸۷ | (۰) پاسخ
چگونه نه گفتن را یاد بگیرم ؟
۱۲ آبان ۱۳۸۷ | (۴) پاسخ
با سلام و خسته نباشید .
حدود ۲سال پیش با پسری آشنا شدم .هر کاری که می کردم می فهمید مثلا ً می گفت کنار تختت الان یه نایلون آبی هست و...
هر چی می گفت درست بود ازش پرسیدم چطوری می فهمی میگفت من مثل یه حاله ی بیرنگی می بینم و به مرور زمان گفت روحم را از بدنم هم جدا کردم . . .

الان دوستیمون تموم شده همش احساس می کنم دنبالم هست هر جا می رم با هامه وحشت خیلی زیادی دارم می ترسم تنها توی اتاقم بخوابم حتی در طول روز البته مواقعی این حسم کم رنگ میشه ولی بیشتر وقتها شدت پیدا می کنه بخصوص وقتی نماز می خوانم . . .
الان هم احساس می کنم پشت سرم ایستاده داره می خونه تمام نوشته هام را .
کمکم کنید حس خیلی بدی دارم
ممنون از لطفتون
شاد باشی و بهاری
۲۷ مهر ۱۳۸۷ | (۴) پاسخ
با سلامی گرم ومحبت امیز خدمت شما روان شناس عزیز .من دو سوال از شما داشتم.۱ـماخانواده ۶ نفری هستیم ۳ خواهر به ترتیب ۲۵ .۲۴.و۱۷ ساله و یک برادر ۶ساله .برادر من بسیار بد غذا خور است .و حتی هنوز مادرم به او غذا میدهد .چون اگر به او غذا ندهد اصلا رقبتی برای خوردنش ندارد .به خصوص برای شام خوردن اگر مادرم غذا جلویش بگذارد وبرود برادرم دویا سه قاشق غذا میخورد و بعد لقمه های بعدی را در دهانش نگه میدارد ونمیخورد یا همیشه تلوزیون را روشن میکند وحواسش به تلوزیون است ولقمه ها در دهانش .هرچه هم به او تذکر بدهیم یا بگوییم مسابقه میگذاریم کی زودتر میخوره فایده نداره واگر هم تلوزیون را خاموش کنیم .روشن میکنه یا قهر میکنه.وبرای این بد غذا خوری اش مادرم خودش به او غذا میدهد تا اینجوری حداقل دو.سه لقمه بیشتر بخورد.اما اشتهای ان چنانی ندارد ونسبت به هم سنو سالهایش لاغرتر وضعیفتر است. حتی مادرم به خاطر اینکه مجبورش کند موقعی که گرسنه میشود خودش بخورد وغذا دهانش نگذارد.اصلا انگار نه انگار که گشنه است ومیخوابد وهمیشه سر همین موضوع پدرم .مادرم را سرزنش میکند که تقصیر توست که خوابش برد. این مشکل ۶ساله ماست .ومشکل دیگری که وجود دارد این است که ما سه خواهر را میزند با مشت یا لگد یا با شمشیر هایش وبا اقوام هم همین طور است واز سوی انها مورد سرزنش قرار میگیرد ولی به نظر من راه ارتباط برقرار کردن را نمیدونه وهر وقت میخواد توجه کسی و جلب کنه یا بازی کنه این کارها رو میکنه .من از شما میخواهم که شما ما رو راهنمایی کنید که چه رفتاری داشته باشیم.واماسوال۲ـمن ۲۴سالم ولی در اکثر مواقع اضطراب دارم وبدنم میلرزددر موقع اضطرابویا تپش قلب میگیرم به خصوص موقع ارتباط برقرار کردنبا دیگران راحت بر خورد ندارم .به پیش روان شناس رفتم وبا سوالاتی که از من میکرد در سه جلسه گفت من مشکل افسردگی ندارم اما من نمی خواهم موقع ارتباط بر قرار کردن استرس داشته باشم ویا قلبم هوری رو هم بریزه و یا موقع مهمان امدن یا مهمانی رفتن حداقل ۱ ساعتی استرس دارم وعرق سرد میریزم وبعد عادی میشوم اما پرو نیستم.من خواب راحتی دارم ناخن هایم رو نمی جوم ولی بعضی از اوقات به خصوص موقع اضطراب داشتن ویا به خواسته ام نرسیدن نا امید می شوم .به نظر شما من باید چه کار کنم تا خوب خوب شوم واضطراب نداشته باشم.وموقع دکتر رفتن هم حتی برای یه سرما خوردگیه ساده استرس پیدا میکنم وقلبم تپش میکند ولی بعد از ۱۰ دقیقه کم وزیاد خوب میشم.من دیپلم تجربی هستم وسال اولم پرستاری.و۲سال بعدش هم مواد غذایی دانشگاه ازاد قبول شدم نرفتم وسالهای بعد قبول نشدم ولی دلم میخواهد رشته خوب وبا ارزشی قبول شوم .حتی میدونم که باید زحمت بکشم وبه خودم هم قول میدهم حتی مشاوره هم رفتم ولی انگار از درسهام خسته ام و حرف زدن مشاوره هم فایده نداشت سه جلسه بیشتر پیشش نرفتم چون درس نمی خوندم اما اضطرابش و داشتم.حتی پارسال هم ازمون قلمچی اسم نوشتم اما اخرش نمی دونم چرا حس خوندن وانگیزه در من ایجاد نمیشود.وامسال من سر کار میروم اما دوست دارم این قدر تلاش کنم که دندان پزشکی قبول شوم .من از شما عذر خواهی میکنم که سرتان را درد اوردم وازشما میخواهم حتما به طور کامل من را راهنمایی کنید حتی اگر چند صفحه شود.... راستی من خواستگارهایم رو اجازه نمی دهم به خانه مان بیایند چون اضطراب میگیرتم حتی اگه دوستش داشته باشم ودر این مواقع اضطرابم بیشتر میشود واصلا راحت نمیشوم ومدام خودم را به خاطر این عیبم سرزنش می کنم .. من از شما صمیمانه به خاطر این که پاسخ مرا میدهید ووقتتان را در اختیار من میگذارید بسیار ممنونم وبرای شما ارزوی تندرستی دارم.خدانگهدارشما
۱۳ شهریور ۱۳۸۷ | (۰) پاسخ
سلام
آیا ترازدون موجب بالا رفتن سطح هوشیاری می شود؟
۴ اسفند ۱۳۸۶ | (۰) پاسخ
سشسسسلام دختری هستم ۱۹ ساله متاسفانه نمیتونم با اطراهیانم اطرافیانم رابطه برقرار کنم چه دختر چه پسر خواهش میکنم من میکنم راهنماییم کنید
۲۱ تیر ۱۳۸۶ | (۵) پاسخ
ابا سلام من دختری 22 ماهه دارم که کودک شاداب و سلامتی است.جو خانوادگی سالم و شادی داریم.من مهندس هستم و همسرم نیز کارشناس ارشد مدیریت است.از نظر مالی نیز در وضعیت مطلوبی هستیم و دخترم تک فرزند است.مشکلی دارم و آن اینکه هروقت دخترم عصبانی میشود ویا کسی دوست داشته باشد او را در آغوش بگیرد و نوازش کند سیلی نسبتا آرام و گاهی تند به صورت خودش میزند و جیغ کوتاهی میکشد.بعبارتی خودزنی میکند.ما از این حالت نگرانیم.گاهی نیز در صورت ناکامی از بدست آوردن چیزی سرش را به دیوار یا زمین میکوبد.چکار میتوانیم انجام دهیم که این وضعیت برطرف شود؟
لطفا پاسخ را به nshtakbari@yahoo.com ارسل فرمایید.متشکرم
۶ تیر ۱۳۸۶ | (۱) پاسخ
سلام من دانشجو هستم وتازه از جمله دانشجویان معدل الف من همیشه برای شاگرد اول تا سوم با بچه ها رقابت می کنم و همین امر با عث شده که فشار زیادی به من وارد شود نمی دانم چطور دست از حسادت بردارم دارم دیوانه می شوم باد توجه به این که من خوابگاهی هم هستم
۱۲ اردیبهشت ۱۳۸۶ | (۲) پاسخ
اگر دختری که حال 19 سال دارد و در سن 7 سالگی توسط یکی از افراد فامیل مورد آزار قرار گرفنه باشد و همیشه در طی چند سال بعد هم نگران این موضوع بوده است و حال از مردان می ترسد چه باید کرد؟
۲۸ فروردین ۱۳۸۶ | (۱) پاسخ
آیا تست خاصی برای فهمیدن ابتلا به افسردگی وجود دارد؟
۱۹ آذر ۱۳۸۵ | (۱) پاسخ
با سلام من پسری 31 ساله هستم از مدت ها به خود ارضاعی شغول هستم و لذت زیادی از این کار می برم جدیدا" به بوهای مختلف تحریک می شوم و حتی بوی پا و لباس زیر زنانه، نمی دانم چه کنم که این چیزها از سرم بره خیلی تلاش های مختلف کردم ، درت جنسی من بسیار بالا است، چه کنم که دیگه این کار را نکنم
لطفا" به آدرس ایمیل من که : iibc@bk.ru هست جواب را ارسال کنید
۶ مهر ۱۳۸۵ | (۲) پاسخ
روان درمانی چیست؟
۳۰ شهریور ۱۳۸۵ | (۱) پاسخ
سلام.ایا مصرف پروزاک باعث بی اشتهایی و بی خوابی میشود؟ ایا مصرف همزمان پروزاک و قرص دیان و اسپیرونولاکتون اشکالی دارد؟ ممنون میشم اگر جواب بدید.با تشکر.
۲۱ خرداد ۱۳۸۵ | (۱) پاسخ
نظریه ی مشاوره و روند درمانی
۱۶ خرداد ۱۳۸۵ | (۰) پاسخ
با سلام

می خواستم اطلاعاتی را در مورد فمنیسم بدانم .
با تشکر
۱۵ آبان ۱۳۸۴ | (۰) پاسخ