چرا این قصیده را به دکتر محمود افشار اهدا کردم؟
از هم‌نشینی با دکتر افشار که از سه‌ چهارسالگی شروع شد و تا چهارده پانزده‌‌سالگی دوام یافت، به‌سوی ادبیات، تاریخ، سیاست، جغرافیا و غیره کشیده شدم. حدود سیزده‌سال داشتم که دکتر افشار به خانه ما آمده و حدود بیست روز آنجا بود. مجلات فراوانی ساخته بود و من آنچنان شیفته و مفتون مطالب کتاب‌ها شده بودم که نیم ساعت دیرتر از شروع امتحان شرعیات وارد سالن امتحان شدم به‌هر حال چون مرا به‌عنوان دانش‌آموز نمونه می‌شناختند اجازه دادند تا سر امتحان حاضر شوم.
دکتر افشار فردی سرسخت، پرکار و با شخصیتی پولادین بود و تمامی زندگی خود را در جنگ و نزاع گذراند. دکتر از نظر عقاید سیاسی شدیداً ضد استعماری بود و تمام بدبختی‌های ملت ایران را ناشی از امپریالیست‌های انگلیس هیأت حاکمهٔ فاسدهٔ مستبده را عامل آن می‌دانست.

فایل(های) الحاقی

زندان بزرگ zendane-bozorg.pdf 198 KB application/pdf