از بسیاری جهات این هری‌پاتر ما، بچه‌ای بود که با سایر بچه‌ها فرق می‌کرد. مثلاً او از تعطیلات تابستانی مدرسه‌، بیش از سایر وقتهای دیگر خوشش نمی‌آمد یا اینکه علاقهٔ بسیار زیادی به انجام تکالیف مدرسه داشت ولی چاره‌ای جز آن نداشت که آنها را در وسط شب که همه خوابند انجام دهد تا کسی متوجه او نشود.از طرفی می‌دانیم که هاری، یک جادوگر بود.
ساعت، تقریباً نزدیکی‌های نیمه شب بود که هاری در رختخواب خودش دراز کشیده بود، و یک چراغ قوه‌دستی و کتابی که جلدی چرمی داشت در زیر پتو بدستش گرفته بود. نام کتاب تاریخ شعبده بازی نوشتهٔ باتیلدا باگشات بود.در زیر لحاف کتاب را باز گذاشته و ... .

فایل(های) الحاقی

هاری‌پاتر و زندان آزکابان Harry Patter1.pdf 1,007 KB application/pdf