چون عهده نمی‌شود کسی فردا را
حالی خوش دار این دل پر سودا را

می نوش به ماهتاب ای ماه که ماه
بسیار بتابد و نیابد ما را

قرآن که مهین کلام خوانند آن را
گهگاه نه بر دوام خوانند آن را

بر گرد پیاله آیتی هست مقیم
کاندر همه جا مدام خوانند آن را

گر می نخوری طعنه نزن مستان را
بنیاد مکن تو حیله و دستان را

تو غره به آن نشو که می می‌نخوری
صد لقمه خوری که می غلام است آن را

فایل(های) الحاقی

رباعیات خیام khaiyam.pdf 343 KB application/pdf