بسیار قصه‌ها به پایان رسید و باز
غمگین کلاغ پیر ره آشیان نجست
اما هنوز در تک این شام مپرد
پرسان و پی‌کننده هر قصه از نخست
دل دل زنان ستاره خونین شامگاه
در ابر می‌چکد
سیمرغ ابرها
می‌رفت تا بمیرد در آشیان شب
پهلو شکافته
سهراب
روی خاک
می‌سوخت می‌گداخت
در شعله‌های تب
آوا اگر که بود تک شیهه بود...

فایل(های) الحاقی

مهره سرخ Mohre-Sorkh.pdf 145 KB application/pdf