ادیت سودرگران در سال ۱۸۹۲ در خانواده‌ای فنلاندی ـ سوئدی از طبقهٔ متوسط در سنت پترزبورگ، پایتخت آن زمان روسیه به دنیا آمد. خانواده سودرگران چند ماهی پس از تولد ادیت به رای ولا، در شصت کیلومتری سنت پترزبورگ نقل مکان کرد. وی در نوجوانی به بیماری سل مبتلا شد و بیشتر دوران زندگی‌اش را تا مرگ زودهنگام خود در سال ۱۹۲۳ در بیمارستان مسلولین به سر برد... .

”شامگاهان، هوا رو به خنکی می‌رود“

شامگاهان هوا رو به خنکی می‌رود
گرما را از دست من بنوش
در دست من خون بهار جاری است
دستم را بگیر،
بازوی سپیدم را بگیر
دلتنگی شانه‌های لاغرم را بگیر...
چه شگفت می‌بود
اگر تنها یک شب، شبی چون امشب
سنگینی سر تو را بر سینه‌ام حس می‌کردم ...

فایل(های) الحاقی

سرزمینی که وجود ندارد NeverLand.pdf 598 KB application/pdf